English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
republish U دوباره منتشر کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
reopened U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revives U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate U دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
issuant U منتشر کننده منتشر شونده
reship U دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regains U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate U دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
diffuse U منتشر کردن
give forth U منتشر کردن
broadcast U منتشر کردن
irradiate U منتشر کردن
irradiated U منتشر کردن
irradiating U منتشر کردن
diffused U منتشر کردن
spread U منتشر کردن
broadcasts U منتشر کردن
spreads U منتشر کردن
irradiates U منتشر کردن
put forth U منتشر کردن
diffuses U منتشر کردن
diffusing U منتشر کردن
spread U منتشر کردن یا شدن
spreads U منتشر کردن یا شدن
circumfuse U باطراف منتشر کردن
propagating U منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
propagate U منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
propagated U منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
propagates U منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
spread U [منتشر کردن مایع روی سطح]
diffuses U نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
diffuse U نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
diffused U نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
diffusing U نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
published U طبع ونشر کردن منتشر کردن
publish U طبع ونشر کردن منتشر کردن
publishes U طبع ونشر کردن منتشر کردن
circulates U دایر کردن منتشر کردن
broadening U وسیع کردن منتشر کردن
circulated U دایر کردن منتشر کردن
circulate U دایر کردن منتشر کردن
to put forth U منتشر کردن چاپ کردن
broadens U وسیع کردن منتشر کردن
broadened U وسیع کردن منتشر کردن
broaden U وسیع کردن منتشر کردن
unregenerate U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
tempering (metallurgy) U بازپخت [سخت گردانی] [دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن] [فلز کاری]
revamps U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
overpacking U دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relay U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
refreshes U دوباره پر کردن
refills U دوباره پر کردن
refresh U دوباره پر کردن
refilling U دوباره پر کردن
refilled U دوباره پر کردن
refill U دوباره پر کردن
replenishing U دوباره پر کردن
double-check <idiom> U دوباره چک کردن
replenished U دوباره پر کردن
replenish U دوباره پر کردن
replenishes U دوباره پر کردن
refreshed U دوباره پر کردن
loop U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
reorganised U دوباره متشکل کردن
rejuvenated U دوباره جوان کردن
regain U دوباره تصرف کردن
recondition U دوباره درست کردن
rejuvenate U دوباره جوان کردن
revising U دوباره چاپ کردن
redirects U دوباره راهنمایی کردن
re form U دوباره درست کردن
reconditioned U دوباره درست کردن
reorganizing U دوباره متشکل کردن
reinstate U دوباره برقرار کردن
reactivating U دوباره فعال کردن
regained U دوباره تصرف کردن
revises U دوباره چاپ کردن
regains U دوباره تصرف کردن
reorganises U دوباره متشکل کردن
reactivate U دوباره فعال کردن
reorganising U دوباره متشکل کردن
reactivated U دوباره فعال کردن
rejuvenating U دوباره جوان کردن
reorganize U دوباره متشکل کردن
regarding U دوباره تسطیح کردن
reactivates U دوباره فعال کردن
reorganized U دوباره متشکل کردن
rejuvenates U دوباره جوان کردن
reorganizes U دوباره متشکل کردن
redirect U دوباره راهنمایی کردن
revalues U دوباره ارزیابی کردن
revaluing U دوباره ارزیابی کردن
remarried U دوباره عروسی کردن
recollects U دوباره جمع کردن
reconditions U دوباره درست کردن
back fill U عمل دوباره پر کردن
reopen U دوباره باز کردن
reopened U دوباره باز کردن
remarries U دوباره عروسی کردن
remarry U دوباره عروسی کردن
rebuilds U دوباره ساختمان کردن
reopening U دوباره باز کردن
rebuild U دوباره ساختمان کردن
reopens U دوباره باز کردن
redefine U دوباره تعریف کردن
redefined U دوباره تعریف کردن
redefines U دوباره تعریف کردن
revalued U دوباره ارزیابی کردن
revalue U دوباره ارزیابی کردن
re-examining U دوباره بازپرسی کردن
redirected U دوباره راهنمایی کردن
redirecting U دوباره راهنمایی کردن
cold start U دوباره روشن کردن
oversrike U دوباره چاپ کردن
reproducing U دوباره چاپ کردن
reproduces U دوباره چاپ کردن
reproduced U دوباره چاپ کردن
reproduce U دوباره چاپ کردن
revise U دوباره چاپ کردن
recollect U دوباره جمع کردن
re examine U دوباره بازپرسی کردن
re-examine U دوباره بازپرسی کردن
re-examined U دوباره بازپرسی کردن
re-examines U دوباره بازپرسی کردن
recollected U دوباره جمع کردن
recollecting U دوباره جمع کردن
redefining U دوباره تعریف کردن
redevelops U دوباره پیشرفته کردن
redeliver U دوباره مستخلص کردن
reappraise U دوباره ارزیابی کردن
redistributing U دوباره پخش کردن
redistributes U دوباره پخش کردن
recompose U دوباره انشاء کردن
recommit U دوباره زندان کردن
reappraised U دوباره ارزیابی کردن
reassociate U دوباره متحد کردن
relived U دوباره تجربه کردن
relives U دوباره تجربه کردن
re strain U دوباره صاف کردن
rephrasing U دوباره عبارتبندی کردن
rephrases U دوباره عبارتبندی کردن
reemploy U دوباره استخدام کردن
recalculate U دوباره حساب کردن
rephrased U دوباره عبارتبندی کردن
rephrase U دوباره عبارتبندی کردن
reliving U دوباره تجربه کردن
reassociate U دوباره معاشرت کردن
reasure U دوباره بیمه کردن
rewake U دوباره بیدار کردن
retranslate U دوباره ترجمه کردن
retransmit U دوباره مخابره کردن
redeveloped U دوباره پیشرفته کردن
retrocede U دوباره واگذار کردن
redeveloping U دوباره پیشرفته کردن
redistribute U دوباره پخش کردن
reoccupy U دوباره اغاز کردن
revalidate U دوباره پادار کردن
redevelop U دوباره پیشرفته کردن
rebind U دوباره صحافی کردن
remonetize U دوباره رایج کردن
reorder U دوباره مرتب کردن
renegotiate U دوباره مذاکره کردن
redistributed U دوباره پخش کردن
reappraises U دوباره ارزیابی کردن
reappraising U دوباره ارزیابی کردن
reuse U دوباره استفاده کردن
reschedule U دوباره برنامهریزی کردن
rescheduled U دوباره برنامهریزی کردن
re sort U دوباره جور کردن
reinstated U دوباره برقرار کردن
retry U دوباره ازمایش کردن
restart U روشن کردن دوباره
revisits U دوباره ملاقات کردن
resorb U دوباره جذب کردن
rewire U دوباره سیمکشی کردن
retaking U دوباره تسخیر کردن
reinstates U دوباره برقرار کردن
reinstall U دوباره برقرار کردن
retry U دوباره محاکمه کردن
regaining U دوباره تصرف کردن
rejuveoize U دوباره جوان کردن
reimport U دوباره وارد کردن
reforge U دوباره جعل کردن
rewiring U دوباره سیمکشی کردن
rewires U دوباره سیمکشی کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com