Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
downloadable
U
آنچه قابل بار کردن است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
manageable
U
آنچه قابل کار کردن به سادگی باشد
Other Matches
extensible
U
آنچه قابل گسترش است
flexible
U
آنچه قابل تغییر است
irretrievable
U
آنچه قابل بازگشت نیست
movable
U
آنچه قابل حرکت است
expandable
U
آنچه قابل گسترش باشد
exchangeable
U
آنچه قابل تغییر است
computable
U
آنچه قابل محاسبه است
quantifiable
U
آنچه قابل شمارش است
removable
U
آنچه قابل جابجایی است
chargeable
U
آنچه قابل شارژ است
recognizably
U
آنچه قابل تشخیص است
variable
U
آنچه قابل تغییر است
recognizable
U
آنچه قابل تشخیص است
controllable
U
آنچه قابل کنترل است
hidden
U
آنچه قابل دیدن نیست
alterable
U
آنچه قابل تغییر است
selectable
U
آنچه قابل انتخاب باشد
visible
U
آنچه قابل دیدن است
transportable
U
آنچه قابل حمل است
convertible
U
آنچه قابل تبدیل است
convertibles
U
آنچه قابل تبدیل است
comparable
U
آنچه قابل مقایسه نیست
audible
U
آنچه قابل شنیدن است
interchangeable
U
آنچه قابل تغییر است
variables
U
آنچه قابل تغییر است
optional
U
آنچه قابل انتخاب شدن باشد
accessible
U
آنچه قابل دستیابی و دسترسی است
available
U
آنچه قابل دستیابی یا خرید است
erasable
U
آنچه قابل پاک شدن است
hand-held
U
آنچه قابل نگهداری در دست است
easy to use
U
آنچه قابل فهم و انجام باشد
addressable
U
آنچه قابل آدرس دهی است
selectable
U
آنچه توسط کاربر قابل انتخاب است
alternative
U
آنچه به جای چیز دیگر قابل اجراست
alternatives
U
آنچه به جای چیز دیگر قابل اجراست
visuals
U
آنچه دیده میشود یا قابل دیدن است
visually
U
آنچه دیده میشود یا قابل دیدن است
visual
U
آنچه دیده میشود یا قابل دیدن است
audio
U
مربوط به صدا یا آنچه قابل شنیدن است
user
U
آنچه توسط کاربر قابل انتخا است
users
U
آنچه توسط کاربر قابل انتخا است
usable
U
آنچه برای معرف قابل استفاده و فراهم است
computer readable
U
آنچه قابل خواندن و فهم توسط کامپیوتر باشد
effective
U
آنچه برای تولید یک نتیجه مشخص قابل استفاده است
relocatable
U
آنچه قابل انتقال به محل دیگری ازحافظه است بدون اینکه روی عملیاتش اثربگذارد
Tell not all you know , nor do all you can.
<proverb>
U
به زبان نیاور هر آنچه مى دانى,انجام نده هر آنچه مى توانى .
readable
U
آنچه توسط کسی یا توسط یک وسیله الکترونیکی قابل خواندن و فهمیدن باشد
fix
U
داده نوشته شده روی فایل یا صفحه نمایش برای اطلاع رسانی یا بیان مشخصات و آنچه قابل تغییر توسط کاربر نیست
fixes
U
داده نوشته شده روی فایل یا صفحه نمایش برای اطلاع رسانی یا بیان مشخصات و آنچه قابل تغییر توسط کاربر نیست
machines
U
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machined
U
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machine
U
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
Whatsoever
U
هرچه
[هر آنچه]
[آنچه ]
model
U
آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
modelled
U
آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
modeled
U
آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
models
U
آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
fasts
U
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fast
U
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasted
U
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fastest
U
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
operational
U
آنچه کار میکند یا مربوطه به نحوه کار کردن ماشین است
erectable
U
قابل راست کردن یا بنا کردن
recoverable item
U
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end
U
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
rebuttable
U
قابل رو کردن
archival quality
U
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
magnetizable
U
قابل مغناطیسی کردن
exhaustible
U
قابل خالی کردن
projectable
U
قابل پرتاب کردن
separable
U
قابل جدا کردن
multipliable
U
قابل ضرب کردن
multiplicable
U
قابل ضرب کردن
reversible
U
قابل پشت و رو کردن
combatable
U
قابل جنگ کردن
manageable
U
قابل اداره کردن
condensible
U
قابل خلاصه کردن
swimmable
U
قابل شنا کردن
estimable
U
قابل براورد کردن
translatable
U
قابل معنی کردن
circulating
U
آنچه به راحتی می چرخد
constant
U
آنچه تغییر نمیکند
lightweights
U
آنچه سنگین نیست
knowledge
U
آنچه دانسته است
the above was a summary
آنچه دربالا گفته شد
unwanted
U
آنچه لازم نیست
lightweight
U
آنچه سنگین نیست
the long and the short of it
<idiom>
آنچه گفتنی است
constants
U
آنچه تغییر نمیکند
incoming
U
آنچه از خارج می آید
producing
U
آنچه تولید میکند
authentic
U
آنچه درست است
exclusive
U
آنچه شامل نمیشود
circular
U
آنچه در یک دایره می چرخد
contiguous
U
آنچه اثر می گذارد
circulars
U
آنچه در یک دایره می چرخد
biased
U
آنچه اریب دارد
protective
U
آنچه حافظت میکند
previous
U
آنچه زودتر رخ میدهد
auxiliaries
U
آنچه کمک میکند
used
U
آنچه جدید نیست
auxiliary
U
آنچه کمک میکند
inflatable
U
قابل تورم یا باد کردن
removable
U
قابل سوار و پیاده کردن
escrow
U
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
clearer
U
آنچه به سادگی فهمیده میشود
preformatted
U
آنچه فرمت شده باشد
requirements
U
آنچه مورد نیاز است
identity
U
آنچه کسی یا چیزی است
simple
U
آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
normal
U
معمولا یا آنچه به ترتیب رخ دهد
multifunction
U
آنچه تابعهای متعددی دارد
clear
U
آنچه به سادگی فهمیده میشود
malfunction
U
آنچه درست کار نکند
malfunction
U
آنچه کامل کار نکند
malfunctioned
U
آنچه درست کار نکند
dependent
U
آنچه به دلیلی متغیر است
clears
U
آنچه به سادگی فهمیده میشود
malfunctions
U
آنچه کامل کار نکند
valuing
U
آنچه چیزی به اندازه آن می ارزد.
thirds
U
آنچه بعد از دومین می آید
values
U
آنچه چیزی به اندازه آن می ارزد.
prior
U
آنچه قبلاگ رخ داده است
third
U
آنچه بعد از دومین می آید
clearest
U
آنچه به سادگی فهمیده میشود
durable
U
آنچه به آسانی خراب نخواهد شد
malfunctions
U
آنچه درست کار نکند
malfunctioned
U
آنچه کامل کار نکند
availability
U
آنچه به آسانی بدست آید
value
U
آنچه چیزی به اندازه آن می ارزد.
finished
U
آنچه کامل شده است
round
U
آنچه در دایره حرکت میکند
commoners
U
آنچه اغلب اتفاق میافتد
characteristic
U
آنچه مخصوص یا ویژه است
characteristically
U
آنچه مخصوص یا ویژه است
roundest
U
آنچه در دایره حرکت میکند
malfunctioning
U
آنچه خوب کار نکند
common
U
آنچه اغلب اتفاق میافتد
What soes not endure does not merit attachment .
<proverb>
U
آنچه نپاید دلبستگى را نشاید .
identities
U
آنچه کسی یا چیزی است
continual
U
آنچه به طور پیاپی رخ میدهد
electric
U
آنچه با الکتریسیته کار میکند
efficient
U
آنچه که خوب کار میکند
residual
U
آنچه در پشت سر باقی می ماند
What must be must be .
<proverb>
U
آنچه باید بشود خواهد شد .
ambiguous
U
آنچه دو معنای ممکن دارد
Seldom seen soon forgotten .
<proverb>
U
از دل برود هر آنچه از دیده برفت .
maskable
U
آنچه نادیده گرفتنی است
differentials
U
آنچه اختلاف را نشان میدهد
differential
U
آنچه اختلاف را نشان میدهد
unedited
U
آنچه ویرایش نشده است
relevant
U
آنچه ارتباط مهمی دارد
significantly
U
آنچه معنای مخصوصی دارد
relative
U
آنچه با دیگری مقایسه شود
commonest
U
آنچه اغلب اتفاق میافتد
simplest
U
آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
simpler
U
آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
significant
U
آنچه معنای مخصوصی دارد
immediate
U
آنچه یکباره اتفاق افتد
distant
U
آنچه در محلی قرار دارد
approximating
U
آنچه تقریبا درست است
attachable
U
قابل بهم پیوستن یا ضمیمه کردن
roadworthy
U
اماده مسافرت قابل سفر کردن
adjacent
U
آنچه مقابل یا نزدیک چیزی است
damaged
U
آنچه آسیب یا رنج دیده است
special
U
آنچه متفاوت یا غیر عادی است
payment on account
آنچه علی الحساب پرداخت میشود
pre
U
آنچه قبلا توافق شده است
alternates
U
آنچه از یکی به دیگری تغییر می یابد
alternated
U
آنچه از یکی به دیگری تغییر می یابد
unauthorized
U
آنچه باید مجوز داشته باشد
desktop
U
آنچه در بالا میز قرار دارد
continuous
U
آنچه بدون توقف ادامه یابد
simultaneous
U
آنچه همزمان با چیز دیگری رخ میدهد
specifying
U
بیان واضح آنچه نیاز است
alternate
U
آنچه از یکی به دیگری تغییر می یابد
I spoke my mind.
U
آنچه دردل داشتم بزبان آوردم
specify
U
بیان واضح آنچه نیاز است
selective
U
آنچه داده خاصی را انتخاب میکند
desktop
U
آنچه روی میز انجام میشود
magnetic
U
آنچه میدان مغناطیسی مربوطه داد
impulsive
U
آنچه برای زمان کوتاهی می ماند
blinded
U
آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
blinds
U
آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
inactive
U
آنچه کار نمیکند یا اجرا نمیشود
logical
U
آنچه از منط ق در عملیاتش استفاده میکند
unconditional
U
آنچه به هیچ شرطی بستگی ندارد
blind
U
آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
heuristic
U
آنچه از تجربیات گذشته درس گیرد
preventive
U
آنچه مانع رویدادن چیزی شود
Except what is mentioned in paragraph 3.
U
باستثنای آنچه درپاراگراف 3 آمده است
pre-
U
آنچه قبلا توافق شده است
centralized
U
آنچه در یک موقعیت مرکزی قرار دارد
successive
U
آنچه یکی پس از دیگری فاهر میشود
uniquely
U
آنچه با هر چیز دیگر متفاوت است
frequent
U
آنچه می آید و می رود و اغلب رخ میدهد
synchronous
U
آنچه همان با دیگری اجرا شود.
frequents
U
آنچه می آید و می رود و اغلب رخ میدهد
additional
U
آنچه جمع شده یا اضافه است
selectively
U
آنچه داده خاصی را انتخاب میکند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com