Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
retry
U
دوباره ازمایش کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
assays
U
محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
assay
U
محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
reopening
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revive
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
U
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship
U
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regained
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate
U
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
flight test
U
ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
use testing
U
ازمایش عمر قانونی ازمایش مدت متوسط دوام وسایل
tryout
U
ازمون برای گزیدن نامزدمسابقات یانمایش وغیره ازمایش درجه استعداد ازمایش
pilot method
U
عمل ازمایش سیستم کامپیوتری در یک ناحیه بجای ازمایش ان در محدوده گستردهای از فعالیت ها
continous immersion test
U
ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
test element
U
دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
flight test
U
ازمایش پرواز یا ازمایش امادگی پرتاب موشک
soil examination
U
بررسی و ازمایش زمین ازمایش خاک
insulation test
U
ازمایش ایزولاسیون ازمایش عایق بندی
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
unregenerated
U
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerate
U
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
service test
U
ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
to try out
U
خوب ازمایش کردن کاملاازمودن تصفیه کردن گداختن
gauged
U
ازمایش کردن
quizzes
U
ازمایش کردن
tested
U
ازمایش کردن
examine
U
ازمایش کردن
tests
U
ازمایش کردن
gage
U
ازمایش کردن
approve
U
ازمایش کردن
examining
U
ازمایش کردن
examines
U
ازمایش کردن
to bring to the proof
U
ازمایش کردن
approves
U
ازمایش کردن
approving
U
ازمایش کردن
test
U
ازمایش کردن
gauge
U
ازمایش کردن
examined
U
ازمایش کردن
gauges
U
ازمایش کردن
quiz
U
ازمایش کردن
analyses
U
با تجزیه ازمایش کردن
trials
U
ازمایش کردن ازمایشی
analyzed
U
با تجزیه ازمایش کردن
analyse
U
با تجزیه ازمایش کردن
analysing
U
با تجزیه ازمایش کردن
analysed
U
با تجزیه ازمایش کردن
analyzing
U
با تجزیه ازمایش کردن
trial
U
ازمایش کردن ازمایشی
to put to proof
U
ازمایش کردن دراوردن
tests
U
ازمایش کردن امتحان
test
U
ازمایش کردن امتحان
tests
U
تست کردن ازمایش
test
U
تست کردن ازمایش
tested
U
ازمایش کردن امتحان
essays
U
ازمایش کردن ازمودن
tested
U
تست کردن ازمایش
essay
U
ازمایش کردن ازمودن
analyzes
U
با تجزیه ازمایش کردن
bending test
U
ازمایش خمش ازمون تا کردن
check up
U
رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
analyze
U
باتجزیه ازمایش کردن فرگشایی کردن
foretaste
U
ازمایش قبلی پیش بینی کردن
confident test
U
ازمایش قابلیت اطمینان ازمایش اطمینان از عمل یکان
creep test
U
ازمایش خزش در درجه حرارت عادی ازمایش خزش
tempering (metallurgy)
U
بازپخت
[سخت گردانی]
[دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن]
[فلز کاری]
revamp
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
relays
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking
U
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relay
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
double-check
<idiom>
U
دوباره چک کردن
refilled
U
دوباره پر کردن
refresh
U
دوباره پر کردن
refreshes
U
دوباره پر کردن
replenish
U
دوباره پر کردن
replenishes
U
دوباره پر کردن
replenishing
U
دوباره پر کردن
refilling
U
دوباره پر کردن
refills
U
دوباره پر کردن
refreshed
U
دوباره پر کردن
replenished
U
دوباره پر کردن
refill
U
دوباره پر کردن
loop
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
experiment
U
تجربه کردن ازمایش کردن
experimented
U
تجربه کردن ازمایش کردن
experimenting
U
تجربه کردن ازمایش کردن
experiments
U
تجربه کردن ازمایش کردن
re-examining
U
دوباره بازپرسی کردن
revalued
U
دوباره ارزیابی کردن
reactivates
U
دوباره فعال کردن
reactivating
U
دوباره فعال کردن
reconditions
U
دوباره درست کردن
retransmit
U
دوباره مخابره کردن
re-examined
U
دوباره بازپرسی کردن
revalue
U
دوباره ارزیابی کردن
reconditioned
U
دوباره درست کردن
re-examines
U
دوباره بازپرسی کردن
rejuvenate
U
دوباره جوان کردن
re-examine
U
دوباره بازپرسی کردن
re examine
U
دوباره بازپرسی کردن
oversrike
U
دوباره چاپ کردن
redefining
U
دوباره تعریف کردن
redefines
U
دوباره تعریف کردن
redefined
U
دوباره تعریف کردن
reinstall
U
دوباره برقرار کردن
redefine
U
دوباره تعریف کردن
reinsure
U
دوباره بیمه کردن
cold start
U
دوباره روشن کردن
recollects
U
دوباره جمع کردن
recollecting
U
دوباره جمع کردن
remarried
U
دوباره عروسی کردن
remarries
U
دوباره عروسی کردن
reactivated
U
دوباره فعال کردن
reimport
U
دوباره وارد کردن
reactivate
U
دوباره فعال کردن
remarry
U
دوباره عروسی کردن
recollect
U
دوباره جمع کردن
recollected
U
دوباره جمع کردن
reinterpret
U
دوباره تفسیر کردن
recondition
U
دوباره درست کردن
re export
U
دوباره صادر کردن
recompose
U
دوباره انشاء کردن
recommit
U
دوباره زندان کردن
rebuilds
U
دوباره ساختمان کردن
rebuild
U
دوباره ساختمان کردن
re form
U
دوباره درست کردن
recalculate
U
دوباره حساب کردن
rebind
U
دوباره صحافی کردن
rejuvenating
U
دوباره جوان کردن
re paving
U
دوباره فرش کردن
reasure
U
دوباره بیمه کردن
reassociate
U
دوباره معاشرت کردن
reassociate
U
دوباره متحد کردن
rejuvenated
U
دوباره جوان کردن
re strain
U
دوباره صاف کردن
re sort
U
دوباره جور کردن
re establish
U
دوباره تاسیس کردن
re establish
U
دوباره برپا کردن
redeliver
U
دوباره مستخلص کردن
rejuveoize
U
دوباره جوان کردن
reforge
U
دوباره جعل کردن
reexamine
U
دوباره امتحان کردن
revalues
U
دوباره ارزیابی کردن
revisit
U
دوباره ملاقات کردن
revising
U
دوباره چاپ کردن
revises
U
دوباره چاپ کردن
revise
U
دوباره چاپ کردن
revisited
U
دوباره ملاقات کردن
reengage
U
دوباره استخدام کردن
revisiting
U
دوباره ملاقات کردن
revaluing
U
دوباره ارزیابی کردن
reemploy
U
دوباره استخدام کردن
revisits
U
دوباره ملاقات کردن
back fill
U
عمل دوباره پر کردن
rewiring
U
دوباره سیمکشی کردن
rejuvenates
U
دوباره جوان کردن
remonetize
U
دوباره رایج کردن
redistributed
U
دوباره پخش کردن
retranslate
U
دوباره ترجمه کردن
revalidate
U
دوباره پادار کردن
rephrase
U
دوباره عبارتبندی کردن
reuse
U
دوباره استفاده کردن
retry
U
دوباره محاکمه کردن
resurfaces
U
دوباره روکاری کردن
rephrased
U
دوباره عبارتبندی کردن
restart
U
روشن کردن دوباره
reliving
U
دوباره تجربه کردن
relives
U
دوباره تجربه کردن
retake
U
دوباره تسخیر کردن
reproducing
U
دوباره چاپ کردن
redistributes
U
دوباره پخش کردن
redistributing
U
دوباره پخش کردن
relive
U
دوباره تجربه کردن
regaining
U
دوباره تصرف کردن
relived
U
دوباره تجربه کردن
regains
U
دوباره تصرف کردن
retaken
U
دوباره تسخیر کردن
reorganised
U
دوباره متشکل کردن
reorganises
U
دوباره متشکل کردن
rephrases
U
دوباره عبارتبندی کردن
reappraised
U
دوباره ارزیابی کردن
reorganizes
U
دوباره متشکل کردن
reopen
U
دوباره باز کردن
rescheduled
U
دوباره برنامهریزی کردن
rescheduling
U
دوباره برنامهریزی کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com