English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (9410 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
appliance U وسیله برقی
appliances U وسیله برقی
current consuming device U وسیله برقی
electroreceptive device U وسیله برقی
receiving apparatus U وسیله برقی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
portable appliance U وسیله برقی دستی
Other Matches
vacuum U جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuumed U جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuuming U جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuums U جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
chain U باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد
chains U باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد
sensor U وسیله اکتشافی وسیله مراقبتی وسیله کشف کننده
oil gear U جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
fet U وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
power traverse U مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
crawlers U وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
crawler U وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
asynchronous U داده یا وسیله سریال که نیازی به یکنواخت بودن با وسیله دیگر ندارند
contentions U وضعیتی که در آن دو یاچند وسیله قصد برقراری ارتباط با یک وسیله را دارند
contention U وضعیتی که در آن دو یاچند وسیله قصد برقراری ارتباط با یک وسیله را دارند
peripheral U مدیر و کنترل کننده وسیله ورودی /خروجی یا وسیله جانبی
loops U آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
looped U آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
loop U آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
connectivity U توانایی یک وسیله برای ارتباط برقرار کردن باسایر وسیله ها و ارسال اطلاعات
built-in U نوشتاری که موقتاگ به وسیله یک وسیله جانبی معمولاگ چاپگر ذخیره سازی شده است
device U کنترل وسیله با حروف مختلف یاترکیب خاص آنها برای دستور دادن به وسیله
devices U کنترل وسیله با حروف مختلف یاترکیب خاص آنها برای دستور دادن به وسیله
tie down U وسیله مهار هواپیما در محوطه پارکینگ وسیله بستن
simulate U کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
daisy chain U روش اتصال یک وسیله با یک کابل از یک ماشین یا وسیله به دیگر
simulating U کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
simulates U کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
trainers U وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
immersion proof U وسیله ضد رطوبت یا نفوذ اب وسیله ضد فرو رفتن در اب
trainer U وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
daisy chain U باسهای ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند و هر وسیله میتواند داده را که به ماشین دیگر منتقل میشود دریافت
communication U مجموعه اصلی از برنامه ها که پروتکل ها را رعایت می کنند.کنترل کنندههای فرمت و وسیله و خط برای نوع وسیله یا خط استفاده میشود
laser U وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
lasers U وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
plotters U وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
plotter U وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
outputs U اطلاع یا دادهای که از CPU یا حافظه اصلی به وسیله دیگر منتقل شود و مثل صفحه نمایش یا چاپگر و وسیله ذخیره سازی جانبی
output U اطلاع یا دادهای که از CPU یا حافظه اصلی به وسیله دیگر منتقل شود و مثل صفحه نمایش یا چاپگر و وسیله ذخیره سازی جانبی
devices U فضایی در حافظه که توسط یک وسیله مشخص گرفته شده است . CPU میتواند با قرار دادن دستورات در این محل وسیله را کنترل کند
device U فضایی در حافظه که توسط یک وسیله مشخص گرفته شده است . CPU میتواند با قرار دادن دستورات در این محل وسیله را کنترل کند
communication U بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
astigmatizer U وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
dual capable U جنگ افزار یا وسیله دو کاره وسیله یا جنگ افزاری که دونوع ماموریت انجام میدهد
from pillar to post U ازیک وسیله به وسیله دیگر
handshaking U سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
handshake U سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
handshakes U سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
interserviceable U قابل استفاده به وسیله چندقسمت یا چند نوع یکان وسیله چند یکانی
cycled U عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
cycles U عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
cycle U عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
demands U جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
touch U وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
touches U وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
demand U جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
dangerous goods by road agreement U موافقتنامه بین کشورهای اروپایی که در ان درخصوص وسیله حمل نحوه بسته بندی و مشخصات وسیله حمل ونقل توضیح لازم داده شده است
demanded U جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
electricians mate U برقی
electrical U برقی
powered U برقی
before you know it U برقی
power U برقی
electric U برقی
galvanic U برقی
powering U برقی
powers U برقی
phased U وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
phase U وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
phases U وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
tranship U نقل وانقال بار وغیره از یک وسیله یاکشتی به وسیله یاکشتی دیگری
electric iron U اطو برقی
electric light U روشنایی برقی
electric heater U بخاری برقی
electric thermometer U دماسنج برقی
electric train U قطار برقی
electric cushion U بالش برقی
power turret U برجک برقی
power blower U دمنده برقی
foud royant a U سکته برقی
electric current U جریان برقی
single ignition U احتراق تک برقی
electric machine U دستگاه برقی
electric power U توان برقی
trolley bus U اتوبوس برقی
electric spectrum U طیف برقی
electric soldering iron U هویه برقی
escalator U پله برقی
electric fluid U سیال برقی
electric flux U شاره برقی
electromotor U موتور برقی
electric furnace U کوره برقی
escalators U پله برقی
electric furnace U بوته برقی
trolley buses U اتوبوس برقی
non electric U غیر برقی
moving staircase U پله برقی
thermoelectric U دما برقی
electrometallurgy U متالورژی برقی
electromagnet U اهنربای برقی
thermistor U رزیستور برقی
electrification U برقی کردن
powering U دستگاه برقی
powering U توان برقی
triple ignition U احتراق سه برقی
powered U دستگاه برقی
powers U توان برقی
powers U دستگاه برقی
electropathy U معالجه برقی
three unit electrical system U دستگاه سه برقی
frigidaire U یخچال برقی
gymnotus U مارماهی برقی
eletro luminescence U لومینسانس برقی
electrotype U قالب برقی
electrotype U چاپ برقی
electrothermal printer U چاپگرحرارتی برقی
electrotherapeutics U درمان برقی
powered U توان برقی
trolley car U اتوبوس برقی
electrochemical U برقی- شیمیایی
vulcanization U جوش برقی
electrical energy U انرژی برقی
vulcanizer U جوشکار برقی
electrical discharge U تخلیه برقی
electrical conductor U رسانای برقی
electrical circuit U مدار برقی
electric welding U جوش برقی
electric welding U جوشکاری برقی
electrical induction U القای برقی
electrical resistance U مقاومت برقی
electrical series U زوجهای برقی
power U دستگاه برقی
power U توان برقی
trolleybus U اتوبوس برقی
electrise U برقی کردن
trolly U واگن برقی
two unit system U دستگاه دو برقی
electrical sheet U ورقهای برقی
electrical shant U مهار برقی
electric train U ترن برقی
moving staircase U پله برقی
trolley U واگن برقی
hot-plate U اجاق برقی
hot-plates U اجاق برقی
thermoelectric U گرما برقی
element U سازه برقی
trolleys U واگن برقی
power broom U جاروی برقی
all electric U تماما"برقی
vacuum cleaner U جاروی برقی
hot seat U صندلی برقی
chain saws U اره برقی
patent leather U چرم برقی
moving stairway U پله برقی
escalator U پله برقی
tram U واگن برقی
before you can say knife U برقی ناگهان
elements U سازه برقی
trams U واگن برقی
refrigerators U یخچال برقی
refrigerator U یخچال برقی
hot plate U اجاق برقی
electrified U برقی کردن
electric , drill U مته برقی
electric arch U قوس برقی
electric brake U ترمز برقی
electric candle U شمع برقی
electric charge U بار برقی
electric shocks U ضربه برقی
electric cleaner U جارو برقی
electric shock U ضربه برقی
electric amalgam U ملغمه برقی
electrifying U برقی کردن
dual ignition U احتراق دو برقی
dual magneto U مگنت دو برقی
chain saw U اره برقی
electrifies U برقی کردن
vacuum cleaners U جاروی برقی
cable car U تراموای برقی
cable cars U تراموای برقی
electrify U برقی کردن
device U یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
antiwithdrawal device U وسیله ضد باز کردن ماسوره بمب وسیله ضد دستکاری ماسوره
devices U یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
radar prediction U بررسی به وسیله رادار تجزیه و تحلیل اطلاعات به وسیله رادار
tramline U خط مخصوص واگن برقی
electroshock therapy U درمان با ضربه برقی
tramlines U خط مخصوص واگن برقی
electronarcosis U خواب انگیزی برقی
electrodiagnosis U تشخیص با دستگاههای برقی
spinet U ارگ برقی کوچک
photo emission effect U صدور نور- برقی
photoemissive cell U لامپ نور- برقی
shock therapy U درمان با ضربه برقی
frig U یخچال برقی سردخانه
fridges U یخچال برقی سردخانه
fridge U یخچال برقی سردخانه
phototube U لامپ نور- برقی
trolleycar [American E] [old-fashioned] U قطار برقی خیابان
trolley [American E] [old-fashioned] U قطار برقی خیابان
Recent search history Forum search
1سه ساکته برقی را چه میګوید؟
1whatever vehicle you drive all its handling characteristics are affected by the load you carry including passengers
4express, overexpression
4express, overexpression
4express, overexpression
4express, overexpression
1بدین وسیله از شما صمیمانه دعوت به عمل می آید، تا در برنامه ی که به مناسبت سپاس گذاری و قدر شناسی از مساعدت های مالی کشور جاپان، که از جانب اداره محلی بامیان برنامه ریزی گردیده است، شرکت ورزیده ممنون
1Regulatory label
0نحوه کار با نرم افزار waze
0وسیله اندازه گیری در مقیاس کوچک میباشد
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com