English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 213 (41 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
punctuate U نقطه گذاری کردن
punctuated U نقطه گذاری کردن
punctuates U نقطه گذاری کردن
punctuating U نقطه گذاری کردن
point U نقطه گذاری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
zero U پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeroes U پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeros U پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
punctuate U نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuated U نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuates U نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuating U نشان گذاری کردن نقطه دار
point U نقطه گذاری کردن ممیز
Other Matches
punctuation marks U علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation mark U علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
puncuation U نقطه گذاری
pointing U نقطه گذاری
punctuation U نقطه گذاری
punctuative U وابسته به نقطه گذاری
punctuation symbol U نماد نقطه گذاری
dotting U نقطه گذاری [نقشه فرش]
puncuation U نشان گذاری نقطه و نشان هایی که برای بخش ها بکار میرود
load point U نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
junctions U محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junction U محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
reference point U نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
fuze U ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
control point U نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
fuzing U چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
stripping U نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
foot spot نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد
pull up point U نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
triple point U نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
picture point U نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
bearing U موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
pools U ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pooled U ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pool U ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
ti;me to go U زمان حرکت هواپیمای رهگیراز نقطه شروع هدایت زمینی تا نقطه رهگیری
line of vision U خط مستقیمی که نقطه زردچشم را به نقطه ثابتی وصل نماید
pointillism U شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری
load U پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
loads U پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
synthesizes U هم گذاری کردن
synthesised U هم گذاری کردن
synthesized U هم گذاری کردن
synthesize U هم گذاری کردن
synthesises U هم گذاری کردن
synthesising U هم گذاری کردن
synthesizing U هم گذاری کردن
switching U مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
free drop U برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
mining U مین گذاری کردن
investing U سرمایه گذاری کردن
tracklaying U شنی گذاری کردن
load U ذخیره گذاری کردن
paragraph U فاصله گذاری کردن
fund U سرمایه گذاری کردن
invested U سرمایه گذاری کردن
invest U سرمایه گذاری کردن
to lay the track U ریل گذاری کردن
deposits U سرمایه گذاری کردن
cost U قیمت گذاری کردن
deposit U سرمایه گذاری کردن
primming U چاشنی گذاری کردن
funded U سرمایه گذاری کردن
to sow mines U مین گذاری کردن
invests U سرمایه گذاری کردن
loads U ذخیره گذاری کردن
mark U علامت گذاری کردن
christens U نام گذاری کردن
christened U نام گذاری کردن
loads U خرج گذاری کردن
christen U نام گذاری کردن
paginate U صفحه گذاری کردن
paragraphs U فاصله گذاری کردن
load U خرج گذاری کردن
marks U علامت گذاری کردن
charge U خرج گذاری کردن شارژ کردن
charges U خرج گذاری کردن شارژ کردن
residential investments U سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
paged U صفحات را نمره گذاری کردن
mark U نمره گذاری کردن علامت
recapitalize U سرمایه گذاری مجدد کردن
crowns U تاج گذاری کردن پوشاندن
pages U صفحات را نمره گذاری کردن
marks U نمره گذاری کردن علامت
loading U خرج گذاری کردن سلاح
wattle U نرده گذاری کردن بستن
page U صفحات را نمره گذاری کردن
overcapitalize U بیش از حد سرمایه گذاری کردن
crown U تاج گذاری کردن پوشاندن
color codig U علامت گذاری کردن مهمات
mark U هدف نقطه اغاز نقطه فرود
approaches U فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
azimuth U موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر
approach U فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approached U فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
marks U هدف نقطه اغاز نقطه فرود
discrete U الگوریتم کد گذاری و فشرده کردن تصاویر
to lodge a complaint U عرضحال گله گذاری تسلیم کردن
speckle U نقطه نقطه یا خال خال کردن
acceleration principle U یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
milestones U بامیل خود شمار نشان گذاری کردن
To put money into somethings. U درکاری پول ریختن (سرمایه گذاری کردن )
milestone U بامیل خود شمار نشان گذاری کردن
overcapitalization U سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
desired investment U سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
flecks U خط خط کردن نقطه نقطه کردن
fleck U خط خط کردن نقطه نقطه کردن
fixes U نقطه کردن
fix U نقطه کردن
pyramid spot U نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
crossing point U نقطه تقاطع نقطه تلاقی
crossing points U نقطه تقاطع نقطه تلاقی
flash point U نقطه الوگیری نقطه افروزش
localizes U در یک نقطه جمع کردن
localises U در یک نقطه جمع کردن
localising U در یک نقطه جمع کردن
localizing U در یک نقطه جمع کردن
localize U در یک نقطه جمع کردن
cooperative scorer U بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
misprision U گناه فرو گذاری از فاش کردن تبه کاری دیگران
tick mark U علامت گذاری در طول یک ترازو برای معین کردن مقادیر
holding point U نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
neutral earth U زمین کردن نقطه صفر
fulcrum U دارای نقطه اتکاء کردن
to space out letters [text] U فاصله گذاری [بین حروف را بیشتر کردن] [رایانه شناسی ] [چاپ]
roll in point U نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
unintended investment U سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
tetragraph U کلمه رمز چهار حرفی برای اسم گذاری و مشخص کردن وسایل
mooring U نقطه مهار کردن قایق به ساحل
stipple U با نقطه سایه زدن یانقشی ایجاد کردن
hue U [نقطه جدا کردن رنگ های مختلف از یکدیگر]
mines U مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
mine U مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
mined U مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
staging area U فاصله بین منطقه اماده کردن اتومبیل و نقطه شروع
litter relay point U نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
public U روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
point to point network U شبکه نقطه به نقطه
point-to-point connection U اتصال نقطه به نقطه
pointillism U نقاشی نقطه نقطه
blue key U نقطه کمکی ابی برای تنظیم عکس در موقع فاهر کردن فیلم
mine watching U عملیات تجسس و پیدا کردن مین یا مراقبت از مین گذاری دشمن
weather board U تخته گذاری کردن تخته بندی کردن
break up point U نقطه رهایی هلی کوپتر نقطه رهایی
inductive earthing U زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
fixes U نقطه کردن ناو تعیین محل ناو روی نقشه
fix U نقطه کردن ناو تعیین محل ناو روی نقشه
lie U زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies U زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied U زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
polkadot U طرح نقطه نقطه خال خال
indention U تو گذاری
lineation U خط گذاری
coding U کد گذاری
synthesis U هم گذاری اختلاط
sedimentation U لایه گذاری
preterition U فرو گذاری
sedimentation U رسوب گذاری
syntheses U هم گذاری اختلاط
loading U بار گذاری
prochronism U جلوترتاریخ گذاری
mark sensing U نشان گذاری
prefixion U سرواژه گذاری
impression U نشان گذاری
impressions U نشان گذاری
insulation U عایق گذاری
grading U نمره گذاری
pagination U صفحه گذاری
scoring U نمره گذاری
prefixture U پیش گذاری
prefixture U سرواژه گذاری
lettering U حروف گذاری
scale factor U مقیاس گذاری
indentations U دندانه گذاری
indentation U دندانه گذاری
frustrations U عقیم گذاری
frustration U عقیم گذاری
coding U علامت گذاری
aggradation U ابرفت گذاری
lodgment U ودیعه گذاری
fillings U لایی گذاری
filling U لایی گذاری
coding U کد گذاری چیزی
encoding U رمز گذاری
enterprises U سرمایه گذاری
denomination U نام گذاری
enterprise U سرمایه گذاری
finance U سرمایه گذاری
financed U سرمایه گذاری
finances U سرمایه گذاری
tubing U لوله گذاری
financing U سرمایه گذاری
denominations U نام گذاری
prefixture U جلو گذاری
indexing U شاخص گذاری
piping U لوله گذاری
petarder U مامورخرج گذاری پل
demarcation U علامت گذاری
collocation U باهم گذاری
setting U کار گذاری
nomography U فن قانون گذاری
nomographer U قانون گذاری
discrimination U فرق گذاری
nomenclauture U نام گذاری
casing U لوله گذاری
casings U لوله گذاری
insertion U جوف گذاری
devise U ارث گذاری
devised U ارث گذاری
minelaying U مین گذاری
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com