English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
capacitor intel filter U شبکهای متشکل از یک خازن و یک سلف بمنظور یکنواخت کردن خروجی موج داررکتیفایر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
despotic network U شبکهای که بایک ساعت یکنواخت و کنترل میشود
variable geometry engine U موتور مکنده هوای مافوق صوت که بمنظور افزایش راندمان نه تنها شکل ومساحت دهانه ورودی ونازل خروجی بلکه مسیرجریان داخل موتور نیز تغییرکند
uniform U یکنواخت یکنواخت کردن
uniforms U یکنواخت یکنواخت کردن
shunt capacitor U خازن شنت خازن موازی شده فرعی
To crouch . U قوز کردن ( از روی ترس یا بمنظور اختفاء )
organize U متشکل کردن
organizing U متشکل کردن
organizes U متشکل کردن
organising U متشکل کردن
organises U متشکل کردن
reorganising U دوباره متشکل کردن
reorganised U دوباره متشکل کردن
reorganizing U دوباره متشکل کردن
reorganize U دوباره متشکل کردن
reorganized U دوباره متشکل کردن
reorganizes U دوباره متشکل کردن
reorganises U دوباره متشکل کردن
standardizing U یکنواخت کردن
standardization U یکنواخت کردن
harmonised U یکنواخت کردن
standardised U یکنواخت کردن
standardising U یکنواخت کردن
harmonizing U یکنواخت کردن
harmonizes U یکنواخت کردن
level out U یکنواخت کردن
harmonized U یکنواخت کردن
standardizes U یکنواخت کردن
harmonises U یکنواخت کردن
harmonize U یکنواخت کردن
harmonising U یکنواخت کردن
standardize U یکنواخت کردن
standardises U یکنواخت کردن
trim U یکنواخت کردن با قیچی
loops U حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loop U حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
looped U حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
queueing U روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queues U روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queued U روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queue U روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
man power leveling U یکنواخت کردن نیروی انسانی
droning U وزوز کردن یکنواخت سخن گفتن
drone U وزوز کردن یکنواخت سخن گفتن
drones U وزوز کردن یکنواخت سخن گفتن
droned U وزوز کردن یکنواخت سخن گفتن
equalised U مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalises U مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalising U مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalize U مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalized U مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalizes U مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalizing U مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
crystallising U متبلور کردن متشکل کردن
crystallises U متبلور کردن متشکل کردن
crystallised U متبلور کردن متشکل کردن
crystallize U متبلور کردن متشکل کردن
crystallizes U متبلور کردن متشکل کردن
crystalize U متبلور کردن متشکل کردن
crystallizing U متبلور کردن متشکل کردن
gert U technique review &evaluation graphicalروشی برای فرموله کردن وارزیابی سیستمها با استفاده از یک مشی شبکهای
sake U بمنظور
pave U [صاف کردن و یکنواخت سازی لبه یا انتهای فرش با قیچی]
metonymy U ذکرکلمهای بمنظور دیگری
blocks U اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
blocked U اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
block U اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
volte face U چرخش بمنظور روبرو شدن باحریف
volte-face U چرخش بمنظور روبرو شدن باحریف
throw in towel U پرتاب حوله بمنظور تسلیم شدن
raster graphics U روش مرتب کردن و نمایش داده بصورت سطرهای افقی از یک شبکه یکنواخت یاسلولهای تصویر
freight release U بارنامه بمنظور اعلام دریافت هزینه حمل
speculative demand for money U تقاضا برای پول بمنظور انگیزه سفته بازی
target diving U شیرجه از ارتفاعات مختلف به روی اب بمنظور سنجش دقت
consumer advertising U تبلیغات تجاری بمنظور جلب توجه مصرف کننده
futures U قرارداد معامله سهام یا کالا بمنظور تحویل در اینده
conformal projection U نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
NEQ U تابع منط قی که خروجی آن درست است اگر ورودی ها مثل هم نباشند و گرنه خروجی نادرست است
equivalence U تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که ورودی یکسان نباشند وگرنه خروجی نادرست است
inequivalence U تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که ورودی ها یکسان نباشند وگرنه خروجی نادرست است
non equivalence function U تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که ورودی ها مثل هم نباشند وگرنه خروجی غلط است
near letter quality U خروجی چاپ شده توسط چاپگرهای نقطه ماتریسی که به اندازه خروجی چاپگرهای با کیفیت حروف عالی خوانانمیباشد
chocked nozzle U خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
reticular U شبکهای
retiary U شبکهای
lacy U شبکهای
lattice bridge U پل شبکهای
grillage foundation U پی شبکهای
grill U سیخ شبکهای
formatio reticularis U ساخت شبکهای
network structure U ساختار شبکهای
reticular formation U ساخت شبکهای
plexiform U شبکهای شبیه رگ
grids U سیخ شبکهای
grid U سیخ شبکهای
grills U سیخ شبکهای
grilling U سیخ شبکهای
cellular structure U ساختار شبکهای
interstitial U درون شبکهای
grid chart U نمودار شبکهای
reticular membrane U غشاء شبکهای
parallel trussed girder U تیر شبکهای موازی
interstitial atom U اتم درون شبکهای
centralized network configuration U ساختار شبکهای متمرکز
raster image processor U پردازشگر تصویر شبکهای
interstitial compound U ترکیب درون شبکهای
raster display U صفحه نمایش شبکهای
interstitial hydride U هیدرید درون شبکهای
formant U متشکل
organized U متشکل
reticular activating system U دستگاه فعال ساز شبکهای
endarch U متشکل در خارج
unaligned U غیر متشکل
character map U شبکهای از بلوک ها روی صفحه نمایش
party U دسته متشکل جمعیت
gimmal U متشکل ازقطعات مرتبط
bitty U متشکل از قطعات ریز
asynchronous U ارسال داده با استفاده از سیگنال hadshaking به جای سیگنال ساعت برای یکنواخت کردن باسهای داده
tax friction U کاهش تولید ناشی از تغییر رفتاراقتصادی بمنظور کاهش بارمالیاتی
lift fan U توربوفنی که با نسبت کنارگذارزیاد تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکاررود
ascending reticular activating system U دستگاه فعال ساز صعودی ساخت شبکهای
reticulum U شیردان جانور نشخوار کننده ساختمان شبکهای
grillage U شبکهای از تیرهای سنگین که بجای پی ساختمان قرارمیدهند
e c s c (european coal & steel commissio U سازمان متشکل ازنمایندگان بلژیک
stanzaic U متشکل از چند بند شعر
tetraspore U گروهی متشکل ازچهار هاگ
council of entent U متشکل از جمهوریهای افریقایی داهومی
geodesic dome U گنبد متشکل ازسطوح هندسی
nation state U حکومت متشکل از یک قوم یا یک ملت
nation-states U حکومت متشکل از یک قوم یا یک ملت
nation-state U حکومت متشکل از یک قوم یا یک ملت
condenser U خازن
ondenser U خازن
capacitor U خازن
gig U ماشین خارزنی [این وسیله برای یکنواخت کردن سطح پرزها و گرفتن ذرات از سطح بافت بکار می رود و در صنعت فرش ماشینی و بعضی منسوجات کاربرد دارد.]
symbolic i/o assignment U نامی برای مشخص کردن یک واحد ورودی خروجی
liftjet U توربوفن یا توربوجتی بسیارسبک وزنی با نسبت کنارگذرکم که تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکارمیرود
smoothly U یکنواخت
steadiest U یکنواخت
steady U یکنواخت
monotonous U یکنواخت
same U یکنواخت
steadies U یکنواخت
steadying U یکنواخت
steadied U یکنواخت
monotonic U یکنواخت
monotone U یکنواخت
uniform U یکنواخت
uniforms U یکنواخت
accross the slope system U شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
diarchy U سیستم حکومت متشکل از دو رکن مستقل
beam column framing U ساختمان با قابهای متشکل ازتیر و ستون
lignocellulose U مواد سلولزی متشکل بافتهای چوبی
paper capacitor U خازن کاغذی
gang tuning condenser U خازن قطاری
mica capacitor U خازن میکایی
coupling capacitor U خازن اتصال
gas filled capacitor U خازن گازی
grid blocking capacitor U خازن شبکه
plate condenser U خازن صفحهای
synchronous phase advance U خازن همزمان
tubular condenser U خازن لولهای
mica capacitor U خازن میکا
synchronous condenser U خازن همزمان
mica condenser U خازن میکایی
telephone condenser U خازن تلفن
gang capacitor U خازن واریابل
grid capacitor U خازن شبکه
blocking capacitor U نوعی خازن
bypass capacitor U خازن شنتی
plate capacitor U خازن صفحهای
tubular capacitor U خازن لولهای
paper condenser U خازن کاغذی
electrolytic condenser U خازن الکترولیتی
series capacitor U خازن سری
electrolytic capacitor U خازن الکترولیت
condenser charge U بار خازن
condenser dielectric U دی الکتریک خازن
condenser plate U جوشن خازن
plate of a capacitor U جوشن خازن
condensive reactance U راکتانس خازن
electrolytic capacitor U خازن الکترولیتی
electrolytic capacitor U خازن الکتریکی
adjustable condenser U خازن متغیر
variable condenser U خازن متغیر
shunt capacitor U خازن موازی
comperssion capacitor U خازن متراکم
air capacitor U خازن هوایی
multiple capacitor U خازن چندگانه
dual capacitor U خازن دوبل
fixed capacitor U خازن ثابت
input capacitor U خازن اولیه
input capacitor U خازن ورودی
most capacitor U خازن ماس
grid condenser U خازن شبکه
capacity of condenser U فرفیت خازن
vernier capacitor U خازن ورنیهای
condenser capacity U فرفیت خازن
variable capacitor U خازن گردان
variable capacitor U خازن متغیر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com