English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 231 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to switch off U قطع کردن اتصال
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
link U اتصال یا وصل کردن دو قطعه سخت افزار یا نرم افزار
lead U هدایت کردن بست اتصال
leads U هدایت کردن بست اتصال
connect U اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connects U اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
pad U ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads U ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
joint U بند بند کردن اتصال دادن بند
isolation U مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود
short U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shorter U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shortest U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
introduce U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
bond U متصل کردن چسباندن اتصال
linkage U مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkages U مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
disconnect U قطع کردن اتصال الکتریکی
disconnecting U قطع کردن اتصال الکتریکی
disconnects U قطع کردن اتصال الکتریکی
AUI connector U اتصال D برای متصل کردن کابلهای انترنت به آداپتور شبکه
by pass U بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
Cambridge ring U استاندارد شبکه محلی برای وصل کردن چندین وسیله و کامپیوتر در یک اتصال حلقهای می سازد
conferencing U اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
fusion welding U اتصال دولبه فلزی به یکدیگرکه با ذوب کردن مستقیم انهاصورت میگیرد و دو فلز درهم نفوذ میکنند
link encryption U خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
to break contact U اتصال راقطع کردن
Do the trains connect? U [خط] قطارها به هم اتصال دارند؟ [برای عوض کردن قطار]
Other Matches
male connector U ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
plug compatible U دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
patches U کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layer U لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layers U لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patch U کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
PPP U پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
connector U وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fibres U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fiber U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibre U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contacting U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacts U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings U سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector U اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
drawbar U بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
swivel U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivelled U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivels U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
RJ connector U نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
leads U قطب اتصال سیم اتصال
cascade connection U اتصال کاسکاد اتصال پلهای
ramp U سینه کش اتصال فراز اتصال
lead U قطب اتصال سیم اتصال
slip road U سینه کش اتصال فراز اتصال
terminals U محل اتصال پیچ اتصال
ramps U سینه کش اتصال فراز اتصال
terminal U محل اتصال پیچ اتصال
T connector U اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
interfaces U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
subscriber's line U اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
coupling U اتصال
bounding U اتصال
conjunctions U اتصال
scarfs U اتصال
lead wire U خط اتصال
colligation U اتصال
link U اتصال
inosculation U اتصال
conjuncture U اتصال
coitus U اتصال
junctions U اتصال
bonding U اتصال
fitting U اتصال
suspensions U اتصال
conjunction U اتصال
concatenate U اتصال
law of continvity U اتصال
nexus U اتصال
clutch dog U فک اتصال
connection U اتصال
lap joint U اتصال لب به لب
bindings U اتصال
binding U اتصال
jump joint U اتصال لب به لب
seam U خط اتصال
network U اتصال
networks U اتصال
tie line U خط اتصال
seams U خط اتصال
hitched U اتصال
hitches U اتصال
hitching U اتصال
butt joint U اتصال لب به لب
butt joint riveting U اتصال لب به لب
connexions U اتصال
continuity U اتصال
scarf U اتصال
junction U اتصال
cutter link U اتصال
fusions U اتصال
fusion U اتصال
joint U اتصال
tie down U اتصال
juncture U اتصال
hitch U اتصال
connect node U کد اتصال
attaches U اتصال
abjoint U بی اتصال
attaching U اتصال
interconnection U اتصال
abutment U اتصال
contacting U اتصال
symphysis U اتصال
connection line U خط اتصال
contact U اتصال
attach U اتصال
v joint U اتصال "وی "
single u butt joint U اتصال لب به لب "یو"
single u butt weld U اتصال لب به لب "یو"
contacted U اتصال
connector U اتصال
incorporation U اتصال
connectivity U اتصال
unions U اتصال
interconnetion U اتصال
suspension U اتصال
wiring U اتصال
union U اتصال
contacts U اتصال
sealing joint U اتصال اب بندی
corner joint U اتصال فارسی
channel attached U اتصال کانالی
short circuit U اتصال کوتاه
crosspoint U زوج اتصال
lap joint U اتصال نیمانیم
short circuit U اتصال برق
discontinuity U عدم اتصال
contact series U اتصال سری
slings U تسمه اتصال
pin contact U اتصال سنجاقی
lap joint U اتصال رویهم
subscriber's cable U کابل اتصال
operates U اتصال دادن
internal connection U اتصال داخلی
manifold U روپوش اتصال
contact plug U فیش اتصال
sling U تسمه اتصال
data link U اتصال داده
short circuit U اتصال پیداکردن
timber assembling U اتصال چوبی
slinging U تسمه اتصال
chain field U فیلد اتصال
contact pair U زوج اتصال
dead earth U اتصال زمین
slip joint U اتصال ازاد
delta connection U اتصال دلتا
connector U وسیله اتصال
star connection U اتصال ستاره
star connection U اتصال ستارهای
socket coupler پریز اتصال
connector U اتصال دهنده
cascade connection U اتصال ابشاری
spigot and socket joint اتصال مفصلی
link U عضو اتصال
lead wire U سیم اتصال
collector contact U اتصال کلکتور
capacity ground U اتصال به فرفیت
sleeve joint U اتصال با بوش
strapped joint U اتصال تسمهای
ground U اتصال به زمین
ground U اتصال بدنه
junction U نقطه اتصال
junction U اتصال برخوردگاه
ground connection U اتصال زمین
ground U اتصال منفی
pendant U طناب اتصال
pendants U طناب اتصال
rabbet joint U اتصال دو راهه
connexion U ارتباط اتصال
connector symbol U علامت اتصال
junctions U نقطه اتصال
discontinuities U عدم اتصال
to connect to frame U اتصال به بدنه
junctions U اتصال برخوردگاه
ground U اتصال زمین
delta connection U اتصال مثلث
junction box U جعبه اتصال
ramps U سربالایی اتصال
tapping U اتصال وسط
commissure U محل اتصال
series connection U اتصال سری
interconnected star U اتصال زیگزاگی
commissure U سطح اتصال
thoroughfoot U اتصال چشمی
series connection U اتصال زنجیری
three phase bridge connection U اتصال پل سه فازه
coupling capacitor U خازن اتصال
joint pin U خار اتصال
three phase connection U اتصال سه فازه
coupling coefficient U ضریب اتصال
series connection U اتصال دنبالهای
coupling element U عنصر اتصال
equalizer U اتصال برابرساز
equalizers U اتصال برابرساز
tapped U اتصال وسط
coupler link U عضو اتصال
telephone connection U اتصال تلفنی
tack coat U اندود اتصال
ramp U سربالایی اتصال
jack box U جعبه اتصال
tache U نوار اتصال
join clip U گیره اتصال
joining point U نقطه اتصال
joint length U طول اتصال
tach U نوار اتصال
tandem connection U اتصال ابشاری
tandom connection U اتصال دنبال هم
connect time U زمان اتصال
tandom connection U اتصال ابشاری
conference circuit U اتصال پیشنهادی
connected load U توان اتصال
coupler link U لینک اتصال
taylor connection U اتصال تیلور
telephone area U ناحیه اتصال
coupling factor U ضریب اتصال
connecting branch U اتصال یا پیوستگی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com