Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
holding position
U
وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
One mustn't sk apple trees for oranges, France for sun, women for love, life for happiness.
U
نباید از درخت پرتقال انتظار سیب، از فرانسه انتظار آفتاب، از زنان انتظار عشق و از زندگی انتظار شادی داشت.
wait state
U
وضعیت انتظار
taxi stand
U
توقفگاه تاکسی
[برای انتظار مسافر]
cabstand
[American E]
U
توقفگاه تاکسی
[برای انتظار مسافر]
taxi rank
[British E]
U
توقفگاه تاکسی
[برای انتظار مسافر]
zero wait state
U
که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
attending
U
انتظار کشیدن انتظار داشتن
attend
U
انتظار کشیدن انتظار داشتن
attends
U
انتظار کشیدن انتظار داشتن
holding point
U
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
goldie
U
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
waiting position
U
ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
serviceability criteria
U
وضعیت امادگی تجهیزات وضعیت قابلیت استفاده ازوسایل
inverse
U
تغییر وضعیت منط قی یک سیگنال یا وسیله به وضعیت مخالف آن
attitude control
U
کنترل وضعیت هواپیما
hartley
U
بیت و یا احتمال یک وضعیت از بین ده وضعیت معادل
active status
U
وضعیت خدمتی پرسنل کادرارتش وضعیت فعال
race
U
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
raced
U
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
races
U
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
wing position
U
وضعیت بال نسبت به بدنه هواپیما
statement of service
U
خلاصه وضعیت خدمتی وضعیت خدمت
flags
U
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flag
U
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flying status
U
وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
rigging position
U
وضعیت هواپیما که دران محورعرضی و یک محورطولی اختیاری در یک صفحه افقی قرار دارند
center of gravity limits
U
محدوده مجاز برای جابجاشدن گرانیگاه هواپیما بدون اختلال در وضعیت پرواز ان
transparent
U
مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
transparently
U
مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
artificial horizon
U
یکی از الات اصلی کابین خلبان که وضعیت هواپیما را نسبت به افق نشان میدهد
device
U
یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
devices
U
یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
to look forward expectantly to the future
U
با انتظار به آینده نگاه کردن
hold forth
U
پیشنهاد کردن انتظار داشتن
envisaging
U
انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisages
U
انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisaged
U
انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisage
U
انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
readiness condition
U
وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
turn off guidance
U
راهنمای تاکسی کردن هواپیما
anticipation
U
انتظار
prospected
U
انتظار
prospects
U
انتظار
prospect
U
انتظار
ready line
U
خط انتظار
expectantly
U
با انتظار
expectance
U
انتظار
prospecting
U
انتظار
expectation
U
انتظار
expectations
U
انتظار
expectancy
U
انتظار
defense readiness condition
U
وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
reception room
U
اتاق انتظار
in the cards
<idiom>
U
انتظار داشتن
wait time
U
زمان انتظار
waiting room
U
اطاق انتظار
reception rooms
U
اتاق انتظار
standby
U
حالت انتظار
bide
U
در انتظار ماندن
waiting-room
U
اتاق انتظار
wait state
U
حالت انتظار
lobbied
U
سالن انتظار
waiting list
U
لیست انتظار
waiting lists
U
لیست انتظار
anticipatory
U
در حال انتظار
lobby
U
سالن انتظار
lobbies
U
سالن انتظار
waiting-rooms
U
اطاق انتظار
waiting-room
U
اطاق انتظار
standbys
U
حالت انتظار
expectancy table
U
جدول انتظار
beyond the pale
<idiom>
U
دوراز انتظار
expectative
U
مورد انتظار
ante-chamber
U
اتاق انتظار
presumable
<adj.>
U
انتظار می رود
probable
<adj.>
U
انتظار می رود
ante-rooms
U
اطاق انتظار
to look forward to
U
انتظار داشتن
anteroom
U
اطاق انتظار
anterooms
U
اطاق انتظار
to my great surprise
U
برخلاف انتظار من
cooling period
U
زمان انتظار
in prospect
U
انتظار داشته
in prospective
U
انتظار داشته
rendezvous area
U
موضع انتظار
redezvous
U
محل انتظار
inopinate
U
انتظار نداشته
expected
<adj.>
U
انتظار می رود
anticipative
U
درحالت انتظار
half pay
U
حق انتظار خدمت
error of expectation
U
خطای انتظار
waiting time
U
زمان انتظار
anticipated
<adj.>
U
انتظار می رود
expectancy chart
U
نمودار انتظار
aspiration level
U
سطح انتظار
estimated
<adj.>
U
انتظار می رود
to get back on one's feet
U
وضعیت خود را بهتر کردن
add insult to the injury
<idiom>
U
[بدتر کردن یک وضعیت نامناسب]
tempo stroll variation
U
واریاسیون صبر و انتظار
beyond one's expectation
U
مافوق انتظار کسی
expected frequency
U
فراوانی مورد انتظار
suit up
U
ذخیره در انتظار بازی
means end expectation
U
انتظار وسیله- هدف
expected price
U
قیمت مورد انتظار
expected value
U
ارزش مورد انتظار
anticipated inflation
U
تورم مورد انتظار
anticipated profit
U
سود مورد انتظار
anticipated price
U
قیمت مورد انتظار
point spread
U
امتیاز قابل انتظار
likly
U
انتظار داشتنی مناسب
look forward
U
انتظار چیزی را داشتن
in prospect
U
مورد انتظار
[در برنامه ]
sales expectations
U
فروش مورد انتظار
nonpay status
U
حالت انتظار خدمتی
to look forward to something
U
انتظار چیزی را داشتن
one anxious week of waiting
U
یک هفته انتظار با نگرانی
intended saving
U
پس انداز مورد انتظار
on deck
U
در انتظار نوبت شنا
develop
U
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
develops
U
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
speculating
U
انتظار سودو زیاد داشتن
intended investment
U
سرمایه گذاری مورد انتظار
expects
U
انتظار داشتن منتظر بودن
par for the course
<idiom>
U
تنها چیزیکه انتظار داشته
expected
U
انتظار داشتن منتظر بودن
awaited
U
منتظر شدن انتظار داشتن
await
U
منتظر شدن انتظار داشتن
expecting
U
انتظار داشتن منتظر بودن
wait
U
انتظار کشیدن معطل شدن
waited
U
انتظار کشیدن معطل شدن
waits
U
انتظار کشیدن معطل شدن
expect
U
انتظار داشتن منتظر بودن
awaiting
U
منتظر شدن انتظار داشتن
product life expectancy
U
عمر مورد انتظار محصول
profiteers
U
فردیکه انتظار سودزیاد دارد
profiteer
U
فردیکه انتظار سودزیاد دارد
awaiting aircraft availability
U
زمان انتظار درخط تعمیر
promises
U
نوید انتظار وعده دادن
fractional antedating goal response
U
خرده پاسخ انتظار هدف
promise
U
نوید انتظار وعده دادن
awaits
U
منتظر شدن انتظار داشتن
speculates
U
انتظار سودو زیاد داشتن
to have arrived
[expected moment]
U
رسیدن
[به زمان انتظار رفته]
speculated
U
انتظار سودو زیاد داشتن
speculate
U
انتظار سودو زیاد داشتن
central tendency
U
احتمال مطابقت داده با مقادیرمورد انتظار
I look forward to receiving your reply.
U
من در انتظار دریافت پاسخ شما هستم.
queuing theory
U
نظریه خط انتظار نوبت درتحقیق عملیات
a further 50 are in prospect
U
۵۰ تای دیگر مورد انتظار هستند
climb mode
U
روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
ready cap
U
حالت انتظار هواپیمای جنگنده برای پرواز
lounger
U
کسیکه در نیمکت یا در سالن انتظار استراحت میکند
deliver the goods
<idiom>
U
موفق درانجام کاری که خوب انتظار میرود
Perhaps you are waiting for the plums fall into your mouth.
U
لابد انتظار داری که لقمه را بجوند ودهانت بگذارند
get away with murder
<idiom>
U
انجام کاری خیلی بد بدون انتظار تنبیه را داشتن
immediate
U
پردازش داده پس از ایجاد آن و نه انتظار برای پاس ساعت یا زمان سنگرون
hang
U
قرار گرفتن گوی گلف در سرازیری دویدن اهسته تر از حد انتظار اسب اویزان
hangs
U
قرار گرفتن گوی گلف در سرازیری دویدن اهسته تر از حد انتظار اسب اویزان
Those who play with edged tools must expect to be .
<proverb>
U
کسى نه با وسائل تیز بازى مى کند باید انتظار بریده شدن دستش را داشته باشد .
mttr
U
متوسط زمانی که انتظار می رود برای تشخیص و تصحیح یک خطا در سیستم کامپیوتری لازم باشدRepair To Time ean
manner
U
وضعیت
state
U
وضعیت
phases
U
وضعیت
position
U
وضعیت
attitude
U
وضعیت
attitudes
U
وضعیت
fate
U
وضعیت
phased
U
وضعیت
phase
U
وضعیت
situations
U
وضعیت
positioned
U
وضعیت
situation
U
وضعیت
fates
U
وضعیت
condition
U
وضعیت
stated
U
وضعیت
qualities
U
وضعیت
attack conditon , bravo
U
وضعیت تک
attack condition , alfa
U
وضعیت تک
states
U
وضعیت
estates
U
وضعیت
stating
U
وضعیت
estate
U
وضعیت
quality
U
وضعیت
status
U
وضعیت
state-
U
وضعیت
HE that lies down with dogs must expect to rise with fleas..
<proverb>
U
کسى که با سگها بخوابد بایستى انتظار آن را هم داشته باشد که با یشرات برخیزد.(پسر نوی با بدان بنشست ,خاندان نبوتش گم شد).
ammunition condition
U
وضعیت مهمات
dangerousness
U
وضعیت خطرناک
flight attitude
U
وضعیت پروازی
repetition of position
U
تکرار وضعیت
prone position
U
وضعیت درازکش
sea state
U
وضعیت دریا
current ratio
U
وضعیت فعلی
state-
U
وضعیت چیزی
advice of fate
U
اعلام وضعیت
exception conoition
U
وضعیت استثنایی
cases
U
وضعیت موقعیت
maintenance status
U
وضعیت نگهداری
estimated of situation
U
براورد وضعیت
air position
U
وضعیت هوایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com