Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 303 (43 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
spot
U
تنظیم تیر کردن
spots
U
تنظیم تیر کردن
ranging
U
تنظیم تیر کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
tune
U
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
tune
U
تنظیم کردن
tunes
U
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
tunes
U
تنظیم کردن
align
U
تنظیم کردن تطبیق کردن
aligned
U
تنظیم کردن تطبیق کردن
aligning
U
تنظیم کردن تطبیق کردن
aligns
U
تنظیم کردن تطبیق کردن
correct
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
correcting
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
corrects
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
calibrate
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrate
U
تنظیم کردن
calibrated
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrated
U
تنظیم کردن
calibrates
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrates
U
تنظیم کردن
calibrating
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrating
U
تنظیم کردن
mount
U
تنظیم کردن وسیله یا مدار در پایه
mounts
U
تنظیم کردن وسیله یا مدار در پایه
regulate
U
تنظیم کردن
regulated
U
تنظیم کردن
regulates
U
تنظیم کردن
regulating
U
تنظیم کردن
time
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
timed
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
times
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
pilot
U
اسباب تنظیم ومیزان کردن چیزی
piloted
U
اسباب تنظیم ومیزان کردن چیزی
pilots
U
اسباب تنظیم ومیزان کردن چیزی
image
U
تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
images
U
تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
set
U
بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
sets
U
بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
setting up
U
بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
adjustment
U
تنظیم کردن
adjustments
U
تنظیم و میزان کردن
adjustments
U
تنظیم کردن
locate
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
located
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
locates
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
locating
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
zero
U
قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
zero
U
تنظیم کردن دید برای دقت درتیراندازی
zero
U
روی صفر تنظیم کردن
zeroes
U
قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
zeroes
U
تنظیم کردن دید برای دقت درتیراندازی
zeroes
U
روی صفر تنظیم کردن
zeros
U
قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
zeros
U
تنظیم کردن دید برای دقت درتیراندازی
zeros
U
روی صفر تنظیم کردن
edit
U
تصحیح کردن تنظیم کردن
edit
U
تنظیم و تصحیح و اماده چاپ کردن
edited
U
تصحیح کردن تنظیم کردن
edited
U
تنظیم و تصحیح و اماده چاپ کردن
order
U
سفارش دادن تنظیم کردن
control
U
نظارت کردن تنظیم کردن
controlling
U
نظارت کردن تنظیم کردن
controls
U
نظارت کردن تنظیم کردن
regiment
U
تنظیم کردن
regiments
U
تنظیم کردن
clock
U
مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
clocks
U
مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
adjust
U
تنظیم کردن
adjusting
U
تعدیل کردن تنظیم کردن
adjusting
U
تنظیم کردن
adjusting
U
میزان کردن تنظیم کنید
adjusting
U
تصفیه نمودن تنظیم کردن
adjusting
U
مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
adjusts
U
تعدیل کردن تنظیم کردن
adjusts
U
تنظیم کردن
adjusts
U
میزان کردن تنظیم کنید
adjusts
U
تصفیه نمودن تنظیم کردن
adjusts
U
مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
dial
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialed
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialled
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dials
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
range
U
تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
ranged
U
تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
ranges
U
تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
timing
U
تنظیم زمان عمل کردن موتور
attend
U
تنظیم کردن
attending
U
تنظیم کردن
attends
U
تنظیم کردن
regularised
U
تنظیم کردن
regularises
U
تنظیم کردن
regularising
U
تنظیم کردن
regularize
U
تنظیم کردن
regularized
U
تنظیم کردن
regularizes
U
تنظیم کردن
regularizing
U
تنظیم کردن
compensate
U
تنظیم کردن میزان کردن تاوان دادن
compensated
U
تنظیم کردن میزان کردن تاوان دادن
compensates
U
تنظیم کردن میزان کردن تاوان دادن
billing
U
صورتحساب بدهی را تنظیم وارسال کردن
pressurises
U
فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
pressurising
U
فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
pressurize
U
فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
Other Matches
calibration
U
تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
sight adjustment
U
تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
range spotting
U
تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
camera station
U
ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
tune
U
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tunes
U
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
stet processus
U
گزارش اصلاحی تنظیم کردن ترک دعوی کردن
set out
U
شرح دادن تنظیم کردن تعیین کردن
to make out
U
تنظیم کردن
formulates
U
تنظیم کردن
frame
U
تنظیم کردن
make out
U
تنظیم کردن
formulated
U
تنظیم کردن
classifies
U
تنظیم کردن
to set out
U
تنظیم کردن
classify
U
تنظیم کردن
classifying
U
تنظیم کردن
lay down
U
تنظیم کردن
redact
U
تنظیم کردن
lineup
U
تنظیم کردن
to draw up
U
تنظیم کردن
to draw out
U
تنظیم کردن
formulate
U
تنظیم کردن
set up
U
تنظیم کردن
formulating
U
تنظیم کردن
to put in to shape
U
تنظیم کردن
pages
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
page
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
ranging
U
تنظیم کردن اسلحه
set the clock
U
ساعت را تنظیم کردن
tune up
U
موتور را تنظیم کردن
pre-setting
U
از پیش تنظیم کردن
pre-sets
U
از پیش تنظیم کردن
reconstituting
U
تنظیم مقیاس کردن
draw up
U
کارها را تنظیم کردن
reconstitutes
U
تنظیم مقیاس کردن
reconstituted
U
تنظیم مقیاس کردن
reconstitute
U
تنظیم مقیاس کردن
preset
U
از پیش تنظیم کردن
pre-set
U
از پیش تنظیم کردن
rheostat
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostatic
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
replenishing
U
تنظیم کردن روغن سلاحها
replenish
U
تنظیم کردن روغن سلاحها
replenished
U
تنظیم کردن روغن سلاحها
replenishes
U
تنظیم کردن روغن سلاحها
sight in
U
تنظیم کردن دید در تفنگ
to draw up a contract
U
قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
indict
U
علیه کسی ادعانامه تنظیم کردن
pressurizes
U
فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
pressurizing
U
فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
indicts
U
علیه کسی ادعانامه تنظیم کردن
indicted
U
علیه کسی ادعانامه تنظیم کردن
indicting
U
علیه کسی ادعانامه تنظیم کردن
sight alinement
U
تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
zero beat
U
تنظیم کردن دقیق موج دستگاه وفرکانس ان
wake up
U
تنظیم کردن یا شروع یا مقدار اولیه دادن
call book
U
دفتر بیدار کردن و تنظیم نوبت نگهبانی
to balance out
U
میزان کردن
[تنظیم کردن ]
adapting
U
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
adapts
U
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
adapt
U
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
to tune in TV
[radio]
U
روی کانال مشخصی تلویزیون
[رادیو]
را تنظیم کردن
halving adjustment
U
تنظیم نیم حبابها به منظورتراز کردن دستگاههای اندازه گیر
to kern
U
کاهش دادن
[و تنظیم کردن ]
فاصله دخشه ها
[فناوری چاپ]
weather helm
U
تنظیم سکان برای خنثی کردن اثر جریان هوا
adaptation
U
توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
adaptations
U
توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
blue key
U
نقطه کمکی ابی برای تنظیم عکس در موقع فاهر کردن فیلم
go no go
U
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
sidelay
U
تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
adjusting ring
U
حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
collimate
U
تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس
config.sys
U
در -MS DOS فایل متن مشخصاتی که حاوی دستوراتی برای تنظیم پارامترها و بار کردن نرم افزار درایو است
infinity method
U
روش موازی کردن دو خط تارموی دوربین تنظیم دوربین در بینهایت
right justify
U
هم تراز کردن از راست تنظیم کردن از راست
trimsize
U
اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
calibrated air speed
U
سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
high burst ranging
U
تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
calibration
U
تنظیم
adjustments
U
تنظیم
timing
U
تنظیم
alignments
U
تنظیم
alignment
U
تنظیم
adjustment
تنظیم
regularization
U
تنظیم
shaping regulating
U
تنظیم
set out
U
تنظیم
regulation
U
تنظیم
spreading
U
تنظیم
formulation
U
تنظیم
regulation
U
پهنه تنظیم
speed adjustment
U
تنظیم سرعت
spark setting
U
تنظیم جرقه
precision adjustment
U
تنظیم دقیق
jack screw
U
پیچ تنظیم
checked
U
دریچه تنظیم
expanded contrast
U
تنظیم کنتراست
check
U
دریچه تنظیم
preset
U
پیش تنظیم
levelling screw
U
پیچ تنظیم
tuneable
U
تنظیم پذیر
crystal control
U
تنظیم با بلور
pilot valve
U
سوپاپ تنظیم
adjustments
U
تنظیم تطبیق
trigger control
U
تنظیم با ماشه
tunable
U
تنظیم پذیر
tunably
U
تنظیم پذیر
corrector
U
تنظیم کننده
set screw
U
پیچ تنظیم
set the watch
U
تنظیم نگهبانی
electronic tuning
U
تنظیم الکترونی
electronic control
U
تنظیم الکترونیکی
stup string
U
رشته تنظیم
setting ring
U
حلقه تنظیم
checks
U
دریچه تنظیم
line regulator
U
تنظیم کننده
adjustment of rools
U
تنظیم غلطک
will adjust
U
تنظیم می کنم
rheostat regulation
U
تنظیم با رئوستا
inductive tuning
U
تنظیم پرمئابیلیته
body alinement
U
تنظیم بدن
adjustment of fire
U
تنظیم تیر
adjusting point
U
نقطه تنظیم
automatic regulation
U
تنظیم خودکار
hand regulation
U
تنظیم با دست
indicement
U
تنظیم ادعانامه
focusing control
U
تنظیم تمرکز
arrangement
U
ترتیب تنظیم
inductive tuning
U
تنظیم القائی
framer
U
تنظیم کننده
frequency tuning
U
تنظیم فرکانس
air adjustment
U
تنظیم هوا
regulators
U
تنظیم کننده
alignment
U
تنظیم انطباق
alignment
U
صف بندی تنظیم
regulable
U
تنظیم پذیر
thermoregulation
U
تنظیم حرارت
thermoregulation
U
تنظیم دمایی
regularizer
U
تنظیم کننده
regulating valve
U
سوپاپ تنظیم
regulating switch
U
کلید تنظیم
thermostatic regulation
U
تنظیم با دماپای
alignments
U
صف بندی تنظیم
initial adjustment
U
تنظیم صفر
arrangements
U
ترتیب تنظیم
adjustable
U
قابل تنظیم
adjustable
U
تنظیم پذیر
regulator
U
تنظیم کننده
family planning
U
تنظیم خانواده
purity adjustment
U
تنظیم خلوص
alignments
U
تنظیم انطباق
method of drawing up
U
طرز تنظیم
adjusability
U
قابلیت تنظیم
pressure regulator
U
شیر تنظیم
carburetor adjustment
U
تنظیم کاربراتور
indictments
U
تنظیم کیفرخواست
cam type regulation
U
تنظیم بادامکی
fine adjustment
U
تنظیم فریف
fine adjustment
U
تنظیم دقیق
fine setting
U
تنظیم دقیق
fine setting
U
تنظیم میکرومتری
vertical adjustment
U
تنظیم عمودی
indictments
U
تنظیم ادعانامه
indictment
U
تنظیم کیفرخواست
timing
U
تنظیم وقت
check valve
U
شیر تنظیم
variability
U
قابلیت تنظیم
pressure adjustment
U
تنظیم فشار
indictment
U
تنظیم ادعانامه
cascade control
U
تنظیم زنجیری
depth adjustment
تنظیم عمیق
adjusted
U
تنظیم شده
vertical justification
U
تنظیم عمودی
rocker gear
U
تنظیم جاروبک
range adjustment
U
تنظیم برد
check gate
U
دریچه تنظیم
range adjustment
U
تنظیم مسافت
range calibration
U
تنظیم مسافت
conduction
U
هدایت تنظیم
caliper setting
U
تنظیم پرگار
voltage regulation
U
تنظیم ولتاژ
range of adjustment
U
ناحیه تنظیم
window
U
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
regulating resistance
U
مقاومت تنظیم کننده
phase shift control
U
تنظیم با تغییر فاز
blade height adjustment
پهنای تنظیم بلندی
condenser height adjustment
تنظیم انقباض ارتفاع
presetting
U
تنظیم از قبل
[دستگاهی]
turnbuckle
U
پیچ تنظیم دوطرفه
setting ring
U
حلقه تنظیم کننده
altitude fine adjustment
دستگاه تنظیم دقیق
range board
U
میز تنظیم مسافت
azimuth fine adjustment
تنظیم قوس صحیح
administered price
U
قیمت تنظیم شده
adjustable antenna
آنتن قابل تنظیم
slip regulator
U
تنظیم کننده لغزش
phase control
U
تنظیم با تغییر فاز
adjustable catch
دستگیره قابل تنظیم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com