English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to type in quadruplicate U چهارنسخه ماشین کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
quadruplicate U در چهارنسخه تهیه کردن
machines U ماشین کردن با ماشین رفتن
machine U ماشین کردن با ماشین رفتن
machined U ماشین کردن با ماشین رفتن
self binder U ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
universal U نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed . U نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
shut down U خاموش کردن و متوقف کردن کارایی ماشین یا سیستم
operates U تکار کردن یا باعث کار کردن ماشین شدن
operated U تکار کردن یا باعث کار کردن ماشین شدن
operate U تکار کردن یا باعث کار کردن ماشین شدن
machinists U ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinist U ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
arm U 1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
printed U ماشین کردن
type write U ماشین کردن
print U ماشین کردن
prints U ماشین کردن
type U ماشین کردن طبقه بندی کردن
types U ماشین کردن طبقه بندی کردن
typed U ماشین کردن طبقه بندی کردن
type write U ماشین نویسی کردن
cybernetics U مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading U معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
bench lathe U ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machine U 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machined U 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines U 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
blender U ماشین مخصوص مخلوط کردن
blenders U ماشین مخصوص مخلوط کردن
hit the road <idiom> U ترک کردن (معمولابرای ماشین)
bulldoze U روی ماشین بولدوزکار کردن
bulldozing U روی ماشین بولدوزکار کردن
bulldozes U روی ماشین بولدوزکار کردن
wind up <idiom> U سفت کردن فنر ماشین
bulldozed U روی ماشین بولدوزکار کردن
to cross-check the result with a calculator U حل را مجددا با ماشین حساب بررسی کردن
turn on U وصل کردن منبع تغذیه یک ماشین
pull over <idiom> U متوقف کردن ماشین گوشه جاده
faxed U مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxing U مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxes U مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
cross compiler U کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
fax U مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
disassembler U برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
mechanising U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanised U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanize U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizing U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizes U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanises U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
forklift U ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
feeds U وارد کردن کاغذ در ماشین یا اطلاعات در کامپیوتر
to switch on the dipped [dimmed] headlights U چراغ نور پایین [ماشین] را روشن کردن
feed U وارد کردن کاغذ در ماشین یا اطلاعات در کامپیوتر
double column vertical boring mill U ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
microphonics U انعکاس صدای کار کردن ماشین الات در میکروفن
combines U ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
take to pieces U پیاده کردن اجزاء ماشین یاکارخانه و مانند اینها
combine U ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
combining U ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
assembled U ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembles U ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assemble U ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembler U یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
telephoned U ماشین برای صحبت کردن با کسی یا اتباط با کامپیوتر دیگر
telephoning U ماشین برای صحبت کردن با کسی یا اتباط با کامپیوتر دیگر
to goose [American E] the engine U موتور [ماشین] را روشن کردن [که صدا مانند زوزه بدهد]
telephone U ماشین برای صحبت کردن با کسی یا اتباط با کامپیوتر دیگر
to rev [British E] the engine U موتور [ماشین] را روشن کردن [که صدا مانند زوزه بدهد]
telephones U ماشین برای صحبت کردن با کسی یا اتباط با کامپیوتر دیگر
tedder U ماشین مخصوص پخش وخشک کردن علف درو شده
pace lap U دور پیست را باهم رفتن برای گرم کردن ماشین در اغازمسابقه
to jump-start someone's car U کمک برای روشن کردن [خودروی کسی را با باتری مستقلی یا ماشین دیگری]
chain U روش وصل کردن یک وسیله با یک کابل که داده را از یک ماشین به دیگری منتقل میکند.
atm U ماشین الکترونیکی در بانک با وارد کردن کارت مغناطیسی پول را خرد میکند
carburizing U گرم کردن قطعات فولادی ماشین شده در اتمسفر قوی از گازهای هیدروکربن
chains U روش وصل کردن یک وسیله با یک کابل که داده را از یک ماشین به دیگری منتقل میکند.
monitor U برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
monitored U برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
ager U نوعی ماشین بخار جهت ثابت کردن رنگ ها و افزایش ظاهری قدمت فرش
monitors U برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
port U مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خارج کردن یا ارسال داده به ماشین دیگر یا وسیله دگر میدهد
d.c. machine U ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
the machine is in operation U ماشین در گردش است ماشین دایر است
digital computer U ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
automated teller machine U ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
smoke test U بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
operational U آنچه کار میکند یا مربوطه به نحوه کار کردن ماشین است
preparations U تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparation U تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
willy U ماشین حلاجی پشم و پنبه حلاجی یا پاک کردن
Jacquard loom U ماشین بافندگی ژاکارد [این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
machine U تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machined U تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machines U تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
gig U ماشین خارزنی [این وسیله برای یکنواخت کردن سطح پرزها و گرفتن ذرات از سطح بافت بکار می رود و در صنعت فرش ماشینی و بعضی منسوجات کاربرد دارد.]
leaders U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
motor U ماشین
machined U ماشین
motor- U ماشین
motored U ماشین
engine U ماشین
automaton U ماشین
runner U ماشین چی
machine U ماشین
runners U ماشین چی
automatons U ماشین
machanist U ماشین چی
motors U ماشین
mills U ماشین
plant U ماشین
wheeling U رل ماشین
mechanism U ماشین
pressmen U ماشین چی
plants U ماشین
wheel U رل ماشین
pressman U ماشین چی
wheels U رل ماشین
apparatus U ماشین
machines U ماشین
gins U ماشین
freeze-up U ماشین
gin U ماشین
mechanisms U ماشین
mill U ماشین
machine language U زبان ماشین
machine builder U ماشین ساز
machine dependent U وابسته به ماشین
machine intelligence U هوش ماشین
machine building U ماشین سازی
analytical engine U ماشین تحلیلی
machine check U برسی ماشین
machine interupption U وقفه ماشین
machine capacity U فرفیت ماشین
machine instruction U دستورالعمل ماشین
machine fault U نقص ماشین
machine operator U اپراتور ماشین
machine error U خطای ماشین
car tyre [British] U چرخ ماشین
car tire [American] U چرخ ماشین
machine dependent U وابسته ماشین
machine cycle U چرخه ماشین
clipper U ماشین موزنی
machine independent U مستقل از ماشین
machine designer U طراح ماشین
machine equipment U تجهیزات ماشین
machine fault U عیب ماشین
paper mill U ماشین کاغذسازی
typewriter U ماشین تحریر
mimeograph U ماشین تکثیر
millwright U ماشین ساز
milling machine U ماشین فرز
milling machine U ماشین تراش
power shovel U ماشین خاک کش
gearing U دندههای ماشین
typewriters U ماشین تحریر
object machine U ماشین مقصود
washing machines U ماشین رختشویی
drive! U برون! [با ماشین]
open machine U ماشین باز
knitting machine U ماشین کش بافی
knitting machines U ماشین کش بافی
autos U ماشین سواری
auto U ماشین سواری
aerial ladder truck ماشین آتشنشانی
cropper U ماشین موزنی
metal cutting tool U ماشین ابزار
motorway U راه ماشین رو
machine run U رانش ماشین
machine oriented U ماشین گرا
machine operator U متصدی ماشین
ambulance car U ماشین تصادفات
machine operator U کارگردان ماشین
machine operating U عملکرد ماشین
machine oil U روغن ماشین
machine learning U فراگیری ماشین
machine run U اجرای ماشین
machine time U وقت ماشین
machine word U کلمه ماشین
motorways U راه ماشین رو
accounting machine U ماشین حسابداری
machinist's mate U ماشین ساز
acyclic machine U ماشین تک قطب
machinist's mate U ماشین کار
unipolar machine U ماشین تک قطب
adding machine U ماشین افزایشگر
machinelike U ماشین وار
machine based U مبتنی بر ماشین
electrostatic machine U ماشین الکتروستاتیکی
typists U ماشین نویس
scoop U ماشین حفاری
chauffeur U راننده ماشین
chauffeured U راننده ماشین
calculating machine U ماشین حساب
chauffeuring U راننده ماشین
calculating machine U ماشین محاسباتی
calculating machine U ماشین محاسبه
calculator mode U مد ماشین حساب
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com