English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 230 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
contribute U هم بخشی کردن
contributed U هم بخشی کردن
contributes U هم بخشی کردن
contributing U هم بخشی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
clear U پاک کردن یا صفر کردن یک فایل کامپیوتری یا متغیر یا بخشی از حافظه
clearer U پاک کردن یا صفر کردن یک فایل کامپیوتری یا متغیر یا بخشی از حافظه
clearest U پاک کردن یا صفر کردن یک فایل کامپیوتری یا متغیر یا بخشی از حافظه
clears U پاک کردن یا صفر کردن یک فایل کامپیوتری یا متغیر یا بخشی از حافظه
attention U توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
attentions U توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
rehabilitation U تجدید قوا کردن توان بخشی
garbage U سازماندهی مجدد و حذف فایلهای داده و رکوردهای نالازم . پاک کردن بخشی از حافظه برنامه یا داده اش که استفاده نمیشود
highlight U جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
highlighted U جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
highlights U جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
titillate U بطور لذت بخشی تحریک کردن
titillated U بطور لذت بخشی تحریک کردن
titillates U بطور لذت بخشی تحریک کردن
titillating U بطور لذت بخشی تحریک کردن
selective U مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
selectively U مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
leader U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leaders U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
window U تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
search U فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
searched U فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
searches U فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
searchingly U فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
download U 1-بارکردن برنامه یا بخشی از داده ازمحدودهای ازکامپیوتر ها توسط خط تلفن . 2-بار کردن داده از CPU به کامپیوتر کوچک 3-ارسال نوشتار چاپگر ذخیره شده روی دیسک به چاپگر
overbuild U زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
Other Matches
scissoring U 1-معرفی بخشی از تصویرو سپس بریدن آن به طوری که قابل چسباندن در تصویر دیگر باشد.2-معرفی بخشی از تصویروحذف هراخلاعی خارج از این ناحیه
trichotomous U سه بخشی
regional <adj.> U بخشی
local <adj.> U بخشی
bisection U دو بخشی
as part of U بخشی از
tripartite U سه بخشی
sectoral U بخشی
parochial U بخشی
triarchy U سه بخشی
fraction U بخشی از
sectorial U بخشی
Centigrade U صد بخشی
partial U بخشی
hexaploid U شش بخشی
divisor U بخشی
dichotomous U دو بخشی
portion U بخشی
ninefold U نه بخشی
sextet U شش بخشی
triplet U سه بخشی
fractions U بخشی از
sextets U شش بخشی
portions U بخشی
effectiveness U تاثیر بخشی
sectoral integation U یکپارچگی بخشی
effectiveness U اثر بخشی
sectoral integation U ادغام بخشی
healthfulness U صحت بخشی
heptamerous U هفت بخشی
stanine scale U مقیاس نه بخشی
stanine score U نمره نه بخشی
stens U مقیاس ده بخشی
pleasurableness U فرح بخشی
rehabilitation U توان بخشی
haxamerous U شش بخشی شش قسمتی
stanzas U بخشی از بازی
slice U بخشی از چیزی
drill tang بخشی از مته
dezincification U فرسودگی بخشی
stanza U بخشی از بازی
fraction U 1-بخشی از یک واحد
slices U بخشی از چیزی
personification U شخصیت بخشی
physical medicine U طب توان بخشی
genbraliztion U کلیت بخشی
satisfactoriness U رضایت بخشی
fytte U بخشی ازشعر
equipartition principle U اصل هم بخشی
polychotomy U چند بخشی
pleasurability U لذت بخشی
animations U جان بخشی
animation U جان بخشی
fractions U 1-بخشی از یک واحد
vivification U حیات بخشی
refreshments U نیرو بخشی
refreshment U نیرو بخشی
vitalization U حیات بخشی
partial U بخشی قسمتی
efficiency U اثر بخشی
part U بخشی از چیزی
two sector model U الگوی دو بخشی
two sector economy U اقتصاد دو بخشی
triploid U سه قسمتی سه بخشی
trichotomy U سه بخشی بودن
part way U بخشی از راه
stanza U بخشی ازبازی هاکی
fetch U دستیابی به بخشی از حافظه
courses U بخشی از غذا اموزه
phased U بخشی از فرآیند بزرگتر
tags U بخشی از دستور کامپیوتری
tag U بخشی از دستور کامپیوتری
stanzas U بخشی ازبازی هاکی
barge-course U [بخشی از سفال بام]
lobes U بخشی از عضله یا مغز
phases U بخشی از فرآیند بزرگتر
partial U نیمه کاره بخشی از
phase U بخشی از فرآیند بزرگتر
lobe U بخشی از عضله یا مغز
fetches U دستیابی به بخشی از حافظه
fetched U دستیابی به بخشی از حافظه
a rosy future U آینده امید بخشی
staves U مقیاس پنج بخشی
flush U فایل یا بخشی از حافظه
nose band U بخشی از کلگی اسب
revivification U باز جان بخشی
coursed U بخشی از غذا اموزه
sectoral planning U برنامه ریزی بخشی
charitableness U خیرخواهی صدقه بخشی
flushing U فایل یا بخشی از حافظه
cost effectiveness U تاثیر بخشی هزینه
subsegment U بخشی کوچک یک سگمنت
vocational rehabilitation U توان بخشی شغلی
contributions U هم بخشی همکاری وکمک
arrays U بخشی از داده در آرایه
flushes U فایل یا بخشی از حافظه
array U بخشی از داده در آرایه
contribution U هم بخشی همکاری وکمک
course U بخشی از غذا اموزه
reviviscence U بهوش اوری نیرو بخشی
overlap U پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
inter sectoral planning U برنامه ریزی بین بخشی
overlapped U پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
overlaps U پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
moto U بخشی از مسابقه موتورسیکلت رانی
the pale U بخشی از ایرلند که در قلمردانگلیس است
building unit U جزء ساختمانی بخشی از یک ساختمان
A part of Iranian territory. U بخشی از خاک ( سرزمین) ایران
cost effectiveness analysis U تحلیل تاثیر بخشی هزینه ها
file U بخشی از داده روی کامپیوتر
box section leg U ساق یا پایه بخشی از جعبه
filed U بخشی از داده روی کامپیوتر
selectively U نمایش یا چاپ بخشی از حافظه
selective U نمایش یا چاپ بخشی از حافظه
palm of a glove U بخشی از دستگش که کف دست را می پوشاند
physical medicine U درمان بدنی و توان بخشی
bunged U بخشی از طاق کوره گازی وهوایی
bung U بخشی از طاق کوره گازی وهوایی
maiden over U بخشی از بازی کریکت بدون امتیاز
moto scramble U مسابقه چند بخشی درمسیرهای گوناگون
bungs U بخشی از طاق کوره گازی وهوایی
beginning U حرف یا نشانه آغاز بخشی از داده
introsusception U دخول بخشی از روده در بخش دیگر
intussusception U دخول بخشی از روده در بخش دیگر
storage U بخشی از حافظه برای ذخیره اطلاعات
beginnings U حرف یا نشانه آغاز بخشی از داده
bunging U بخشی از طاق کوره گازی وهوایی
metaplasm U بخشی ازسفیده که موادیاخته ساز درانست
parterre U بخشی ازتماشاخانه که پشت سرنوازندگان است
zero U پرکردن بخشی از حافظه با مقادیر صفر
zeroes U پرکردن بخشی از حافظه با مقادیر صفر
front U بخشی از چیزی که از عقب به نظر آید
fronting U بخشی از چیزی که از عقب به نظر آید
usenet U بخشی از اینترنت که حاوی مجمعی است
internal U دستوری که بخشی از سیستم عامل است
zeros U پرکردن بخشی از حافظه با مقادیر صفر
front line U 9 بخش اول زمین 81 بخشی گلف
municipality U شهریا بخشی که دارای شهرداری است
municipalities U شهریا بخشی که دارای شهرداری است
carriers U وسیلهای که بخشی از میکروفیلم را نگه می دارد
branch U جهش از بخشی از برنامه به بخش دیگر
branches U جهش از بخشی از برنامه به بخش دیگر
to put in a piece of work U بخشی از کار دیگران را انجام دادن
satellites U کامپیوترکوچک که بخشی ازسیستم بزرگتر است
satellite U کامپیوترکوچک که بخشی ازسیستم بزرگتر است
carrier U وسیلهای که بخشی از میکروفیلم را نگه می دارد
scan U بخشی از تصویر که توسط اسکنر خوانده میشود
transients U بخشی از حافظه موقت که در مدت زمانی رخ میدهد
scans U بخشی از تصویر که توسط اسکنر خوانده میشود
scanned U بخشی از تصویر که توسط اسکنر خوانده میشود
operation U بخشی از حلقه ماشین در حین اجرای دستور
elimination U بخشی از داده هنوز استفاده نشده است
transient U بخشی از حافظه موقت که در مدت زمانی رخ میدهد
backplane U بخشی از ساختمان کامپیوتر که حاوی تختههای مدار
electron gun U بخشی از CRT که یک اشعه الکترونی ایجاد میکند
absolute address برنامه ای که بخشی از کد را در حافظه اصلی بار میکند
drive U بخشی ازکامپیوتر که نوار یا دیسک را راه می اندازد
drives U بخشی ازکامپیوتر که نوار یا دیسک را راه می اندازد
executing U بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
executes U بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
executed U بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
descender U بخشی از حرف چاپ شده که زیر خط است
execute U بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
hex U نمایش بخشی از حافظه در مبنای شانزده تایی
hexadecimal notation U نمایش بخشی از حافظه در مبنای شانزده تایی
holdup U بازگشت یا نگهداری یک مقدار یا خط ارتباطی یا بخشی از حافظه
addressing U روشی که بخشی از حافظه مکان دهی میشود
cut U حذف بخشی از متن از یک فایل تا کوتاه تر شود
machine address برنامه ای که بخشی از کد را در حافظه اصلی بار میکند
shirt-tails U بخشی از پیراهن مردانه که زیر شلوار میرود
shirt-tail U بخشی از پیراهن مردانه که زیر شلوار میرود
general delivery U بخشی از ادارهی پست که مسئول اینگونهمراسلات است
nine U قسمت اول یادوم زمین 81 بخشی گلف
nines U قسمت اول یادوم زمین 81 بخشی گلف
margin U فضای خالی اطراف بخشی از متن چاپی
margins U فضای خالی اطراف بخشی از متن چاپی
deposit U چاپ گرفتن ازکل یا بخشی از فضای حافظه
fails U سیستمی که پس از خرابی بخشی از آن هنوز کار میکند
failed U سیستمی که پس از خرابی بخشی از آن هنوز کار میکند
cuts U حذف بخشی از متن از یک فایل تا کوتاه تر شود
nasopharynx U بخشی از گلو گاه که بابینی راه دارد
deposits U چاپ گرفتن ازکل یا بخشی از فضای حافظه
fail U سیستمی که پس از خرابی بخشی از آن هنوز کار میکند
routinely U بخشی از کد در یک محل که توسط فراخوانی ها در تابع استفاده میشود
pinning U فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
header U بخشی از داده در ابتدای نوار مغناطیسی که حاوی مشخصات
cross reference generator U بخشی از اسمبلر یا کامپایلر یا مفسر که لیستی از برچسبهای برنامه
sea echelon U بخشی از ناوهای هجومی که در عملیات اب خاکی در دریاباقی می ماند
headers U بخشی از داده در ابتدای نوار مغناطیسی که حاوی مشخصات
factors U در حین جستجو بخشی از داده که استفاده نشده است
case U رجوع به بخشی از برنامه که وابسته به نتیجه آزمایش است
cases U رجوع به بخشی از برنامه که وابسته به نتیجه آزمایش است
factor U در حین جستجو بخشی از داده که استفاده نشده است
main U بخشی از دستورات که بخش اصلی برنامه را تشکیل می دهند.
pinned U فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
nests U بخشی از برنامه که یک حلقه کنترل در دیگری استفاده میشود
area U جستجو برای داده خاص در بخشی از حافظه یا فایلها
areas U جستجو برای داده خاص در بخشی از حافظه یا فایلها
pin U فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
routines U بخشی از کد در یک محل که توسط فراخوانی ها در تابع استفاده میشود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com