Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
coil
U
حلقه کردن بوبین
coiled
U
حلقه کردن بوبین
coils
U
حلقه کردن بوبین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
brussels
U
دار الکتریکی یا ژاکارد که در تهیه فرش های ماشینی بکار رفته، تارها روی بوبین در بالای ماشین قرار گرفته و بسته به نیاز باز می شوند
[شبیه دار کرمانی]
و در آن حلقه های نخ پود بصورت بریده شده رها می گردد
base ring
U
حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
crisper
U
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crisps
U
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crispest
U
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crisp
U
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
loops
U
بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
looped
U
بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loop
U
بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
inductive earthing
U
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
convolute
U
حلقه حلقه کردن
write enable ring
U
حلقه پلاستیکی که باید قبل ازضبط اطلاعات روی حلقه نوارقرار گیرد
positioning band
U
حلقه تثبیت حلقه ثبات گلوله روی پوکه
choke oil
U
بوبین
winding bobbin
U
بوبین
solenoid
U
بوبین
grid coil
U
بوبین
idle coil
U
بوبین کور
measuring coil
U
بوبین سنجش
telephone transformer
U
بوبین اندوکسیون
coil section
U
مقطع بوبین
inductor
U
بوبین اندوکسیون
induction coils
U
بوبین اندوکسیون
induction coil
U
بوبین اندوکسیون
inductor coil
U
بوبین اندوکتور
coil form
U
نوع بوبین
coil form
U
شکل بوبین
coil resistance
U
مقاومت بوبین
hexagonal coil
U
بوبین شش گوش
leak coil
U
بوبین عرضی
low loss coil
U
بوبین با تلفات کم
bobbin
U
بوبین نخ تار
main coil
U
بوبین اصلی
coil capacity
U
فرفیت بوبین
coil core
U
هسته بوبین
inductance coil
U
بوبین اندوکسیون
nests
U
حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
ferrules
U
حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
nest
U
حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
ferrule
U
حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
magnetic coil
U
بوبین میراکننده جرقه
coil field
U
میدان مفناطیسی بوبین
overcurrent coil
U
بوبین جریان زیاد
air cored coil
U
بوبین با هسته هوایی
coil winding
U
سیم پیچی بوبین
magnetic test coil
U
بوبین ازمایش مغناطیسی
induction heating coil
U
بوبین گرمایش القائی
loops
U
حلقه درون حلقه دیگر
looped
U
حلقه درون حلقه دیگر
loop
U
حلقه درون حلقه دیگر
curl
U
حلقه کردن
coil down
U
حلقه کردن
curled
U
حلقه کردن
curls
U
حلقه کردن
interwreathe
U
حلقه کردن
girdles
U
حلقه احاطه کردن
fakes
U
حلقه کردن پیچیدن
wreathes
U
حلقه شدن یا کردن
girdled
U
حلقه احاطه کردن
faked
U
حلقه کردن پیچیدن
wreathing
U
حلقه شدن یا کردن
wreathe
U
حلقه شدن یا کردن
girdle
U
حلقه احاطه کردن
wreathed
U
حلقه شدن یا کردن
girdling
U
حلقه احاطه کردن
inwreathe
U
با حلقه گل احاطه کردن
flemish
U
حلقه کردن طناب
fake
U
حلقه کردن پیچیدن
engird
U
احاطه کردن حلقه زدن
enring
U
احاطه کردن حلقه زدن دور
hasty sling
U
حلقه کردن بند تفنگ به صورت تعجیلی
bight
U
حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
hangs
U
وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
hang
U
وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
purling
U
حلقه حلقه شدن
purl
U
حلقه حلقه شدن
quoit
U
حلقه پرتاب حلقه
eye bolt
U
حلقه حلقه اتصال
purled
U
حلقه حلقه شدن
purls
U
حلقه حلقه شدن
wreathy
U
حلقه حلقه شده
snap swivel
U
حلقه گردان با گیره فلزی برای وصل کردن طعمه ماهیگیری به ان
traveler
U
میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
adjusting ring
U
حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
kopfring
U
حلقه فلزی است که به دماغه بمب برای کم کردن میزان نفوذ ان در اب یا خاک وصل میشود
hank
U
حلقه
bell-flower
U
حلقه گل
eying
U
حلقه
lunette
U
حلقه
ear ring
U
حلقه
gird
U
حلقه
cycle
U
حلقه
cycled
U
حلقه
cycles
U
حلقه
loops
U
حلقه
ring aperture
U
حلقه
wreath
U
حلقه گل
grummet
U
حلقه
earring
U
حلقه
metamere
U
حلقه
wreaths
U
حلقه گل
eyeing
U
حلقه
anadem
U
حلقه گل
convolution
U
حلقه
convolutions
U
حلقه
eyes
U
حلقه
wisp
U
حلقه
whorl
U
حلقه
whorls
U
حلقه
looped
U
حلقه
eye
U
حلقه
gyre
U
حلقه
vortex
U
حلقه
coil
U
حلقه
verticil
U
حلقه
collar
U
حلقه
collars
U
حلقه
mesh
U
حلقه
meshes
U
حلقه
meshing
U
حلقه
curl
U
حلقه
strap
U
حلقه
straps
U
حلقه
curled
U
حلقه
volute
U
حلقه
strop
U
حلقه
vortices
U
حلقه
ran
U
حلقه
hoops
U
حلقه
coils
U
حلقه
hoop
U
حلقه
vortexes
U
حلقه
reels
U
حلقه
reeling
U
حلقه
do while loop
U
حلقه WHILE/DO
reeled
U
حلقه
for/next loop
U
حلقه NEXT/FOR
curly
U
حلقه حلقه
coiled
U
حلقه
reel
U
حلقه
curls
U
حلقه
fascias
U
حلقه
fascia
U
حلقه
ring
U
حلقه
flower cup
U
حلقه گل
wisps
U
حلقه
hanks
U
حلقه
volution
U
حلقه
loop
U
حلقه
link
U
حلقه
swivels
U
حلقه گردان
grid mesh
U
حلقه شبکه
loops
U
حلقه طناب
local loop
U
حلقه محلی
loop counter
U
شمارنده حلقه
swivels
U
حلقه خودگرد
reel number
U
شماره حلقه
closed loop
U
حلقه مسدود
loops
U
حلقه زدن
loops
U
حلقه شدن
loop body
U
بدنه حلقه
loop checking
U
مقابله حلقه
union hook
U
قلاب دو حلقه
ring current
U
جریان حلقه
stayband
U
حلقه مهار
cincture
U
حلقه محوطه
ring current
U
جریان در حلقه
loops
U
حلقه دارکردن
closed loop
U
حلقه بسته
grommet
U
حلقه ضامن
grommet strop
U
حلقه بافته
loop body
U
تنه حلقه
segment
U
بند حلقه
loop
U
حلقه طناب
brush ring
U
حلقه زغال
segments
U
حلقه بند
raceway
U
حلقه گردش
spider band
U
حلقه عنکبوتی
buntline hitch
U
گره حلقه
execute
U
حلقه اجرا
executed
U
حلقه اجرا
loop
U
حلقه دارکردن
bridged ring
U
حلقه پل دار
ringleaders
U
سر حلقه رهبرشورشیان
loop
U
حلقه زدن
ringleader
U
سر حلقه رهبرشورشیان
fairy ring
U
حلقه قارچ
feed reel
U
حلقه خوراننده
loop
U
حلقه شدن
gloria
U
حلقه نور
eye splice
U
حلقه دائم
breech ring
U
حلقه کولاس
segment
U
حلقه بند
life buoy
U
حلقه نجات
vaulting horse
U
خرک حلقه
looped
U
حلقه زدن
looped
U
حلقه شدن
wire coil
U
حلقه سیم
swivel
U
حلقه گردان
swivel
U
حلقه خودگرد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com