Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sight in
U
تنظیم کردن دید در تفنگ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
elevations
U
تنظیم دید با بالا و پایین اوردن مگسک تفنگ
elevation
U
تنظیم دید با بالا و پایین اوردن مگسک تفنگ
windage
U
تنظیم حرکت تفنگ درهدفگیری هنگام وجود بادعرضی
calibration
U
تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
sight adjustment
U
تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
range spotting
U
تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
tune
U
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
tunes
U
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
fowling piece
U
تفنگ پرنده زنی تفنگ شکاری
rifle salute
U
احترام با تفنگ سلام با تفنگ
rifle shot
U
تیر تفنگ تیراندازی با تفنگ
fowling piece
U
تفنگ شکاری تفنگ ساچمهای
sighting leaf
U
ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
breech loading
U
پر کردن تفنگ از ته
loads
U
پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
load
U
پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
stack
U
چاتمه کردن تفنگ
stacked
U
چاتمه کردن تفنگ
stacks
U
چاتمه کردن تفنگ
fired
U
تفنگ یاتوپ رااتش کردن
fire
U
تفنگ یاتوپ رااتش کردن
fires
U
تفنگ یاتوپ رااتش کردن
prime
U
تفنگ را پر کردن بتونه کاری کردن
primes
U
تفنگ را پر کردن بتونه کاری کردن
primed
U
تفنگ را پر کردن بتونه کاری کردن
let off
<idiom>
U
خالی کردن (تفنگ)،منبسط کردن
bores
U
وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
bore
U
وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
lays
U
روانه کردن لوله توپ یا تفنگ
lay
U
روانه کردن لوله توپ یا تفنگ
camera station
U
ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
dispart
U
شکاف مگسک هدف گیری کردن تفنگ
hasty sling
U
حلقه کردن بند تفنگ به صورت تعجیلی
tune
U
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tunes
U
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
stocked
U
رها کردن پرنده دست اموز برای شکارقنداق تفنگ
stock
U
رها کردن پرنده دست اموز برای شکارقنداق تفنگ
timed
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
corrects
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
correcting
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
time
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
correct
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
times
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
calibrated
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrating
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrates
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrate
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
stet processus
U
گزارش اصلاحی تنظیم کردن ترک دعوی کردن
compensated
U
تنظیم کردن میزان کردن تاوان دادن
compensate
U
تنظیم کردن میزان کردن تاوان دادن
set out
U
شرح دادن تنظیم کردن تعیین کردن
compensates
U
تنظیم کردن میزان کردن تاوان دادن
regulates
U
تنظیم کردن
calibrated
U
تنظیم کردن
formulates
U
تنظیم کردن
formulate
U
تنظیم کردن
formulated
U
تنظیم کردن
regulating
U
تنظیم کردن
to draw up
U
تنظیم کردن
calibrates
U
تنظیم کردن
redact
U
تنظیم کردن
set up
U
تنظیم کردن
tunes
U
تنظیم کردن
to draw out
U
تنظیم کردن
regulate
U
تنظیم کردن
to set out
U
تنظیم کردن
calibrating
U
تنظیم کردن
regulated
U
تنظیم کردن
adjustments
U
تنظیم کردن
adjustment
U
تنظیم کردن
frame
U
تنظیم کردن
tune
U
تنظیم کردن
lineup
U
تنظیم کردن
regularises
U
تنظیم کردن
regularising
U
تنظیم کردن
adjusting
U
تنظیم کردن
regularized
U
تنظیم کردن
regularizes
U
تنظیم کردن
regiment
U
تنظیم کردن
attends
U
تنظیم کردن
attending
U
تنظیم کردن
lay down
U
تنظیم کردن
to put in to shape
U
تنظیم کردن
attend
U
تنظیم کردن
regularize
U
تنظیم کردن
regularizing
U
تنظیم کردن
to make out
U
تنظیم کردن
regularised
U
تنظیم کردن
regiments
U
تنظیم کردن
classifies
U
تنظیم کردن
make out
U
تنظیم کردن
calibrate
U
تنظیم کردن
adjust
U
تنظیم کردن
classify
U
تنظیم کردن
classifying
U
تنظیم کردن
formulating
U
تنظیم کردن
adjusts
U
تنظیم کردن
page
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
pages
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
adjusts
U
مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
adjusting
U
مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
preset
U
از پیش تنظیم کردن
adjustments
U
تنظیم و میزان کردن
set the clock
U
ساعت را تنظیم کردن
tune up
U
موتور را تنظیم کردن
reconstituted
U
تنظیم مقیاس کردن
pre-setting
U
از پیش تنظیم کردن
pre-set
U
از پیش تنظیم کردن
spot
U
تنظیم تیر کردن
ranging
U
تنظیم کردن اسلحه
spots
U
تنظیم تیر کردن
reconstitute
U
تنظیم مقیاس کردن
pre-sets
U
از پیش تنظیم کردن
reconstitutes
U
تنظیم مقیاس کردن
reconstituting
U
تنظیم مقیاس کردن
draw up
U
کارها را تنظیم کردن
ranging
U
تنظیم تیر کردن
rheostat
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostatic
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
adjusts
U
تصفیه نمودن تنظیم کردن
zeroes
U
روی صفر تنظیم کردن
replenishes
U
تنظیم کردن روغن سلاحها
order
U
سفارش دادن تنظیم کردن
replenishing
U
تنظیم کردن روغن سلاحها
to draw up a contract
U
قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
zeros
U
روی صفر تنظیم کردن
zero
U
روی صفر تنظیم کردن
adjusting
U
میزان کردن تنظیم کنید
adjusts
U
میزان کردن تنظیم کنید
adjusting
U
تصفیه نمودن تنظیم کردن
replenish
U
تنظیم کردن روغن سلاحها
replenished
U
تنظیم کردن روغن سلاحها
locates
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
locate
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
mount
U
تنظیم کردن وسیله یا مدار در پایه
setting up
U
بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
indict
U
علیه کسی ادعانامه تنظیم کردن
piloted
U
اسباب تنظیم ومیزان کردن چیزی
timing
U
تنظیم زمان عمل کردن موتور
pilot
U
اسباب تنظیم ومیزان کردن چیزی
locating
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
pilots
U
اسباب تنظیم ومیزان کردن چیزی
edit
U
تنظیم و تصحیح و اماده چاپ کردن
billing
U
صورتحساب بدهی را تنظیم وارسال کردن
located
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
pressurizing
U
فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
edited
U
تنظیم و تصحیح و اماده چاپ کردن
set
U
بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
pressurizes
U
فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
pressurising
U
فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
indicted
U
علیه کسی ادعانامه تنظیم کردن
pressurises
U
فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
indicting
U
علیه کسی ادعانامه تنظیم کردن
mounts
U
تنظیم کردن وسیله یا مدار در پایه
indicts
U
علیه کسی ادعانامه تنظیم کردن
pressurize
U
فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
sets
U
بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
sight alinement
U
تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
call book
U
دفتر بیدار کردن و تنظیم نوبت نگهبانی
zero beat
U
تنظیم کردن دقیق موج دستگاه وفرکانس ان
zero
U
تنظیم کردن دید برای دقت درتیراندازی
zeroes
U
تنظیم کردن دید برای دقت درتیراندازی
zeros
U
تنظیم کردن دید برای دقت درتیراندازی
wake up
U
تنظیم کردن یا شروع یا مقدار اولیه دادن
rifle
U
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifles
U
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
aligned
U
تنظیم کردن تطبیق کردن
controlling
U
نظارت کردن تنظیم کردن
adjusting
U
تعدیل کردن تنظیم کردن
to balance out
U
میزان کردن
[تنظیم کردن ]
adjusts
U
تعدیل کردن تنظیم کردن
controls
U
نظارت کردن تنظیم کردن
edit
U
تصحیح کردن تنظیم کردن
aligns
U
تنظیم کردن تطبیق کردن
edited
U
تصحیح کردن تنظیم کردن
align
U
تنظیم کردن تطبیق کردن
control
U
نظارت کردن تنظیم کردن
aligning
U
تنظیم کردن تطبیق کردن
zero
U
قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
adapts
U
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
adapting
U
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
adapt
U
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
zeros
U
قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
to tune in TV
[radio]
U
روی کانال مشخصی تلویزیون
[رادیو]
را تنظیم کردن
zeroes
U
قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
to kern
U
کاهش دادن
[و تنظیم کردن ]
فاصله دخشه ها
[فناوری چاپ]
weather helm
U
تنظیم سکان برای خنثی کردن اثر جریان هوا
halving adjustment
U
تنظیم نیم حبابها به منظورتراز کردن دستگاههای اندازه گیر
dialed
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
ranges
U
تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
range
U
تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
dialled
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dial
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
ranged
U
تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
dials
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
adaptation
U
توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
blue key
U
نقطه کمکی ابی برای تنظیم عکس در موقع فاهر کردن فیلم
adaptations
U
توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
go no go
U
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com