English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (53 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
re establish U دوباره تاسیس کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
reestablish U دوباره بر قرار یا تاسیس کردن
Other Matches
reopen U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revives U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate U دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship U دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
institutive U تاسیس شده تاسیس کننده
regained U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate U دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
constituted U تاسیس کردن
establishing U تاسیس کردن
promotes U تاسیس کردن
found U تاسیس کردن
founds U تاسیس کردن
makes U تاسیس کردن
incorporates U تاسیس کردن
promoting U تاسیس کردن
set up U تاسیس کردن
incorporate U تاسیس کردن
establish U تاسیس کردن
promoted U تاسیس کردن
constitute U تاسیس کردن
constituting U تاسیس کردن
make U تاسیس کردن
inventing U تاسیس کردن
invents U تاسیس کردن
constitutes U تاسیس کردن
invented U تاسیس کردن
establishes U تاسیس کردن
promote U تاسیس کردن
incorporating U تاسیس کردن
invent U تاسیس کردن
founds U تاسیس کردن ریختن
institutes U شورا تاسیس کردن
institute U شورا تاسیس کردن
instituted U شورا تاسیس کردن
to found a college U دانشکدهای تاسیس کردن
instituting U شورا تاسیس کردن
found U تاسیس کردن ریختن
industrialize U بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
industrialises U بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
industrializing U بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
industrialising U بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
industrializes U بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
instituting U برقرار کردن تاسیس کردن
constituting U تاسیس کردن ترکیب کردن
institutes U برقرار کردن تاسیس کردن
constituted U تاسیس کردن ترکیب کردن
constitute U تاسیس کردن ترکیب کردن
constitutes U تاسیس کردن ترکیب کردن
institute U برقرار کردن تاسیس کردن
instituted U برقرار کردن تاسیس کردن
unregenerate U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
to lay the foundations of U بر پا کردن تاسیس کردن
tempering (metallurgy) U بازپخت [سخت گردانی] [دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن] [فلز کاری]
revamp U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
relay U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking U دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
refreshes U دوباره پر کردن
replenishing U دوباره پر کردن
refresh U دوباره پر کردن
replenish U دوباره پر کردن
replenishes U دوباره پر کردن
replenished U دوباره پر کردن
refilling U دوباره پر کردن
refreshed U دوباره پر کردن
double-check <idiom> U دوباره چک کردن
refill U دوباره پر کردن
refilled U دوباره پر کردن
refills U دوباره پر کردن
loops U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
reproducing U دوباره چاپ کردن
re sort U دوباره جور کردن
reemploy U دوباره استخدام کردن
reuse U دوباره استفاده کردن
rewake U دوباره بیدار کردن
rejuvenating U دوباره جوان کردن
restart U روشن کردن دوباره
revisit U دوباره ملاقات کردن
revising U دوباره چاپ کردن
resurface U دوباره روکاری کردن
reproduces U دوباره چاپ کردن
resurfaces U دوباره روکاری کردن
recondition U دوباره درست کردن
re paving U دوباره فرش کردن
rejuveoize U دوباره جوان کردن
rephrase U دوباره عبارتبندی کردن
rephrased U دوباره عبارتبندی کردن
rejuvenates U دوباره جوان کردن
reopens U دوباره باز کردن
rejuvenated U دوباره جوان کردن
relives U دوباره تجربه کردن
reopened U دوباره باز کردن
reopening U دوباره باز کردن
reorder U دوباره مرتب کردن
retry U دوباره ازمایش کردن
re strain U دوباره صاف کردن
retry U دوباره محاکمه کردن
reoccupy U دوباره اغاز کردن
revisits U دوباره ملاقات کردن
reproduce U دوباره چاپ کردن
rejuvenate U دوباره جوان کردن
regarding U دوباره تسطیح کردن
reexamine U دوباره امتحان کردن
reproduced U دوباره چاپ کردن
revisited U دوباره ملاقات کردن
revisiting U دوباره ملاقات کردن
reliving U دوباره تجربه کردن
reopen U دوباره باز کردن
renegotiate U دوباره مذاکره کردن
reforge U دوباره جعل کردن
recollects U دوباره جمع کردن
re export U دوباره صادر کردن
recollecting U دوباره جمع کردن
recollected U دوباره جمع کردن
re form U دوباره درست کردن
retrocede U دوباره واگذار کردن
recollect U دوباره جمع کردن
revaluing U دوباره ارزیابی کردن
rescheduled U دوباره برنامهریزی کردن
revise U دوباره چاپ کردن
reconditions U دوباره درست کردن
revalue U دوباره ارزیابی کردن
revalued U دوباره ارزیابی کردن
resorb U دوباره جذب کردن
re establish U دوباره برپا کردن
reschedules U دوباره برنامهریزی کردن
revalues U دوباره ارزیابی کردن
rescheduling U دوباره برنامهریزی کردن
revises U دوباره چاپ کردن
reconditioned U دوباره درست کردن
resurfaced U دوباره روکاری کردن
redefines U دوباره تعریف کردن
remarry U دوباره عروسی کردن
remarries U دوباره عروسی کردن
reactivating U دوباره فعال کردن
rephrasing U دوباره عبارتبندی کردن
remarried U دوباره عروسی کردن
reschedule U دوباره برنامهریزی کردن
cold start U دوباره روشن کردن
retransmit U دوباره مخابره کردن
republish U دوباره منتشر کردن
republish U دوباره چاپ کردن
retranslate U دوباره ترجمه کردن
reengage U دوباره استخدام کردن
reactivate U دوباره فعال کردن
reactivates U دوباره فعال کردن
reactivated U دوباره فعال کردن
rephrases U دوباره عبارتبندی کردن
re-examines U دوباره بازپرسی کردن
redirected U دوباره راهنمایی کردن
redirecting U دوباره راهنمایی کردن
reinstall U دوباره برقرار کردن
redirects U دوباره راهنمایی کردن
regained U دوباره تصرف کردن
reappraising U دوباره ارزیابی کردن
reappraises U دوباره ارزیابی کردن
redefining U دوباره تعریف کردن
redefined U دوباره تعریف کردن
reinsure U دوباره بیمه کردن
redirect U دوباره راهنمایی کردن
regain U دوباره تصرف کردن
re-examined U دوباره بازپرسی کردن
reassociate U دوباره متحد کردن
redeveloped U دوباره پیشرفته کردن
reasure U دوباره بیمه کردن
re-examine U دوباره بازپرسی کردن
re examine U دوباره بازپرسی کردن
back fill U عمل دوباره پر کردن
reimport U دوباره وارد کردن
revalidate U دوباره پادار کردن
redevelop U دوباره پیشرفته کردن
redefine U دوباره تعریف کردن
reappraised U دوباره ارزیابی کردن
reorganizes U دوباره متشکل کردن
recompose U دوباره انشاء کردن
reorganizing U دوباره متشکل کردن
recalculate U دوباره حساب کردن
retakes U دوباره تسخیر کردن
reappraise U دوباره ارزیابی کردن
recommit U دوباره زندان کردن
reinterpret U دوباره تفسیر کردن
retaking U دوباره تسخیر کردن
rebuilds U دوباره ساختمان کردن
reorganized U دوباره متشکل کردن
reorganize U دوباره متشکل کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com