English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
backhand U باپشت راکت ضربت وارد کردن
backhands U باپشت راکت ضربت وارد کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
multipropellant U سوخت راکت متشکل از دو یاچند جزء که بصورت مجزا به محفظه احتراق وارد میشوند
inflicting U ضربت وارد اوردن
inflict U ضربت وارد اوردن
inflicted U ضربت وارد اوردن
inflicts U ضربت وارد اوردن
gib U باپشت بند ومیخ یا گوه محکم کردن
backstroke U ضربه باپشت دست
cut block U سدکردن دریافت کننده توپ باپشت پا
bump U ضربت ضربت حاصله دراثر تکان سخت
shocks U ضربت زدن ضربت عمل غافلگیری
shocked U ضربت زدن ضربت عمل غافلگیری
shock U ضربت زدن ضربت عمل غافلگیری
knockout U ویران کردن ضربت قاطع
knockouts U ویران کردن ضربت قاطع
to sustain a shock U ضربت خوردن وپایداری کردن
impact U با شدت اصابت کردن ضربت
impacts U با شدت اصابت کردن ضربت
slogged U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogs U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogging U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slog U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
wake up U کد وارد شدن در ترمینال راه دور برای بیان به کامپیوتر مرکزی که مقصد وارد شدن به آن محل را دارد
commandeers U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeer U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeered U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
whack U صدای ضربت ضربت
whacks U صدای ضربت ضربت
gathered U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
gather U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
to tarnish something [image, status, reputation, ...] U چیزی را بد نام کردن [آسیب زدن] [خسارت وارد کردن] [خوشنامی ، مقام ، شهرت ، ... ]
introduced U وارد کردن نشان دادن داخل کردن
introduces U وارد کردن نشان دادن داخل کردن
introducing U وارد کردن نشان دادن داخل کردن
introduce U وارد کردن نشان دادن داخل کردن
initiated U وارد کردن
initiating U وارد کردن
inputting U وارد کردن
initiate U وارد کردن
make an entry U وارد کردن
import U وارد کردن
importing U وارد کردن
inducted U وارد کردن
inducting U وارد کردن
initiates U وارد کردن
imported U وارد کردن
inducts U وارد کردن
induct U وارد کردن
bring in U وارد کردن
blemish خسارت وارد کردن
import U عمل وارد کردن
enter U وارد یا ثبت کردن
entered U وارد یا ثبت کردن
inflict casualty U خسارت وارد کردن
enters U وارد یا ثبت کردن
rosters U وارد صورت کردن
initiate U تازه وارد کردن
roster U وارد صورت کردن
to exert force [on] U نیرو وارد کردن [بر]
initiates U تازه وارد کردن
initiated U تازه وارد کردن
reimport U دوباره وارد کردن
imported U عمل وارد کردن
initiating U تازه وارد کردن
importing U عمل وارد کردن
i had scarely arrived U تازه وارد شده بودم که هنوز وارد نشده بودم که ...
credited U درستون بستانکار وارد کردن
to give somebody a blow U به کسی ضربه وارد کردن
inputted U عمل وارد کردن اطلاعات
input U عمل وارد کردن اطلاعات
credits U درستون بستانکار وارد کردن
credit U درستون بستانکار وارد کردن
hit the spot <idiom> U نیروی تازه وارد کردن
swear in U باسوگند بشغلی وارد کردن
involves U گیر انداختن وارد کردن
swear in U با مراسم تحلیف وارد کردن
To import goods [from abroad] کالا از خارج وارد کردن
inflict casualty U تلفات وارد کردن بدشمن
involve U گیر انداختن وارد کردن
commissioning the ship U وارد خدمت کردن کشتی
crediting U درستون بستانکار وارد کردن
take a strain U وارد کردن فشار به طناب
involving U گیر انداختن وارد کردن
scoffs U اهانت وارد اوردن تمسخر کردن
initiation U وارد کردن کسی در جائی با تشریفات
scoff U اهانت وارد اوردن تمسخر کردن
to sit for an examination U در امتحانی وارد شدن یاشرکت کردن
scoffing U اهانت وارد اوردن تمسخر کردن
ingrate U تعدی کردن فشار وارد اوردن بر
scoffed U اهانت وارد اوردن تمسخر کردن
to enrol somebody U کسی را نام نویسی کردن [ثبت نام کردن] [درفهرست وارد کردن]
racquets U راکت
rocketing U راکت
guts U زه راکت
racket U راکت
rocketed U راکت
racquet U راکت
rocket U راکت
rockets U راکت
gutting U زه راکت
gut U زه راکت
feeds U مکانیزم وارد کردن کاغذ درون چاپگر
to e. upon acovnt book U همه اقلام لازم رادردفترحساب وارد کردن
feeds U وارد کردن کاغذ در ماشین یا اطلاعات در کامپیوتر
keyboarding U وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
importation U عمل وارد کردن چیزی به سیستم از خارج
entered U وارد کردن اطلاع در یک ترمینال یا صفحه کلید
to break into something U از محفظه ای [با زور وارد شدن و] دزدی کردن
typed U وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
enter U وارد کردن اطلاع در یک ترمینال یا صفحه کلید
keyboarding U عمل وارد کردن اطلاعات با صفحه کلید
enters U وارد کردن اطلاع در یک ترمینال یا صفحه کلید
types U وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
type U وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
accession به ترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن
feed U وارد کردن کاغذ در ماشین یا اطلاعات در کامپیوتر
feed U مکانیزم وارد کردن کاغذ درون چاپگر
fire U پرتاب راکت
fired U پرتاب راکت
archer U راکت صوتی
archers U راکت صوتی
breeder rocket U راکت زاینده
fires U پرتاب راکت
racket U راکت تنیس
rocket engine U موتور راکت
racquet U راکت تنیس
ideal rocket U راکت ایده ال
rocket thrust U تراست راکت
ramrocket engine U موتور رم راکت
rocket sonde U راکت هواشناسی
ion rocket U راکت یونی
hybrid rocket U راکت مختلط
rocket motor U موتور راکت
rocket fuel U سوخت راکت
asroc U راکت ضد زیردریایی
racquets U راکت تنیس
supplement U اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
key وارد کردن متن یا دستورات از طریق صفحه کلید
supplements U اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
proselyte U عضو تازه حزب بدین تازهای وارد کردن
supplementing U اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
supplemented U اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
recriminate U اتهام متقابل وارد کردن دعوای متقابل طرح کردن دوباره متهم ساختن
backhand U ضربه با پشت راکت
backhands U ضربه با پشت راکت
paddles U راکت پینگ پنگ
breeder rocket U راکت سوخت ساز
forehand U ضربه با روی راکت
paddle U راکت پینگ پنگ
forehands U ضربه با روی راکت
paddling U راکت پینگ پنگ
liquid rocket U راکت سوخت مایع
paddled U راکت پینگ پنگ
press U قاب راکت تنیس
presses U قاب راکت تنیس
posts U وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
decimate U از هرده نفر یکی را کشتن تلفات زیاد وارد کردن
post- U وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
logs U وارد کردن داده مشخصات مختلف مثل کلمه رمز
hangs U وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
post- U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
log U وارد کردن داده مشخصات مختلف مثل کلمه رمز
decimated U از هرده نفر یکی را کشتن تلفات زیاد وارد کردن
decimating U از هرده نفر یکی را کشتن تلفات زیاد وارد کردن
decimates U از هرده نفر یکی را کشتن تلفات زیاد وارد کردن
commit U وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
commits U وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
committed U وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
to swear in U با سوگند دادن وارد کارکردن بامراسم تحلیف داخل کردن
committing U وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
posts U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
posted U وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
posted U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
hang U وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
post U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
post U وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
tennis grip U طرز گرفتن راکت تنیس
aerobee U نوعی راکت تجسسی دریایی
sweet spot U قسمت مرکزی راکت یا چوب
wood shot U ضربه با قسمت چوبی راکت
aeolus U نوعی راکت صوتی دریایی
modes U وارد کردن دستور در حالت مستقیم برای شروع اجرای برنامه
mode U وارد کردن دستور در حالت مستقیم برای شروع اجرای برنامه
burn U کارکردن موتور راکت طبق برنامه
burns U کارکردن موتور راکت طبق برنامه
swings U ضربه محکم با راکت یا چوب هم گارد
sponge U لایه اسفنجی راکت پینگ پنگ
sponging U لایه اسفنجی راکت پینگ پنگ
squash rackets U یکجو رتوپ بازی که ماننداست به راکت
swing U ضربه محکم با راکت یا چوب هم گارد
sponged U لایه اسفنجی راکت پینگ پنگ
tetherball U نوعی بازی دو نفره با راکت وتوپ
job U استفاده از ترمینال کاربر محاورهای برای وارد کردن دستورات کنترل کار
voices U وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
response U صفحهای در سیستم ویدیوی متن که به کاربر امکان وارد کردن داده میدهد
manual U عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
responses U صفحهای در سیستم ویدیوی متن که به کاربر امکان وارد کردن داده میدهد
atm U ماشین الکترونیکی در بانک با وارد کردن کارت مغناطیسی پول را خرد میکند
voicing U وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
voice U وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com