English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
tallied U تطبیق کردن مطابق بودن
tallies U تطبیق کردن مطابق بودن
tally U تطبیق کردن مطابق بودن
tallying U تطبیق کردن مطابق بودن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
corresponded U مطابق بودن
to correspond to U مطابق بودن
synchronising U مطابق بودن
synchrinized U مطابق بودن
synchronizes U مطابق بودن
conform to U مطابق بودن با
corresponds U مطابق بودن
synchronises U مطابق بودن
correspound U مطابق بودن
synchronised U مطابق بودن
correspond U مطابق بودن
synchronize U مطابق بودن
paralleling U نظیر مطابق بودن با
paralleled U نظیر مطابق بودن با
currency U مطابق روز بودن
parallel U نظیر مطابق بودن با
keping with one's view U مطابق نظرکسی بودن
parallels U نظیر مطابق بودن با
meet U مطابق شرایط بودن
parallelling U نظیر مطابق بودن با
meets U مطابق شرایط بودن
parallelled U نظیر مطابق بودن با
currencies U مطابق روز بودن
answered U بدرد خوردن مطابق بودن
answers U بدرد خوردن مطابق بودن
answering U بدرد خوردن مطابق بودن
answer U بدرد خوردن مطابق بودن
to marry well U جفت [زوج] مطابق بهم بودن
standard U مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
standards U مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
reconciling U تطبیق کردن
gibes U تطبیق کردن
check U تطبیق کردن
conforms U تطبیق کردن
checked U تطبیق کردن
jibes U تطبیق کردن
conformed U تطبیق کردن
checks U تطبیق کردن
accomodate U تطبیق کردن
reconciles U تطبیق کردن
jibed U تطبیق کردن
reconcile U تطبیق کردن
jibing U تطبیق کردن
conforming U تطبیق کردن
jibe U تطبیق کردن
conform U تطبیق کردن
compare with U تطبیق کردن
fire coordination U هماهنگ کردن اتش تطبیق کردن اتشها
tallying U تطبیق کردن حساب نگهداشتن
orients U روانه کردن تطبیق دادن
tally U تطبیق کردن حساب نگهداشتن
orienting U روانه کردن تطبیق دادن
tallies U تطبیق کردن حساب نگهداشتن
tallied U تطبیق کردن حساب نگهداشتن
orient U روانه کردن تطبیق دادن
to align oneself with somebody U خود را با کسی میزان [تطبیق] کردن
adjust U مطابق کردن
to pattern out U ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
synchronizes U همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronize U همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronised U همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronises U همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronising U همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
coordination U تشریک مساعی تطبیق دادن هم اهنگ کردن
to adjust U وفق دادن [سازگار کردن] [مطابق کردن ]
sovietize U مطابق رژیم شوروی کردن
synchronize U همزمان شدن با هم مطابق کردن
adjusts U تسویه نمودن مطابق کردن
synchronising U همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronizes U همزمان شدن با هم مطابق کردن
adjusting U تسویه نمودن مطابق کردن
synchronised U همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronises U همزمان شدن با هم مطابق کردن
sinify U مطابق اداب ورسوم چینی کردن
temporalize U مطابق مقتضیات وقت عمل کردن
sinicize U مطابق اداب ورسوم چینی کردن
adjusts U مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
adjusting U مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
aligning U تنظیم کردن تطبیق کردن
aligns U تنظیم کردن تطبیق کردن
aligned U تنظیم کردن تطبیق کردن
align U تنظیم کردن تطبیق کردن
phoneticism U عقیده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدایا تلفظان
peregrinate U سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
contain U در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contains U در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contained U در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
to mind U مراقب بودن [مواظب بودن] [احتیاط کردن]
sanitize U مطابق اصول بهداشت کردن از روی اصول بهداشتی عمل کردن
monitors U رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitored U رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitor U رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
comparison U تطبیق
collation U تطبیق
harmonies U تطبیق
comparisons U تطبیق
harmony U تطبیق
checks U تطبیق
collations U تطبیق
adjustments U تطبیق
checked U تطبیق
adaptation U تطبیق
adaptations U تطبیق
adjustment U تطبیق
confirmation U تطبیق
accommodating U تطبیق
conformation U تطبیق
match U تطبیق
matches U تطبیق
matching U تطبیق
check U تطبیق
accommodations U تطبیق موافقت
adjusting U تطبیق دادن
accommodation U تطبیق موافقت
comparison U تطبیق سنجش
accommodates U تطبیق دادن
coordinator U تطبیق کننده
matched U تطبیق یافته
matches U تطبیق تطابق
comparisons U تطبیق سنجش
accommodate U تطبیق دادن
adjusts U تطبیق دادن
accommodate U تطبیق نمودن
coincidences U تطبیق برخورد
accommodated U تطبیق نمودن
concordance U تطبیق نامه
adjust U تطبیق دادن
completeness check U تطبیق کامل
adjustable U قابل تطبیق
accommodated U تطبیق دادن
inapplicable U تطبیق نکردنی
fire support coordination U تطبیق اتش
accommodates U تطبیق نمودن
adaptation U تطبیق اقتباس
identification U تطبیق تمیز
adaptations U تطبیق اقتباس
adjustments U تنظیم تطبیق
fire coordination U تطبیق اتش
versatility U تطبیق پذیری
verification U وارسی تطبیق
concordances U تطبیق نامه
match U تطبیق تطابق
maladjustments U عدم تطبیق
collations U تطبیق دستخط ها
stock adjustment U تطبیق موجودی
alignments U تطبیق دادن
adapter U تطبیق دهنده
adapter U تطبیق کننده
alignment U تطبیق دادن
coincidence U تطبیق برخورد
adaption U تطبیق اقتباس
template matching U تطبیق الگوها
reconcilement U التیام تطبیق
adapted U تطبیق شده
dark adaptation U تطبیق با تاریکی
adjusability U قابلیت تطبیق
maladjustment U عدم تطبیق
collation U تطبیق دستخط ها
certificate of compliance U گواهی تطبیق
adaptive U قابل تطبیق توافقی
irreconcilable U غیر قابل تطبیق
adapter arbor U میله تطبیق دهنده
adaptation kit U جعبه ابزار تطبیق
acoustic coupler U تطبیق دهنده صوتی
inventory reconciliation U تطبیق اسناد موجودی
application of low to instances U تطبیق قانون با موارد
adaptors U تطبیق دهنده ماسوره
adapter toolholder U ابزارگیر تطبیق دهنده
adapter sleeve U پوسته تطبیق دهنده
adapter bearing U یاطاقان تطبیق دهنده
fire support coordinator U تطبیق دهنده اتشها
adapter boards U برد تطبیق دهنده
channel adapter U تطبیق دهنده کانال
adaptor U تطبیق دهنده ماسوره
inapplicably U بطوریکه تطبیق ننماید
impedance comparator U تطبیق دهنده امپدانس
adapter flange U فلانژ تطبیق دهنده
idealization U تطبیق یا تطابق با تصور
adapters U تطبیق دهنده ماسوره
adapter booster U غلاف تطبیق دهنده
inapplicability U عدم تناسب یا تطبیق
reconcilability U التیام پذیری قابلیت تطبیق
versatile U چندسو گرد تطبیق پذیر
sliding scales U جدول قابل تطبیق با در امدافراد
adaptation kit U جعبه وسایل تطبیق دهنده
sliding scale U جدول قابل تطبیق با در امدافراد
fire support coordination U هماهنگ کردن پشتیبانی اتش تطبیق پشتیبانی اتش
respondents U مطابق
according U مطابق
similiar U مطابق
frae U مطابق
confirming U مطابق
corresponding U مطابق
correspondent U مطابق
from U مطابق
congurous U مطابق
complied with U مطابق با
similar U مطابق
corresponding to U مطابق با
correspondents U مطابق
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com