English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
insulate U مجزا کردن روپوش دار کردن
insulates U مجزا کردن روپوش دار کردن
insulating U مجزا کردن روپوش دار کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
decollate U جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
draw off U جدا کردن مجزا کردن
insulating U جدا کردن مجزا کردن
insulates U جدا کردن مجزا کردن
insulate U جدا کردن مجزا کردن
individuate U مجزا کردن جدا کردن
insulation U روپوش کشی عایق کردن
separate U مجزا کردن
seclude U مجزا کردن
disassemble U مجزا کردن
abstracts U مجزا کردن
abstract U مجزا کردن
isles U مجزا کردن
isle U مجزا کردن
decollate U مجزا کردن
isolate U مجزا کردن
knock down U مجزا کردن
separates U مجزا کردن
isolating U مجزا کردن
abstracting U مجزا کردن
isolates U مجزا کردن
separated U مجزا کردن
insulating U با عایق مجزا کردن
insulate U با عایق مجزا کردن
insulates U با عایق مجزا کردن
sight cover U روپوش دستگاه نشانه روی روپوش زاویه یاب
guard assembly U الات محافظ روپوش جنگ افزار مجموعه روپوش
separated U مجزا جدا جدا کردن
separate U مجزا جدا جدا کردن
separates U مجزا جدا جدا کردن
decollator U ماشینی که موضوعات مختلف را به ورقههای مجزا تبدیل میکند و یا جدا کردن موضوعات تکه تکه به قط عات جدا
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
shutter U روپوش
shutters U روپوش
cowling U روپوش
coverings U روپوش
cover U روپوش
coat dress U روپوش
overshirt U روپوش
masks U روپوش
mask U روپوش
covers U روپوش
jump suit U روپوش
top U روپوش
tilt material U روپوش
wanigan U روپوش
duster U روپوش
dusters U روپوش
jump suits U روپوش
out fit U روپوش
topcoat U روپوش
carrying U روپوش پرچم
sight defilade U روپوش مگسک
manifold U روپوش اتصال
gowns U روپوش لباس شب
gown U روپوش لباس شب
insulated U روپوش دار
carried U روپوش پرچم
carries U روپوش پرچم
cowling U روپوش محافظ
carry U روپوش پرچم
cover all U بارانی یا روپوش
sleeve U روپوش سردست
counterpanes U روپوش تختخواب
sheath U پوشش روپوش
bedspreads U روپوش تختخواب
smocks U روپوش زنانه
smock U روپوش زنانه
hooded U روپوش دار
bedspread U روپوش تختخواب
snowsuit U روپوش گرم
counterpane U روپوش تختخواب
sheaths U پوشش روپوش
acoustical sound enclosure U روپوش صوتی
aiming post sleeve U روپوش شاخص
protective cover U روپوش حفاظ
protective clothing U روپوش محافظ
plate U روپوش دادن
plates U روپوش دادن
shield U روپوش اب بند
shields U روپوش اب بند
sleeves U روپوش سردست
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
barer U بدون روپوش لخت
hoods U روپوش کلاهک دودکش
bares U بدون روپوش لخت
hood U روپوش کلاهک دودکش
barest U بدون روپوش لخت
baring U بدون روپوش لخت
bare wire U سیم بدون روپوش
coverlet U لحاف روپوش تختخواب
smock U روپوش زنانه دوختن
smocks U روپوش زنانه دوختن
strait jacket U روپوش باز دارنده
coverlets U لحاف روپوش تختخواب
bourrelet U روپوش کمربند گلوله
smock frock U رو لباسی کشاورزان روپوش
cortices U لایه رویی روپوش
cortex U لایه رویی روپوش
manteau U لباس روپوش زنانه
strait jackets U روپوش باز دارنده
bared U بدون روپوش لخت
bare U بدون روپوش لخت
muzzle bag U روپوش دهانه توپ
protection hood U کلاهک یا روپوش محافظ
dunnage U روپوش مهمات ضربه گیر
wrapper U بسته بندی کاغذ روپوش
hood U کلاهک کاپوت ماشین روپوش
grommet U حلقه روپوش کمربند گلوله
hoods U کلاهک کاپوت ماشین روپوش
wrappers U بسته بندی کاغذ روپوش
discrete U مجزا
distinct U مجزا
single line U خط مجزا
ditinct U مجزا
knock down U مجزا
disjunct U مجزا
several U مجزا
separable U مجزا
distinguishing U مجزا
spot footing U پی مجزا
apartfrom U مجزا از
free-standing U مجزا
abstracted U مجزا
bassinet U گهواره سبدی روپوش دار لگنچه
tarpaulins U بارپوش برزنتی برزنت روپوش مهمات
tarpaulin U بارپوش برزنتی برزنت روپوش مهمات
separate ammunition U مهمات مجزا
lone U مجزا ومنفرد
discrete values U مقادیر مجزا
semidetached U نیمه مجزا
separate loading U مهمات مجزا
unit assembly U یک قطعه مجزا
detached U ستون مجزا
separate sewer U شبکه مجزا
stepping U واحد مجزا
abstractedly U بطور مجزا
garrison house U پادگان مجزا
indiscrete U غیر مجزا
discrete source U چشمههای مجزا
individual controls U کنترلهای مجزا
step U واحد مجزا
discrete packets U بستههای مجزا
single line U ردیف مجزا
separate loading U مجزا پرشونده
discrete particle U ذره مجزا
apart U مجزا غیرهمفکر
dunnage U نگله کپه بار روپوش اماد بارپوش
facility U ساختمان بزرگ مجزا
free standing columns U ستونهای مستقل یا مجزا
individ U بطور مجزا شخصا
individual units U یکانهای منفرد یا مجزا
isolated double bond U پیوند دوگانه مجزا
canalization U به صورت مجزا دراوردن
discretely U بطور مطلق یا مجزا
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
comparmentalize U به قسمتهای مجزا تقسیم نمودن
cut sheet feeder U تغذیه کننده کاغذ مجزا
caption code U رمز نویسی با متن مجزا
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
slopping U هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slop U هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
uncovering U برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncover U برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncovers U برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
burner compartment U قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
slopped U هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
matrix isolation spectroscopy U طیف بینی مجزا شده درماتریس
comma delimited file U فایل مجزا توسط واوک یاویرگول
unit assembly U یک قسمت مجزا و مستقل از یک دستگاه یا وسیله
scalar U مقدار مجزا ونه ماتریس یا رکورد.
fan U کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fanned U کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
can U هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
fanning U کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
canning U هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
cans U هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
fans U کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
serve U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com