English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 221 (9433 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
collection U دریافت
collections U دریافت
receiving U دریافت
deliveries U دریافت
delivery U دریافت
receipt U دریافت
receipts U دریافت
apprehension U دریافت
apprehensions U دریافت
reception U دریافت
receptions U دریافت
comprehension U دریافت
comprehensions U دریافت
sensing U دریافت
inception U دریافت
apperception U دریافت
discernment U دریافت
mental perception U دریافت
percipience U دریافت
sentience U دریافت
transmission/reception of messages U دریافت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
DSR U سیگنال از وسیلهای که آماده دریافت داده است , این سیگنال پس از دریافت سیگنال DTR رخ میدهد
checked U حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
checks U حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
check U حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
acknowledges U 1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
acknowledging U 1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
acknowledge U 1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
cryptoperiod U زمان ارسال یا دریافت رمز مدت زمان دریافت رمز
out side U دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
synecdoche U هم دریافت
collection of goods U دریافت کالا
collecting main U شبکه دریافت
handshaking U آماده دریافت
getter U دریافت کننده
catcher's side U سمت دریافت
recipients U دریافت کنندگان
answer/originate U دریافت / ارسال
audio reception U دریافت صوتی
collecting of the current U دریافت جریان
payees U دریافت کننده
payee U دریافت کننده
acquiring U دریافت کردن
acquires U دریافت کردن
acquire U دریافت کردن
recipients U دریافت کننده
recipient U دریافت کنندگان
recipient U دریافت کننده
receptions U دریافت پذیرش
reception U دریافت پذیرش
perceptions U دریافت احساس
receivers U متصدی دریافت
draws U دریافت کردن
draw U دریافت کردن
recovers U دریافت کردن
recovering U دریافت کردن
recover U دریافت کردن
receiver U دریافت کننده
receiver U متصدی دریافت
receivers U دریافت کننده
perception U دریافت احساس
recieve only U دریافت محض
pull down U دریافت کردن
recieve U دریافت کردن
recipiency U قوه دریافت
receivable U دریافت کردنی
pick up <idiom> U دریافت کردن
hear from <idiom> U دریافت نامه
receive U دریافت کردن
come into <idiom> U دریافت کردن
receives U دریافت کردن
long distance reception U دریافت دور
percept U دریافت ادراکی
pick up <idiom> U دریافت صدای رادیو و...
boosts U کمک دریافت شده
receipt U رسید پیام دریافت شد
obtains U گرفتن یا دریافت کردن
obtained U گرفتن یا دریافت کردن
obtain U گرفتن یا دریافت کردن
receipts U دریافت رسید دادن
boosting U کمک دریافت شده
receipts U رسید پیام دریافت شد
receipt U دریافت رسید دادن
on the dole <idiom> U دریافت خیر وسعادت
boost U کمک دریافت شده
boosted U کمک دریافت شده
intuitions U کشف دریافت ناگهانی
bills receivable U براتهای دریافت کردنی
goods received note U برگه دریافت کالا
asr U ارسال و دریافت اتوماتیک
mortality U قابلیت دریافت ضایعات
fee charged U هزینه دریافت شده
deferred income U پیش دریافت درامد
bills receivable U بروات قابل دریافت
automatic send/reciever U ارسال و دریافت خودکار
mail call U دریافت نامه از پستخانه
received data U داده دریافت شده
intuition U کشف دریافت ناگهانی
outed U دریافت کننده سرویس
sink U دریافت انتهای خط ارتباتی
sinks U دریافت انتهای خط ارتباتی
payee U دریافت کننده وجه
payee U دریافت کننده پول
payees U دریافت کننده وجه
payees U دریافت کننده پول
out U دریافت کننده سرویس
out- U دریافت کننده سرویس
consignee U دریافت کننده محموله
grips U نیروی گرفتن ادراک و دریافت
gripped U نیروی گرفتن ادراک و دریافت
holds U دریافت کردن گرفتن توقف
grip U نیروی گرفتن ادراک و دریافت
cashing U دریافت کردن صندوق پول
garble U اشتباه درارسال و دریافت پیام
collect U بدست آوردن یا دریافت داده
collecting U بدست آوردن یا دریافت داده
collects U بدست آوردن یا دریافت داده
annuitant U دریافت دارنده مقرری سالانه
administrative lead time U زمان اداری دریافت اماد
surprise dosage U دریافت دوز ناگهانی اتمی
i/o U مربوط به ارسال یا دریافت داده
gripping U نیروی گرفتن ادراک و دریافت
drew U دریافت کرد ناتمام گذاشت
charges collect U هزینه نقدا" دریافت میشود
pass reciever U دریافت کننده مجاز پاس
intelligibly U واضحا چنانکه بتوان دریافت
input U کامپیوتری که داده دریافت میکند
pick up <idiom> U سوارکردن مسافر ،دریافت کردن
hand out U حریف دریافت کننده سرویس
cash U دریافت کردن صندوق پول
hold U دریافت کردن گرفتن توقف
inputted U کامپیوتری که داده دریافت میکند
cashed U دریافت کردن صندوق پول
cc U هزینه نقدا" دریافت میشود
gather U دریافت داده از منابع مختلف
gathered U دریافت داده از منابع مختلف
get a fix on something <idiom> U نامه الکترونی دریافت کردن
cashes U دریافت کردن صندوق پول
inscrutably U چنانکه نتوان جستجو کردیا دریافت
flat pass U پاس به دریافت کننده درمنطقه بالا
collections U عمل دریافت داده از منابع مختلف
cut block U سدکردن دریافت کننده توپ باپشت پا
freight collect U هزینه حمل در مقصد دریافت میشود
challenge [of a dog] U پارس سگی [پس از دریافت بوی شکار]
answer/originate U که میتواند داده دریافت یا ارسال کند
zction for dammages U اقدام برای دریافت خسارت وارده
modes U حالت کامپیوتر برای دریافت داده
secondary U وضعیت موقت ایستگاه دریافت داده
carriage forward U هزینه حمل در مقصد دریافت میشود
I look forward to receiving your reply. U من در انتظار دریافت پاسخ شما هستم.
tolbooth U گیشه دریافت عوارض راه نواقل
tollbooth U گیشه دریافت عوارض راه نواقل
suicide pass U پاس به دریافت کننده از پشت سرش
mode U حالت کامپیوتر برای دریافت داده
facsimile transceiver U واحدی برای انتقال و دریافت الکترونیکی
demanded U تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
demand U تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
coverings U اماده شدن برای دریافت توپ
demands U تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
collection U عمل دریافت داده از منابع مختلف
hitch U کامل کردن پاس به دریافت کننده
hitched U کامل کردن پاس به دریافت کننده
hitches U کامل کردن پاس به دریافت کننده
cover U اماده شدن برای دریافت توپ
hitching U کامل کردن پاس به دریافت کننده
telecommunications U فناوری ارسال و دریافت پیام در یک مسافتی
covers U اماده شدن برای دریافت توپ
to i. any one into abenefice U کسیرابرای دریافت درامد کلیسا معرفی کردن
sizar U دانشجویی که کمک هزینه تحصیلی دریافت میدارد
sizer U دانشجویی که کمک هزینه تحصیلی دریافت میدارد
broadcasts U شبکه ارسال داده به چندین دریافت کننده
tight end U مهاجم گوش مامور سد کردن و دریافت توپ
broadcast U شبکه ارسال داده به چندین دریافت کننده
He gets paid wering different hats . U به عنوان های گوناگون حقوق دریافت می کند
terminals U نقطهای در شبکه که پیام ارسال یا دریافت میشود
huddling U جمع شدن برای دریافت دستور و علامات
event focus U که در حال دریافت پیام از یک عمل یا رویداد است
huddled U جمع شدن برای دریافت دستور و علامات
communication U ارسال دریافت داده به جای صوت و تصویر
freight release U بارنامه بمنظور اعلام دریافت هزینه حمل
huddle U جمع شدن برای دریافت دستور و علامات
go backdoor U جاگیری در پشت مدافع برای دریافت پاس
huddles U جمع شدن برای دریافت دستور و علامات
go U نوعی پاس با دویدن دریافت کننده به جلو
communication U فرآیندی که در آن ارسال و دریافت داده با استفاده از تلفن
terminal U نقطهای در شبکه که پیام ارسال یا دریافت میشود
goes U نوعی پاس با دویدن دریافت کننده به جلو
procurement lead time U زمان بین دادن سفارش و دریافت کالا
standoff half U بازیگر میانی پشت خط تجمع برای دریافت توپ
transceiver U گیرنده و فرستنده که می توانند سیگنال را ارسال و دریافت کنند
tonnage U حقوق گمرکی که از کشتیها به نسبت بارشان دریافت میشود
operation exposure guide U حداکثر دوز اتمی قابل قبول یاقابل دریافت
reperforator U ماشینی که نوارکاغذی را سوراخ میکند برای دریافت سیگنال
tape relay U ارسال و دریافت پیام به وسیله نوار یا به شکل نوارضبط
job U صف دستورات کترل کار که به ترتیب دریافت اجرا می شوند
asr U وسیله یا ترمینالی که میتواند اطلاعات را ارسال و دریافت کند
forwarding merchant U کسی که بابت دریافت ورساندن مال التجاره به صاحب ان
primary reciever U دریافت کننده توپ که هدف اصلی پاس است
electronic U سیستم ارسال پیام و دریافت آن از سایر کاربران شبکه
go baseline U حرکت کردن در امتداد خط پایانی برای دریافت پاس
spinner play U حمله یک نفره با دریافت توپ و چرخیدن یک دایره کامل
e mail U سیستم ارسال و دریافت پیام از سایر کاربران شبکه
email U سیستم ارسال پیام و دریافت آن ازسایر کاربران شبکه
interactive U ترمینال سیستم محاورهای که اطلاعات را ارسال و دریافت میکند
communication U وسیلهای مانند مودم که داده را ارسال و دریافت میکند
answers U زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
jobs U صف دستورات کترل کار که به ترتیب دریافت اجرا می شوند
local U وضعیت عملیات ترمینال کامپیوتر که پیامی دریافت نمیکند
answer U زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
operates U ترمینال سیستم محاورهای که اطلاعات را ارسال و دریافت میکند
locals U وضعیت عملیات ترمینال کامپیوتر که پیامی دریافت نمیکند
answering U زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
answered U زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
operated U ترمینال سیستم محاورهای که اطلاعات را ارسال و دریافت میکند
operate U ترمینال سیستم محاورهای که اطلاعات را ارسال و دریافت میکند
parallels U مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
notify handler U مجموعه دستورات که در صورت دریافت پیام مهم اجرا می شوند
answers U مودم منتظر برای دریافت تماس تلفنی و ایجاد ارتباط
parallelling U مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallelled U مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
gates U زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
Recent search history Forum search
1دریافت کردم
1با مدیر مدرسه حرف میزنم
2credit score
2من عکس شما را در بین سری عکس های انجمن که ایمیل شده بود ندیدم، عکس شما را دریافت نکردم.
2من عکس شما را در بین سری عکس های انجمن که ایمیل شده بود ندیدم، عکس شما را دریافت نکردم.
2ظروف یکبار مصرف بصورت عامیانه به انگلیسی چی میشه
0نحوه کار با نرم افزار waze
0 دستگاه یو پی اس چیست و چه وظیفه ای در سازمان دارد؟
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com