Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to revisit a subject of research
U
سوژه پژوهشی را دوباره بازدید کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
physical inspection
U
بازدید سطحی از بدنه جنگ افزار یا وسیله بازدید بدنی بازدید تاسیسات
reopening
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revives
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
U
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship
U
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regaining
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate
U
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
inspection arms
U
سلاح برای بازدید حاضر بازدید اسلحه اسلحه رابازدید کنید
surveyed
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
visiting correspondent
U
نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
reconnoiters
U
بازدید کردن
examine
U
بازدید کردن
reconnoitering
U
بازدید کردن
revisits
U
بازدید کردن
reconnoitring
U
بازدید کردن
surveys
U
بازدید کردن
reconnoitre
U
بازدید کردن
reconnoitered
U
بازدید کردن
reconnoitres
U
بازدید کردن
reconnoitred
U
بازدید کردن
examined
U
بازدید کردن
revisiting
U
بازدید کردن
revisit
U
بازدید کردن
survey
U
بازدید کردن
reconnoiter
U
بازدید کردن
surveyed
U
بازدید کردن
examining
U
بازدید کردن
revisited
U
بازدید کردن
examines
U
بازدید کردن
to return a visit
U
بازدید کردن
see over
U
بازدید کردن
research project
U
طرح پژوهشی
research network
U
شبکه پژوهشی
overhaul
U
سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauling
U
سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauls
U
سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauled
U
سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
surveyed
U
بررسی کردن بازدید
survey
U
بررسی کردن بازدید
review
U
بازدید انتقاد کردن
surveys
U
بررسی کردن بازدید
reviewed
U
بازدید انتقاد کردن
to revisit an issue
U
مسئله ای را بازدید کردن
reviews
U
بازدید انتقاد کردن
to revisit the situation
U
وضعیتی را بازدید کردن
reviewing
U
بازدید انتقاد کردن
to rehash something
U
وضعیتی را بازدید کردن
check
U
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checked
U
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checks
U
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
earn
U
شبکه پژوهشی اکادمیک
earns
U
شبکه پژوهشی اکادمیک
granted
U
بورس تحصیلی یا پژوهشی
grants
U
بورس تحصیلی یا پژوهشی
earned
U
شبکه پژوهشی اکادمیک
grant
U
بورس تحصیلی یا پژوهشی
refers
U
مراجعه کردن بازدید مجدد
to revisit something
U
بازدید کردن چیزی
[مجازی]
referred
U
مراجعه کردن بازدید مجدد
step in
U
بازدید مختصر وکوتاهی کردن
refer
U
مراجعه کردن بازدید مجدد
gam
U
گرد امدن بازدید کردن
visit and search
U
بازدید و تجسس کردن ناو
court of appeal
U
محکمه استیناف دادگاه پژوهشی
courts of appeal
U
محکمه استیناف دادگاه پژوهشی
european academic research network
U
شبکه پژوهشی دانشگاهی اروپا
to revisit a criminal case
[judicial proceedings]
U
یک پرونده جنایی
[رسیدگی قضائی]
را بازدید کردن
rig the ship
U
فرمان ناو را برای بازدیداماده کنید اماده کردن ناوبرای بازدید
unregenerate
U
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated
U
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
tempering (metallurgy)
U
بازپخت
[سخت گردانی]
[دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن]
[فلز کاری]
revamped
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
overpacking
U
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relays
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relay
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
refilled
U
دوباره پر کردن
refill
U
دوباره پر کردن
replenishes
U
دوباره پر کردن
refreshed
U
دوباره پر کردن
replenishing
U
دوباره پر کردن
replenish
U
دوباره پر کردن
refilling
U
دوباره پر کردن
replenished
U
دوباره پر کردن
refills
U
دوباره پر کردن
refreshes
U
دوباره پر کردن
double-check
<idiom>
U
دوباره چک کردن
refresh
U
دوباره پر کردن
loops
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
revises
U
دوباره چاپ کردن
reinsure
U
دوباره بیمه کردن
revising
U
دوباره چاپ کردن
redirecting
U
دوباره راهنمایی کردن
reimport
U
دوباره وارد کردن
redirect
U
دوباره راهنمایی کردن
renegotiate
U
دوباره مذاکره کردن
remonetize
U
دوباره رایج کردن
revisited
U
دوباره ملاقات کردن
rephrases
U
دوباره عبارتبندی کردن
redirected
U
دوباره راهنمایی کردن
rejuveoize
U
دوباره جوان کردن
redirects
U
دوباره راهنمایی کردن
revise
U
دوباره چاپ کردن
reinstall
U
دوباره برقرار کردن
reinterpret
U
دوباره تفسیر کردن
reoccupy
U
دوباره اغاز کردن
retranslate
U
دوباره ترجمه کردن
reorder
U
دوباره مرتب کردن
revisit
U
دوباره ملاقات کردن
reforge
U
دوباره جعل کردن
redevelops
U
دوباره پیشرفته کردن
rephrased
U
دوباره عبارتبندی کردن
rephrasing
U
دوباره عبارتبندی کردن
reschedule
U
دوباره برنامهریزی کردن
rescheduled
U
دوباره برنامهریزی کردن
reschedules
U
دوباره برنامهریزی کردن
rescheduling
U
دوباره برنامهریزی کردن
resurface
U
دوباره روکاری کردن
resurfaced
U
دوباره روکاری کردن
resurfaces
U
دوباره روکاری کردن
retake
U
دوباره تسخیر کردن
retaken
U
دوباره تسخیر کردن
retakes
U
دوباره تسخیر کردن
retaking
U
دوباره تسخیر کردن
rephrase
U
دوباره عبارتبندی کردن
reliving
U
دوباره تجربه کردن
reappraise
U
دوباره ارزیابی کردن
redeveloping
U
دوباره پیشرفته کردن
redistribute
U
دوباره پخش کردن
redistributed
U
دوباره پخش کردن
redeveloped
U
دوباره پیشرفته کردن
redevelop
U
دوباره پیشرفته کردن
redistributes
U
دوباره پخش کردن
reappraising
U
دوباره ارزیابی کردن
redistributing
U
دوباره پخش کردن
reappraises
U
دوباره ارزیابی کردن
relive
U
دوباره تجربه کردن
relived
U
دوباره تجربه کردن
reappraised
U
دوباره ارزیابی کردن
relives
U
دوباره تجربه کردن
oversrike
U
دوباره چاپ کردن
rewire
U
دوباره سیمکشی کردن
rewired
U
دوباره سیمکشی کردن
reassociate
U
دوباره معاشرت کردن
reasure
U
دوباره بیمه کردن
rebind
U
دوباره صحافی کردن
recalculate
U
دوباره حساب کردن
recommit
U
دوباره زندان کردن
recompose
U
دوباره انشاء کردن
redeliver
U
دوباره مستخلص کردن
reemploy
U
دوباره استخدام کردن
reproducing
U
دوباره چاپ کردن
reengage
U
دوباره استخدام کردن
reproduces
U
دوباره چاپ کردن
reproduced
U
دوباره چاپ کردن
reproduce
U
دوباره چاپ کردن
rebuild
U
دوباره ساختمان کردن
rebuilds
U
دوباره ساختمان کردن
reassociate
U
دوباره متحد کردن
rewires
U
دوباره سیمکشی کردن
rewiring
U
دوباره سیمکشی کردن
reinstating
U
دوباره برقرار کردن
reinstates
U
دوباره برقرار کردن
reinstated
U
دوباره برقرار کردن
reinstate
U
دوباره برقرار کردن
re establish
U
دوباره برپا کردن
re establish
U
دوباره تاسیس کردن
re export
U
دوباره صادر کردن
re form
U
دوباره درست کردن
re paving
U
دوباره فرش کردن
re sort
U
دوباره جور کردن
re strain
U
دوباره صاف کردن
reexamine
U
دوباره امتحان کردن
revisiting
U
دوباره ملاقات کردن
rejuvenating
U
دوباره جوان کردن
revalued
U
دوباره ارزیابی کردن
revalue
U
دوباره ارزیابی کردن
reopens
U
دوباره باز کردن
reorganising
U
دوباره متشکل کردن
rewake
U
دوباره بیدار کردن
reorganises
U
دوباره متشکل کردن
reorganised
U
دوباره متشکل کردن
regains
U
دوباره تصرف کردن
regaining
U
دوباره تصرف کردن
retrocede
U
دوباره واگذار کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com