English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (39 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
glue U سریشم زدن سیمان کردن سریش سریشم
glueing U سریشم زدن سیمان کردن سریش سریشم
glues U سریشم زدن سیمان کردن سریش سریشم
gluing U سریشم زدن سیمان کردن سریش سریشم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
gluing U سریشم
collodion U سریشم
glue U سریشم
glues U سریشم
glueing U سریشم
ichthyocolla U سریشم ماهی
bone glue U سریشم استخوانی
isinglass U سریشم ماهی
gelatin U ژلاتینی سریشم
gelatine U ژلاتینی سریشم
animal glue U سریشم از انساج حیوان
cement paint U اندود کردن با دوغاب سیمان
batch U اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batches U اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
glue U سریش
pasting U سریش
paste U سریش
pasted U سریش
pastes U سریش
gluing U سریش
glueing U سریش
glues U سریش
fish glue U سریش ماهی
king's spear U بوته سریش
animal glue U چسب سریش
fish glue [isinglass] U چسب سریش
asphodel U بوتهء سریش نرگس
grout U دوغاب سیمان ریختن دوغاب سیمان
cements U سیمان
cementing U سیمان
cemented U سیمان
cement U سیمان
neatest U دوغاب سیمان
cement rendering U اندود سیمان
cement grout U دوغاب سیمان
portland cement mortat U ملات سیمان
hydraulic cement U سیمان ابی
hydraulic cement U سیمان اب بند
cement coating U اندود سیمان
slag cement U سیمان اهنگدازی
aluminium cement U سیمان الومین
low heat cement U سیمان کم حرارت
pozzolan earth U سیمان طبیعی
regulated set cement U سیمان زودگیر
refractory cement U سیمان نسوز
soil cement U خاک سیمان
white cement U سیمان سفید
commutator cement U سیمان جابجاگر
natrual cement U سیمان طبیعی
insulating cement U سیمان عایق
neater U دوغاب سیمان
cement paste U خمیر سیمان
coloured cement U سیمان رنگی
cement mortar U ملاط سیمان
water cement ratio U نسبت اب و سیمان
bag of cement U کیسه سیمان
cement grouting U تزریق سیمان
cementation U سیمان کاری
neat U دوغاب سیمان
cement plant U کارخانه سیمان
high resistance cement U سیمان ممتاز
slag cement U سیمان شلاکه
portland cement U سیمان پورتلند
portland cement U سیمان پرتلند
grout U دوغاب سیمان
bituminous cement U سیمان قیری
quick setting cement U سیمان زودگیر
sulphated cement U سیمان ضد سولفاته
fireproof cement U سیمان نسوز
trass U سیمان طبیعی
staffs U مخلوط سیمان و گچ
staff U مخلوط سیمان و گچ
staffed U مخلوط سیمان و گچ
soil cement lining U پوشش با خاک و سیمان
asbestos cement pipe U لوله ازبست سیمان
pozzolan concrete U بتن سیمان طبیعی
portland cement mortat U ملات سیمان پرتلند
portland cement kiln U کوره پختن سیمان
portland cement kiln U کوره سیمان پزی
high resistance cement U سیمان بامقاومت زیاد
quick setting cement U سیمان تند گیر
asbestos cement U سیمان پنبه نسوز
grouting U تزریق دوغاب سیمان
slag cement concrete U بتن سیمان اهنگدازی
metallurgic cement U سیمان اهن گدازی
slag cement U سیمان ذوب اهن
slag cement U سیمان تفاله اهنگدازی
natural puzzolane U سیمان طبیعی یا پوزلان
rotary cement klin U کوره سیمان دوار
lime cement mortar U ملاط اهک و سیمان
asbestos cement U سیمان پنبه کوهی
lime cement mortat U ملاط آهک و سیمان
trass stone U سنگ سیمان طبیعی
initial setting time of concrete U زمان شروع گرفتن سیمان
rapid hardening portland cement U سیمان پرتلند با مقاومت زیاد
smoothing cement U اندود سیمان پرداخت شده
setting time U زمان سفت شدن سیمان
aggregate cement ratio U نسبت مواد سنگی به سیمان
grouter U دستگاه متراکم کننده سیمان
proportioning U توزین شن و ماسه و سیمان و اب جهت تهیه بتن
masonary U مصالح ساختمانی مانند اجر سیمان و غیره
yield of cdoncrete U حجم بتن حاصل پس از ترکیب مواد سیمان
expanding cement U سیمانی که زیر اب سفت میشود سیمان قابل انبساط
batcher U دستگاهی که شن ماسه سیمان و اب را برای ساختن بتن را اندازه گیری میکند
dry pack U مخلوطی از سیمان و ماسه که برای مرمت ترکهای بتن بکار میرود
admixtures U موادی بجز سیمان شن ماسه و اب که گاهی به عنوان ماده کمکی به بتن اضافه میکنند
aggregates U مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregate U مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
lute U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
cementitious U دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
abram's law U این قانون حاکی از اینست که مقاومت یک ملات یا بتن بستگی به وزن اب وبه وزن سیمان در مخلوط ملات دارد
lean mix U بتن کم سیمان یا بتن ضعیف
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
to inform on [against] somebody U کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
serves U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serve U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
served U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
calk U بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
buck up U پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
concentrate U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrating U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
soft pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
withstands U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
timed U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
corrects U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
sterilises U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
to wipe out U پاک کردن محو کردن نابودکردن نیست کردن
time U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
sterilize U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
times U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
infringe U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
crossest U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
woos U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
exploiting U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
infringed U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
infringes U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
exploits U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
woo U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
wooed U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
withstood U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
correct U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
married under a contract unlimited perio U زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
sterilised U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
to use effort U کوشش کردن بذل مساعی کردن سعی کردن
sterilized U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilising U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
crosses U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
infringing U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
correcting U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
exploit U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
sterilizes U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
withstanding U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
crosser U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
point U اشاره کردن دلالت کردن متوجه کردن نکته
check U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
sterilizing U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
checked U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
withstand U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
checks U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
cross U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
support U حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
preach U وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
preaches U وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com