English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
re export U دوباره صادر کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
reopen U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revive U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate U دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship U دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regains U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate U دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
issued U صادر کردن
export U صادر کردن
exported U صادر کردن
issue U صادر کردن
exporting U صادر کردن
emitting U صادر کردن
emits U صادر کردن
issues U صادر کردن
emit U صادر کردن
emitted U صادر کردن
promulge U صادر کردن
pronounces U صادر کردن
send out U صادر کردن
pronounce U صادر کردن
to export something [from / to a country] U صادر کردن [به یا از کشوری]
certificates U گواهی صادر کردن
pass a sentence U حکم صادر کردن
to issue instructions U دستور صادر کردن
issue a warning U اخطار صادر کردن
certificate U گواهی صادر کردن
underwriting U پذیره نویسی صادر کردن
to smuggle out U قاچاقی صادر کردن یافرستادن
underwrote U پذیره نویسی صادر کردن
underwritten U پذیره نویسی صادر کردن
underwrite U پذیره نویسی صادر کردن
underwrites U پذیره نویسی صادر کردن
charters U پروانه دادن امتیازنامه صادر کردن
charter U پروانه دادن امتیازنامه صادر کردن
chartered U پروانه دادن امتیازنامه صادر کردن
chartering U پروانه دادن امتیازنامه صادر کردن
pass U صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
passed U صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
passes U صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
unregenerate U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
tempering (metallurgy) U بازپخت [سخت گردانی] [دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن] [فلز کاری]
revamped U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
relayed U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking U دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relays U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relay U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
refresh U دوباره پر کردن
refreshes U دوباره پر کردن
refills U دوباره پر کردن
double-check <idiom> U دوباره چک کردن
replenish U دوباره پر کردن
replenished U دوباره پر کردن
refilled U دوباره پر کردن
replenishes U دوباره پر کردن
refill U دوباره پر کردن
refilling U دوباره پر کردن
refreshed U دوباره پر کردن
replenishing U دوباره پر کردن
loop U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
reinterpret U دوباره تفسیر کردن
revisit U دوباره ملاقات کردن
reinsure U دوباره بیمه کردن
reinstall U دوباره برقرار کردن
reuse U دوباره استفاده کردن
reimport U دوباره وارد کردن
reactivated U دوباره فعال کردن
reemploy U دوباره استخدام کردن
redirect U دوباره راهنمایی کردن
rewake U دوباره بیدار کردن
retrocede U دوباره واگذار کردن
re-examining U دوباره بازپرسی کردن
re-examines U دوباره بازپرسی کردن
reproducing U دوباره چاپ کردن
re-examined U دوباره بازپرسی کردن
redirected U دوباره راهنمایی کردن
redistributes U دوباره پخش کردن
reengage U دوباره استخدام کردن
reactivate U دوباره فعال کردن
reopen U دوباره باز کردن
reforge U دوباره جعل کردن
reopened U دوباره باز کردن
redefined U دوباره تعریف کردن
redefines U دوباره تعریف کردن
redefining U دوباره تعریف کردن
reexamine U دوباره امتحان کردن
revisited U دوباره ملاقات کردن
reopening U دوباره باز کردن
rejuveoize U دوباره جوان کردن
reopens U دوباره باز کردن
redefine U دوباره تعریف کردن
regarding U دوباره تسطیح کردن
redirects U دوباره راهنمایی کردن
redirecting U دوباره راهنمایی کردن
re-examine U دوباره بازپرسی کردن
re examine U دوباره بازپرسی کردن
re establish U دوباره تاسیس کردن
recalculate U دوباره حساب کردن
rebind U دوباره صحافی کردن
reasure U دوباره بیمه کردن
re form U دوباره درست کردن
revise U دوباره چاپ کردن
resorb U دوباره جذب کردن
re paving U دوباره فرش کردن
reassociate U دوباره معاشرت کردن
revises U دوباره چاپ کردن
rejuvenates U دوباره جوان کردن
reassociate U دوباره متحد کردن
revising U دوباره چاپ کردن
republish U دوباره چاپ کردن
republish U دوباره منتشر کردن
re strain U دوباره صاف کردن
reorder U دوباره مرتب کردن
restart U روشن کردن دوباره
re establish U دوباره برپا کردن
reproduces U دوباره چاپ کردن
retransmit U دوباره مخابره کردن
retranslate U دوباره ترجمه کردن
revalidate U دوباره پادار کردن
redeliver U دوباره مستخلص کردن
reproduced U دوباره چاپ کردن
remonetize U دوباره رایج کردن
retry U دوباره ازمایش کردن
reproduce U دوباره چاپ کردن
renegotiate U دوباره مذاکره کردن
reoccupy U دوباره اغاز کردن
recompose U دوباره انشاء کردن
recommit U دوباره زندان کردن
retry U دوباره محاکمه کردن
rebuild U دوباره ساختمان کردن
rebuilds U دوباره ساختمان کردن
re sort U دوباره جور کردن
oversrike U دوباره چاپ کردن
resurface U دوباره روکاری کردن
recollecting U دوباره جمع کردن
redeveloped U دوباره پیشرفته کردن
recollects U دوباره جمع کردن
back fill U عمل دوباره پر کردن
rescheduling U دوباره برنامهریزی کردن
reschedules U دوباره برنامهریزی کردن
rescheduled U دوباره برنامهریزی کردن
remarried U دوباره عروسی کردن
remarries U دوباره عروسی کردن
recollected U دوباره جمع کردن
resurfaced U دوباره روکاری کردن
rejuvenated U دوباره جوان کردن
regains U دوباره تصرف کردن
rejuvenate U دوباره جوان کردن
regaining U دوباره تصرف کردن
retaken U دوباره تسخیر کردن
regained U دوباره تصرف کردن
regain U دوباره تصرف کردن
retake U دوباره تسخیر کردن
recollect U دوباره جمع کردن
resurfaces U دوباره روکاری کردن
remarry U دوباره عروسی کردن
reschedule U دوباره برنامهریزی کردن
rephrasing U دوباره عبارتبندی کردن
redeveloping U دوباره پیشرفته کردن
recondition U دوباره درست کردن
reconditioned U دوباره درست کردن
relive U دوباره تجربه کردن
redevelops U دوباره پیشرفته کردن
reconditions U دوباره درست کردن
redistributing U دوباره پخش کردن
relived U دوباره تجربه کردن
relives U دوباره تجربه کردن
rephrases U دوباره عبارتبندی کردن
rephrased U دوباره عبارتبندی کردن
reappraise U دوباره ارزیابی کردن
redistributed U دوباره پخش کردن
rephrase U دوباره عبارتبندی کردن
reappraised U دوباره ارزیابی کردن
reappraises U دوباره ارزیابی کردن
reappraising U دوباره ارزیابی کردن
reliving U دوباره تجربه کردن
redevelop U دوباره پیشرفته کردن
redistribute U دوباره پخش کردن
reorganised U دوباره متشکل کردن
revalues U دوباره ارزیابی کردن
cold start U دوباره روشن کردن
reinstate U دوباره برقرار کردن
reorganize U دوباره متشکل کردن
reorganizing U دوباره متشکل کردن
revaluing U دوباره ارزیابی کردن
reorganized U دوباره متشکل کردن
rewired U دوباره سیمکشی کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com