Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
string
U
رشته کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
string
U
رشته کردن نخ کردن
padding
U
حرف یا رقم افزوده برای پر کردن رشته یا بسته تا به طور مورد نظر برسد.
minor
U
در رشته ثانوی یا فرعی تحصیل کردن کماد
fiberize
U
رشته رشته کردن
ricer
U
رنده مخصوص رشته کردن سیب زمینی وخمیر
to interrupt a friendship
U
رشته دوستی را با کسی پاره کردن
To pick up (to lose) the thread of conversation.
U
رشته سخن را بدست گرفتن ( گم کردن )
Other Matches
null
U
رشته یا حروفی که حرف null دارد برای بیان انتهای رشته
fill
U
حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
fills
U
حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
thready
U
رشته رشته باصدای باریک
threads
U
رشته رشته شدن
thread
U
رشته رشته شدن
fibrillation
U
رشته رشته سازی
universal
U
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
sierra
U
رشته کوه تیز ودندانه دار رشته جبال تیز ودندانه دار
series
U
رشته
sequences
U
رشته
filament
U
رشته
strand
U
رشته
fiber
U
رشته
string
U
رشته
tatter
U
رشته رشته
strands
U
رشته
fibre
U
رشته
sequence
U
رشته
fibres
U
رشته
filaments
U
رشته
coneatenation
U
رشته
fields
U
رشته
fielded
U
رشته
unifilar
U
یک رشته
field
U
رشته
seriated
U
رشته رشته
lines
U
رشته
line
U
رشته
thread
U
رشته
threads
U
رشته
catena
U
رشته
yarns
U
رشته
range
U
رشته
chains
U
رشته
branch
U
رشته
funicle
U
رشته
suite
U
رشته
suites
U
رشته
ghaut
U
رشته
reeve
U
رشته
chain
U
رشته
branches
U
رشته
artery
U
رشته
arteries
U
رشته
ranged
U
رشته
train
U
رشته
yarn
U
رشته
trained
U
رشته
filaria
U
رشته
trains
U
رشته
ranges
U
رشته
copper strand
U
رشته مسی
tract
U
رد بپا رشته
vermicelli
U
رشته فرنگی
filum
U
رشته لیفی
craftsman trade
U
رشته فنی
filament resistor
U
مقاومت رشته
symbol stringe
U
رشته نمادی
tracts
U
رد بپا رشته
hair worm
U
کرم رشته
ranges
U
رشته کوه
ghat
U
رشته سلسله
guinea worm
U
کرم رشته
system
U
سلسله رشته
character string
U
رشته دخشهای
character string
U
رشته کاراکتری
majored
U
رشته اصلی
search string
U
رشته جستجو
major
U
رشته اصلی
incandescent filament
U
رشته ملتهب
disciplines
U
رشته علمی
optical fiber
U
رشته اپتیکی
systems
U
رشته دستگاه
systems
U
سلسله رشته
system
U
رشته دستگاه
branch
U
رشته
[دانشی]
field
U
رشته
[دانشی]
area
U
رشته
[دانشی]
lines
U
رشته بند
finespun
U
نازک رشته
yarns
U
رشته طناب
range
رشته کوه
noodle
U
رشته فرنگی
null string
U
رشته پوچ
pasta
U
رشته فرنگی
null string
U
رشته تهی
bit stream
U
رشته ذره یی
yarn
U
رشته طناب
ridge
U
رشته تپه
ranged
U
رشته کوه
sequences
U
رشته ترتیب
sequence
U
رشته ترتیب
finite series
U
رشته کراندار
computing
U
رشته کامپیوتر
division
U
رشته
[دانشی]
empty string
U
رشته خالی
speciality
U
رشته اختصاصی
disciplining
U
رشته علمی
ridges
U
رشته تپه
discipline
U
رشته علمی
line
U
رشته بند
majoring
U
رشته اصلی
specialities
U
رشته اختصاصی
lighting filament
U
رشته ملتهب
filiform
U
رشته مانند
main sequence
U
رشته اصلی
specialty
U
رشته اختصاصی
train
U
رشته سلسله
string variable
U
متغیر رشته
string manipulation
U
دستکاری رشته
string length
U
طول رشته
string handling
U
بکارگیری رشته
hot-wire
U
رشته حرارتی
string
U
رشته خالی
hot wire
U
رشته حرارتی
spaghetti
U
رشته فرنگی
spinnerete
U
رشته ساز
spinneret
U
رشته ساز
heaters
U
رشته گرمساز
quartermasters
U
سر رشته دار
quartermaster
U
سر رشته دار
strobilation
U
تشکیل رشته
stup string
U
رشته تنظیم
trained
U
رشته سلسله
trained
U
یک رشته موج
macaroni
U
رشته فرنگی
trains
U
رشته سلسله
trains
U
یک رشته موج
commentary
U
رشته یادداشت
fibres
U
رشته علفی
commentaries
U
رشته یادداشت
fibre
U
رشته علفی
heater
U
رشته گرمساز
the province of science
U
رشته علمی
the province of science
U
رشته علوم
train
U
یک رشته موج
hot-wiring
U
رشته حرارتی
hot-wires
U
رشته حرارتی
symbolic string
U
رشته علائم
hot-wired
U
رشته حرارتی
train of thought
U
رشته افکار
branches
U
شعبه رشته
sequence of events
U
رشته حوادث
ranked
U
قطار رشته
branch
U
رشته ساقه
branch
U
شعبه رشته
ranks
U
قطار رشته
nerves
U
رشته عصبی
nerve
U
رشته عصبی
rank
U
قطار رشته
barbicel
U
رشته باریک پر
bit string
U
رشته بیتی
solid wire
U
سیم تک رشته
branches
U
رشته ساقه
alphabetic string
U
رشته الفبائی
bit string
U
رشته ذرهای
campaigns
U
یک رشته عملیات جنگی
ligature
U
شریان بندی رشته
ligation
U
رشته یاوسیله بستن
string
U
اتصال مجموعهای از رشته ها به هم
bonds of relationship
U
رشته قوم وخویشی
to go in for
U
رشته یاپیشه خودقراردادن
terrachord
U
یک رشته چهار پردهای
competent
U
شایسته دارای سر رشته
flight
U
یک رشته پلکان سلسله
minor
U
رشته فرعی کهاد
mycelium
U
رشته رشدکننده قارچ
main sequence stars
U
ستارگان رشته اصلی
arcade
U
رشته طاق یاطاقها
fibril
U
رشته کوچک تارچه
metal filament
[رشته مارپیچ فلزی]
fiberglass
U
شیشه رشته مانند
tissues
U
رشته پارچهء بافته
tissue
U
رشته پارچهء بافته
heater voltage
U
ولتاژ رشته گرمساز
suites
U
رشته مسلسل اپارتمان
spaghetti
U
خوراک رشته فرنگی
aline
U
دریک رشته قراردادن
continuum
U
رشته مسلسل تسلسل
What is your branch of study?
U
رشته تحصیلیتان چیست ؟
campaigned
U
یک رشته عملیات جنگی
campaign
U
یک رشته عملیات جنگی
ribbon vermicelli
U
رشته فرنگی باریک
areodesy
U
رشته مریخ شناسی
string
U
برچسب مشخصات یک رشته
campaigning
U
یک رشته عملیات جنگی
heater current
U
جریان رشته گرمساز
The bonds of friendship (affection).
U
رشته دوستی والفت
heater cathode
U
کاتد با رشته گرمساز
suite
U
رشته مسلسل اپارتمان
laid up in bed
U
پیشه ویژه رشته
string processing languages
U
زبانهای پردازش رشته
string
U
تعداد حروف یک رشته
gastrologist
U
صاحب سر رشته درپختن وخوردن
Range of mountains.
U
رشته کوه ( کوهها ؟جبال )
funicle
U
ساقه تخمچه رشته تخم چه
He is majoring in mathematic at the university.
U
در دانشگاه رشته ریاضیات می هواند
he is on the wrong scent
U
سر رشته کار را گم کرده است
monofilament
U
تاریا رشته واحدتاب نخورده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com