Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 230 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
obviate
U
رفع نیاز کردن
obviated
U
رفع نیاز کردن
obviates
U
رفع نیاز کردن
obviating
U
رفع نیاز کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
demand
U
تکنیک بار کردن بستههای پروتکل در حافظه فقط در صورتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
demand
U
یچ کردن بین مدارها وقتی نیاز باشد
demanded
U
تکنیک بار کردن بستههای پروتکل در حافظه فقط در صورتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
demanded
U
یچ کردن بین مدارها وقتی نیاز باشد
demands
U
تکنیک بار کردن بستههای پروتکل در حافظه فقط در صورتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
demands
U
یچ کردن بین مدارها وقتی نیاز باشد
overlay
U
نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
overlaying
U
نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
overlays
U
نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
discard
U
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
discarded
U
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
discarding
U
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
discards
U
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
compile
U
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiled
U
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiles
U
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiling
U
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
operation
U
دستوری که نیاز به آدرس کردن اش نداشته باشد
resident
U
داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
residents
U
داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
semaphore
U
مشخصات دو کار و تصدیق مناسب برای جلوگیری از قفل کردن یا سایر مشکلات وقتی که هر دو نیاز به وسیله جانبی یا تابعی دارند
criminal court
U
راز و نیاز کردن
DPA
U
روش بار کردن پشتههای پروتکل در حافظه فقط وقتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
hard hyphen
U
خط کجی که به هنگام هجی کردن مورد نیاز بوده وهمیشه چاپ می گردد
standalone
U
که بدون نیاز به وسیله دیگر قابل کار کردن است
Life in not a problem to be solved, but a reality to be experienced.
U
زندگی مسئله ای نیست، که نیاز به حل کردن داشته باشد، بلکه حقیقتی است که باید تجربه کرد.
Other Matches
LUT
U
مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند توسط برنامه بدون نیاز به محاسبه هر نتیجه در صورت نیاز
cleaned
U
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
clean
U
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest
U
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleans
U
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
discretionary
U
آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
demanded
U
نیاز
need
U
نیاز
demand
U
نیاز
demands
U
نیاز
requirement
U
نیاز
needed
U
نیاز
needing
U
نیاز
self sufficing
U
بی نیاز
needless
U
بی نیاز
self-sufficient
U
بی نیاز
demand
U
نیاز
need
U
نیاز
requirement
U
نیاز
want
U
نیاز
quasi need
U
شبه نیاز
manifest need
U
نیاز اشکار
prerequisite
U
پیش نیاز
construction need
U
نیاز سازندگی
prerequisites
U
پیش نیاز
cognizance need
U
نیاز شناخت
capital requirement
U
نیاز سرمایه
agamic
U
بی نیاز ازتخم نر
n affiliation
U
نیاز پیوندجویی
self explaining
U
بی نیاز از توصیف
self contained
U
برون بی نیاز
demands
U
نیاز احتیاج
social need
U
نیاز اجتماعی
nurturance need
U
نیاز مهرورزی
need gratification
U
ارضای نیاز
demanded
U
نیاز احتیاج
succorance need
U
نیاز مهرطلبی
structural requirement
U
نیاز استاتیکی
demand
U
نیاز احتیاج
urgency of need
U
ضرورت نیاز
sweet nothings
U
راز و نیاز
felt need
U
نیاز هشیار
affiliation need
U
نیاز پیوندجویی
necessity
U
نیاز نیازمندی
requirement
U
مورد نیاز
self-evident
U
بی نیاز از اثبات
wanted
U
نقصان نیاز
want
U
نقصان نیاز
self-explanatory
U
بی نیاز از توصیف
self explanatory
U
بی نیاز از توصیف
achievement need
U
نیاز پیشرفت
n achievement
U
نیاز پیشرفت
demand processing
U
پردازش بر اساس نیاز
lime requirement
U
اهک مورد نیاز
chemical oxygen demand
U
نیاز شیمیایی اکسیژن
floor space occupied
U
فضای مورد نیاز
custom ROM
U
مین نیاز مشتری
defendance need
U
نیاز خویشتن پایی
deference need
U
نیاز دنباله روی
c.o.d
U
نیاز شیمیایی به اکسیژن
need press theory
U
نظریه نیاز- فشار
self sufficient
U
مستغنی بی نیاز از غیر
reserve requirements
U
ذخائر مورد نیاز
dominance need
U
نیاز سلطه گری
required supply rate
U
نواخت مهمات مورد نیاز
postfix
U
و نیاز به کروشه را از بین می برد.
post free
U
بدون نیاز به تمبر زدن
netblock
U
ابشاری که نیاز به دفاع ندارد
requirements
U
آنچه مورد نیاز است
iam in bad
U
بسیار نیاز مند هشتم
overproduce
U
بیش ازفرفیت یا نیاز تولیدکردن
demand satisfaction
U
تحویل اماد مورد نیاز
require
U
نیاز داشتن لازم بودن
combat essential
U
مورد نیاز حتمی رزمی
biological oxygen demand
U
نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
biochemical oxygen demand
U
نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
notations
U
و دیگر نیاز به کروشه نیست
bank capital requirement
U
سرمایه مورد نیاز بانک
notation
U
و دیگر نیاز به کروشه نیست
addressing
U
بدون نیاز به موارد خاص
b.o.d
U
نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
requires
U
نیاز داشتن لازم بودن
required
U
نیاز داشتن لازم بودن
common goods
U
کالای مورد نیاز عموم
demand paging
U
صفحه بندی مورد نیاز
requiring
U
نیاز داشتن لازم بودن
completing
U
آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
specifying
U
بیان واضح آنچه نیاز است
customers
U
ول نیاز ها و سفارشات و درخواستهای مشتری است
parallelling
U
اگر به توجه نیاز داشته باشند
short
U
بدون نیاز به حمل کننده مسیر
parallelled
U
اگر به توجه نیاز داشته باشند
completes
U
آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
supplying
U
تامین چیزی که مورد نیاز است .
paralleling
U
اگر به توجه نیاز داشته باشند
customer
U
ول نیاز ها و سفارشات و درخواستهای مشتری است
specifies
U
بیان واضح آنچه نیاز است
parallels
U
اگر به توجه نیاز داشته باشند
shorter
U
بدون نیاز به حمل کننده مسیر
completed
U
آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
shortest
U
بدون نیاز به حمل کننده مسیر
supplied
U
تامین چیزی که مورد نیاز است .
supply
U
تامین چیزی که مورد نیاز است .
specify
U
بیان واضح آنچه نیاز است
paralleled
U
اگر به توجه نیاز داشته باشند
You are needed . They need you .
U
وجود شما مورد نیاز است
parallel
U
اگر به توجه نیاز داشته باشند
materials requirements planning
U
برنامه ریزی مواد مورد نیاز
To leave someone in the lurch .
U
کسی را قال گذاشتن ( هنگام نیاز )
complete
U
آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
reorder level
U
مقدارموجودی که حاکی از نیاز به سفارش میباشد
real time
U
داده وروری به یک سیستم در صورت نیاز یا رویداد
These statistics speak for themselves.
U
این آمار به هیچ توضیحی نیاز ندارد.
buffer
U
بافری که اندازه اش طبق نیاز تغییر میکند
dynamic
U
بافری که اندازه آن طبق نیاز تغییر کند
dynamically
U
بافری که اندازه آن طبق نیاز تغییر کند
elastic buffer
U
اندازه بافر که طبق نیاز تغییر میکند
attentions
U
سیگنال وقفه که نیاز به توجه پردازنده دارد
attention
U
سیگنال وقفه که نیاز به توجه پردازنده دارد
customised
U
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
customizing
U
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
automatic
U
آنچه خودش و بدون نیاز اپراتور کار میکند
automatics
U
آنچه خودش و بدون نیاز اپراتور کار میکند
inherits
U
یک کلاس یا نوع داده که به مشخصات دیگری نیاز دارد
customizes
U
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
customized
U
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
customises
U
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
customising
U
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
auto
U
خودکار یا آنچه بدون نیاز به کابر کار کند
autos
U
خودکار یا آنچه بدون نیاز به کابر کار کند
hogs
U
برنامهای که نیاز به مقدارزیادی از یک منبع قابل دسترس دارد
hogged
U
برنامهای که نیاز به مقدارزیادی از یک منبع قابل دسترس دارد
hog
U
برنامهای که نیاز به مقدارزیادی از یک منبع قابل دسترس دارد
inherit
U
یک کلاس یا نوع داده که به مشخصات دیگری نیاز دارد
customize
U
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
inheriting
U
یک کلاس یا نوع داده که به مشخصات دیگری نیاز دارد
static
U
حافظه غیر فرار که نیاز به تنظیم مجدد ندارد
equipment
U
وسایل مورد نیاز برای کار در یک کارخانه یا شرکت
end item
U
وسیله عمده دستگاه کامل کالای مورد نیاز
storage
U
حافظهای که نیاز دارد محتوایش مرتب بهنگام شود
We'll need 10 years at a
[the]
minimum.
U
ما کمکمش به ۱۰ سال
[برای این کار]
نیاز داریم.
logical
U
گرافیکی که حاوی اطلاعات رنگ مورد نیاز است
Gun laws need to be revisited.
U
قوانین تفنگ نیاز به بازبینی
[تجدید نظر]
دارند.
public information
U
اطلاعات مورد نیاز عامه مردم وافکار عمومی
cpu
U
کل زمانی که CPU برای پردازش دستورات نیاز دارد
thins
U
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
thin
U
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
prompt
U
نشانهای که برای بیان نیاز به یک دستور نمایش داده میشود
overlays
U
و بنابراین حافظهاصلی فقط حاوی بخشهای مورد نیاز است
prompted
U
نشانهای که برای بیان نیاز به یک دستور نمایش داده میشود
prompts
U
نشانهای که برای بیان نیاز به یک دستور نمایش داده میشود
thinned
U
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
ancillary equipment
U
وسیلهای که کاری را ساده تر میکند ولی واقعا نیاز نیست
interrupt
U
سیگنال از وسیلهای که به CPU اعلام میکند که نیاز به توجه دارد
interrupting
U
سیگنال از وسیلهای که به CPU اعلام میکند که نیاز به توجه دارد
thinnest
U
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
interrupts
U
سیگنال از وسیلهای که به CPU اعلام میکند که نیاز به توجه دارد
thinners
U
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
overlay
U
و بنابراین حافظهاصلی فقط حاوی بخشهای مورد نیاز است
Funstionalism
U
[عقیده بر اینکه شکل و ساختمان باید منطبق نیاز باشد.]
I have to go back a little bit.
[This requires a little background
{explanation}
]
.
U
این نیاز به کمی پیش زمینه
[توضیح بیشتر]
دارد.
overlaying
U
و بنابراین حافظهاصلی فقط حاوی بخشهای مورد نیاز است
store
U
ذخیره داده که بعداگ در صورت نیاز مورد استفاده قرار می گیرد
storing
U
ذخیره داده که بعداگ در صورت نیاز مورد استفاده قرار می گیرد
fetched
U
سیستم مدیریت صفحه مجازی که صفحات طبق نیاز انتخاب می شوند
extracting
U
دستور انتخاب و خواندن دادن مورد نیاز از پایگاه داده یافایل
dynamic
U
حافظه با دستیابی تصادفی که نیاز دارد و محتوای آن مرتب بهنگام شود
extracted
U
دستور انتخاب و خواندن دادن مورد نیاز از پایگاه داده یافایل
processes
U
نموداری که هر مرحله از توابع کامپیوتری مورد نیاز سیستم را نشان میدهد
fetch
U
سیستم مدیریت صفحه مجازی که صفحات طبق نیاز انتخاب می شوند
extract
U
دستور انتخاب و خواندن دادن مورد نیاز از پایگاه داده یافایل
process
U
نموداری که هر مرحله از توابع کامپیوتری مورد نیاز سیستم را نشان میدهد
extracts
U
دستور انتخاب و خواندن دادن مورد نیاز از پایگاه داده یافایل
dynamically
U
حافظه با دستیابی تصادفی که نیاز دارد و محتوای آن مرتب بهنگام شود
print
U
تعداد حروف که یک قطعه میتواند پیش از نیاز به جایگزینی چاپ کند
multiplex
U
روش تقسیم که بخشهای زمان را طبق نیاز به سیگنالهای اختصاص میدهد
multiphase program
U
برنامهای که بیشتر از یک دستور بازیابی پیش از خاتمه اجرا نیاز دارد
compound
U
وسیله چند رسانهای MCI ویندوز که به یک فایل داده نیاز دارد
printed
U
تعداد حروف که یک قطعه میتواند پیش از نیاز به جایگزینی چاپ کند
compounds
U
وسیله چند رسانهای MCI ویندوز که به یک فایل داده نیاز دارد
prints
U
تعداد حروف که یک قطعه میتواند پیش از نیاز به جایگزینی چاپ کند
paging
U
که آدرس به آنها اختصاص داده میشود و در صورت نیاز فراخوانی می شوند
compounded
U
وسیله چند رسانهای MCI ویندوز که به یک فایل داده نیاز دارد
free issue system
U
سیستم انبارداری که در ان جهت گرفتن کالا نیاز به برگ درخواست نمیباشد
fetches
U
سیستم مدیریت صفحه مجازی که صفحات طبق نیاز انتخاب می شوند
adaptive channel allocation
U
تامین کانالهای ارتباطی طبق نیاز به جای استفاده از یک مکان دهی ثابت
commodities
U
چیزی که قادر به رفع نیاز بشر بوده ومقدار عرضه ان محدود باشد
master
U
رسانه مغناطیسی که حاوی تمام برنامههای مورد نیاز یک برنامه کاربردی است
mastered
U
رسانه مغناطیسی که حاوی تمام برنامههای مورد نیاز یک برنامه کاربردی است
masters
U
رسانه مغناطیسی که حاوی تمام برنامههای مورد نیاز یک برنامه کاربردی است
switching
U
خط و مدار ارتباطی که در صورت نیاز ایجاد میشود و تا زمان لازم باقی می ماند
unattended operation
U
سیستمی که بدون نیاز به اپراتور یا شخص دیگر برای بررسی کار میکند
logic seeking
U
چاپگری که میتواند اطلاع مورد نیاز را با کمترین جابجایی نوک تامین میکند
native
U
زبانی که توسط پردازنده اجرا میشود بدون نیاز به نرم افزار خاص
routines
U
مجموعه دستورات یک تابع که درهر بخش برنامه که نیاز باشد کپی می شوند
commodity
U
چیزی که قادر به رفع نیاز بشر بوده ومقدار عرضه ان محدود باشد
routinely
U
مجموعه دستورات یک تابع که درهر بخش برنامه که نیاز باشد کپی می شوند
routine
U
مجموعه دستورات یک تابع که درهر بخش برنامه که نیاز باشد کپی می شوند
monofuel
U
سوختی که بتنهایی و بدون نیاز به هوا یا اکسیدکننده دیگر مورد استفاده قرارمیگیرد
condition
U
1-وضعیت یک مدار یا وسیله یا ثبات 2-وسایل مورد نیاز برای وقوع یک عمل
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com