Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
loop
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
looped
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loops
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
underhook
U
گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
side sweep and over under
U
گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
head and arm
U
هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
gain ground
U
ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
stack
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
dip dodge
U
رد شدن از حریف با تغییردادن چوب لاکراس به دست دیگر
safety valve
U
پاس کوتاه به مدافع وقتی دریافت کنندگان دیگر بوسیله حریف مهار شده اند
hitting
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
face off
U
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
walkover
U
برد به سبب نداشتن حریف مسابقهای که فقط یک اسب بعلت حذف دیگر اسبها باقی مانده
walkovers
U
برد به سبب نداشتن حریف مسابقهای که فقط یک اسب بعلت حذف دیگر اسبها باقی مانده
away
U
بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
dribbled
U
رد کردن توپ از حریف
dribbling
U
رد کردن توپ از حریف
dribbles
U
رد کردن توپ از حریف
dribble
U
رد کردن توپ از حریف
clinch
U
بغل کردن حریف
clinched
U
بغل کردن حریف
put the ball on the floor
U
رد کردن توپ از حریف
clinching
U
بغل کردن حریف
marks
U
نشانه کردن حریف
clinches
U
بغل کردن حریف
mark
U
نشانه کردن حریف
to overcrow one's rival
U
از پیروزی بر حریف شادی کردن
finger hold
U
خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
parries
U
دفع کردن حمله حریف
parrying
U
دفع کردن حمله حریف
squeezing
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeeze
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
parried
U
دفع کردن حمله حریف
simple leg ride
U
شگک خراب کردن حریف
shoulder block
U
سد کردن حریف با ضربه شانه
interference
U
سد کردن غیرمجاز راه حریف
squeezes
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezed
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
parry
U
دفع کردن حمله حریف
hooking
U
سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
near all
U
نزدیک کردن شانههای حریف به تشک
overplaying
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplayed
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplay
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
triple team
U
سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
overplays
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
kneeing
U
خطای سد کردن راه حریف بازانو
to backtrack
<idiom>
<verb>
U
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
wraparound check
U
سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
to row back
<idiom>
<verb>
U
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
sweat out
U
بازحمت حریف را از میدان بدر کردن
hook check
U
سد کردن راه چوب حریف ازعقب
hip check
U
سد کردن راه حریف با کمر وباسن
change of engagement
U
وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
flea flicker
U
پاس اشفته برای گیج کردن حریف
jabbing
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbed
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jab
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
disengaging
U
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
jabs
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
disengage
U
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengages
U
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
spear
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
clipped
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clip
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
spearing
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
speared
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
ceding parry
U
کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
spears
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
clippings
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clips
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
angle block
U
سد راه شدن از کنار برای منحرف کردن حریف
to turn the tables on any one
U
وسائل بهبودوضع خودرانسبت به وضع حریف فراهم کردن
straight arm
U
حریف را با مشت جلو امده ازخود دور کردن
double leg pick up
U
زیر و عوض کردن دست و افت کامل حریف کشتی
high leg attack and shoulder control
U
زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
stunt
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunting
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunts
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
poke check
U
فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
protection
U
سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
skate off
U
حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
clinched
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinch
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
touch football
U
نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
rival
U
حریف
rivaling
U
حریف
opponents
U
حریف
challengers
U
حریف
foe
U
حریف
matches
U
حریف
rivalled
U
حریف
match
U
حریف
rivalling
U
حریف
opponent
U
حریف
rivals
U
حریف
foes
U
حریف
d. cut d.
U
حریف
competitors
U
حریف
adversaries
U
حریف
competitor
U
حریف
challenger
U
حریف
adversarial
U
حریف
adversary
U
حریف
rivaled
U
حریف
double
U
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled
U
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up
U
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
indian check
U
سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
victims
U
حریف ضعیف
he was too much for me
U
من حریف او نبودم
adversaries
U
حریف کشتی
deliver a series of blows
U
بمباران حریف
dropped
U
جاگذاشتن حریف
adversary
U
حریف کشتی
dropping
U
جاگذاشتن حریف
shadow
U
چسبیدن به حریف
playing the man
U
بازی با حریف
sell a dummy
U
فریفتن حریف
razzle dazzle
U
فریفتن حریف
drops
U
جاگذاشتن حریف
jacks of all trades
U
همه فن حریف
away
U
زمین حریف
swingman
U
همه فن حریف
victim
U
حریف ضعیف
opponent
U
حریف طرف
shadowing
U
چسبیدن به حریف
charges
U
حمله به حریف
ended
U
زمین حریف
ends
U
زمین حریف
opponents
U
حریف طرف
charge
U
حمله به حریف
shadowed
U
چسبیدن به حریف
i cannot manage him
U
حریف او نمیشوم
drop
U
جاگذاشتن حریف
shadows
U
چسبیدن به حریف
end
U
زمین حریف
jack of all trades
U
همه فن حریف
coped
U
حریف شدن
targets
U
سینه حریف
head butt
U
با سر به حریف زدن
cope
U
حریف شدن
targeting
U
سینه حریف
targeted
U
سینه حریف
target
U
سینه حریف
copings
U
حریف شدن
copes
U
حریف شدن
targetted
U
سینه حریف
targetting
U
سینه حریف
downfield
U
زمین حریف
hinder
U
مانع حریف شدن
scouted
U
ارزیابی حریف اینده
intercepts
U
قطع پاسکاری حریف
block
U
سدکردن غیرمجاز حریف
pattern offense
U
موضعگیری در برابر حریف
outplay
U
بازی بهتر از حریف
burn
U
امتیاز گرفتن از حریف
intercepted
U
قطع پاسکاری حریف
intercepting
U
قطع پاسکاری حریف
utility
U
ذخیره همه فن حریف
stomach throw
U
افکندن حریف از پشت
draw
U
رویارویی دو حریف در اغار
shut down
U
شکست دادن حریف
scouts
U
ارزیابی حریف اینده
burns
U
امتیاز گرفتن از حریف
kukutsu dachi
U
ایستادن در مقابل حریف
assaulted
U
حمله بدنی به حریف
assaults
U
حمله بدنی به حریف
sparring partner
U
حریف مشت بازی
cut down
U
زمین زدن حریف
assault
U
حمله بدنی به حریف
circle dodge
U
گریز از حریف در مسیرمنحنی
go behind
U
به پشت حریف رفتن
action on the blade
U
تماس با شمشیر حریف
manage a person
U
حریف کسی شدن
blocked
U
سدکردن غیرمجاز حریف
blocks
U
سدکردن غیرمجاز حریف
scout
U
ارزیابی حریف اینده
personal foul
U
خطای بدنی به حریف
onside
U
پا به توپ در زمین حریف
outroll
U
شکست دادن حریف
hindered
U
مانع حریف شدن
deceives
U
فریب دادن حریف
outclassed
U
شکست فاحش حریف
He is jack of all trades . he can cope with any thing .
U
همه فن حریف است
dropping
U
پشت سر گذاشتن حریف دو
deceived
U
فریب دادن حریف
unanswered
U
همردیف نبودن حریف
deciding
U
نزدیک به دروازه حریف
assorted
U
همه فن حریف همسر
outclasses
U
شکست فاحش حریف
back sacrifice throw
U
افکندن حریف ازپشت
dropped
U
پشت سر گذاشتن حریف دو
drops
U
پشت سر گذاشتن حریف دو
hinders
U
مانع حریف شدن
bluff
U
حریف را از میدان درکردن
bluffed
U
حریف را از میدان درکردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com