English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 311 (43 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
regiment U دسته دسته کردن
regiments U دسته دسته کردن
group U دسته دسته کردن
groups U دسته دسته کردن
sort U دسته دسته کردن
sorted U دسته دسته کردن
sorts U دسته دسته کردن
windrow U دسته دسته کردن
assort U دسته دسته کردن
classify U دسته دسته کردن
distribute U دسته دسته کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
strike U اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
strikes U اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
bundle U دسته کردن
bundle U متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundles U دسته کردن
bundles U متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling U دسته کردن
bundling U متمرکز کردن دسته کردن دسته
band U دسته کردن
bands U دسته کردن
rat U دسته خود را ترک کردن
truss U دسته کردن
trussed U دسته کردن
trusses U دسته کردن
trussing U دسته کردن
group U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group U دسته بندی کردن
groups U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups U دسته بندی کردن
batch U دسته کردن مجموع کردن
batches U دسته کردن مجموع کردن
sort U دسته کردن طبقه بندی کردن
sorted U دسته کردن طبقه بندی کردن
sorts U دسته کردن طبقه بندی کردن
beam U دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
beams U دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
chorus U هم سرایی کردن دسته خوانندگان
chorused U هم سرایی کردن دسته خوانندگان
choruses U هم سرایی کردن دسته خوانندگان
chorusing U هم سرایی کردن دسته خوانندگان
team U دسته درست کردن
teams U دسته درست کردن
cluster U سنبله دسته کردن
cluster bomb U سنبله دسته کردن
cluster bombs U سنبله دسته کردن
clusters U سنبله دسته کردن
rating U دسته بندی کردن
ratings U دسته بندی کردن
hand to hand U دسته و پنجه نرم کردن
hand-to-hand U دسته و پنجه نرم کردن
wreathe U گل ها را دسته کردن
wreathed U گل ها را دسته کردن
wreathes U گل ها را دسته کردن
wreathing U گل ها را دسته کردن
troupe U بصورت دسته حرکت کردن
troupes U بصورت دسته حرکت کردن
categorised U دسته بندی کردن
categorises U دسته بندی کردن
categorising U دسته بندی کردن
categorize U دسته بندی کردن
categorized U دسته بندی کردن
categorizes U دسته بندی کردن
categorizing U دسته بندی کردن
classifies U دسته بندی کردن
classify U دسته بندی کردن
classifying U دسته بندی کردن
resort U رفت و امد مکرر دوباره دسته بندی کردن متشبث شدن به
resort U دسته بندی کردن
resorted U رفت و امد مکرر دوباره دسته بندی کردن متشبث شدن به
resorted U دسته بندی کردن
resorts U رفت و امد مکرر دوباره دسته بندی کردن متشبث شدن به
resorts U دسته بندی کردن
grade U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade U دسته بندی کردن
grades U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades U دسته بندی کردن
rank U درجه دادن دسته بندی کردن
ranked U درجه دادن دسته بندی کردن
ranks U درجه دادن دسته بندی کردن
gang U دسته جمعی عمل کردن
gangs U دسته جمعی عمل کردن
sheaf U دسته کردن
bunch U دسته کردن خوشه کردن
bunched U دسته کردن خوشه کردن
bunches U دسته کردن خوشه کردن
bunching U دسته کردن خوشه کردن
faggot U دسته کردن
faggots U دسته کردن
fagot U دسته کردن
aggroup U دسته کردن
batching U دسته کردن
dizen U دسته یا بسته کتان وکنف کتان را اماده کردن
groupage U دسته بندی کردن
lot integrity U دسته بندی مهمات به حسب نوبه یا جدا کردن انها درانبار
quire U کاغذ را دسته کردن
record blocking U دسته کردن رکوردها
regimentalation U دسته بندی کردن
sheave U دسته کردن بصورت بافه دراوردن
to erect into U دسته بندی کردن به
to form into groups U دسته بندی کردن
to form into groups U دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
to go a mumming U در دسته نقاب پوشان و لال بازان شرکت کردن
to go on a picnic U بگردش دسته جمعی رفتن درسوردانگی شرکت کردن
to make up hay in to bundles U علف خشک را دسته کردن
To make a gaffe . <idiom> دسته گل به آب دادن [افتضاح کردن]
To drop a brick . <idiom> U دسته گل به آب دادن [افتضاح کردن]
To put ones foot in it . <idiom> U دسته گل به آب دادن [افتضاح کردن]
to crack [break up] a gang U دسته جنایتکاران را منحل کردن [اصطلاح روزمره]
cluster U دسته کردن
rally U دسته بندی کردن
Other Matches
mounting U دسته و پشت بند دسته شمشیر
nosegay U دسته گل یایک دسته علف
lorgnettes U ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnette U ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
scores of people U دسته دسته مردم
trooping U دسته دسته شدن
trooped U دسته دسته شدن
troop U دسته دسته شدن
they came in bands U دسته دسته امدند
assort U دسته دسته شدن
sect U دسته دسته مذهبی
sects U دسته دسته مذهبی
in detail U مفصلا دسته دسته
shoals of people U دسته دسته مردم
streams of people U دسته دسته مردم
coaction U عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
sort U دسته بندی کردن
to categorize U دسته بندی کردن
lies U زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied U زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie U زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
classes U دسته
classing U دسته
sections U دسته
lugs U دسته
lot U دسته
school U دسته
set U دسته
schools U دسته
party U دسته
classed U دسته
tress U دسته مو
leader U سر دسته
stems U دسته
clumping U دسته
bundles U دسته
batch U دسته
nib U دسته
bundling U دسته
nibs U دسته
skeins U دسته
sheaf U دسته
bundle U دسته
stem U دسته
stemming U دسته
classis U دسته
wisp U دسته
cluster U دسته
clumped U دسته
stemmed U دسته
clump U دسته
sets U دسته
wisps U دسته
bunch U دسته
teams U دسته
detachments U دسته
detachment U دسته
trooping U دسته
skulk U دسته
trooped U دسته
armies U دسته
army U دسته
cheque book U دسته چک
tuft U دسته
ilk U دسته
assortments U دسته
assortment U دسته
faggots U دسته
team U دسته
section U دسته
faggot U دسته
fagot U دسته
skulks U دسته
tufts U دسته
skulked U دسته
troop U دسته
cluster bombs U دسته
horde U دسته
clumps U دسته
lugging U دسته
cluster bomb U دسته
droves U دسته
class U دسته
lugged U دسته
confraternity U دسته
bunched U دسته
skulking U دسته
groups U دسته دسته
scores U دسته دسته
bunching U دسته
platoons U دسته
clusters U دسته
platoon U دسته
bunches U دسته
lug U دسته
drove U دسته
handles U دسته
kindest U دسته
hosted U دسته
host U دسته
helve U دسته
group U دسته
handhold U دسته
ringleader U سر دسته
boodle U دسته
cliques U دسته
clique U دسته
cranking U دسته
hilt U دسته
genus U دسته
bodle U دسته
tussocks U دسته مو
hilts U دسته
gens U دسته
bevy U دسته
kind U دسته
hosts U دسته
hosting U دسته
cranks U دسته
gangs U دسته
lever U دسته
haft U دسته
fascicle or cule U دسته
fascicled U دسته دسته
rabble U دسته
bouquet U دسته گل
fasciculate U دسته دسته
gang U دسته
bouquets U دسته گل
levers U دسته
ears U دسته
ear U دسته
parcel U دسته
processions U دسته
bail arm U دسته
cranked U دسته
crank U دسته
handgrip U دسته
bracket U دسته
helms U دسته
fascicle U دسته
helm U دسته
brigades U دسته
parcels U دسته
nosegay U دسته گل
ringleaders U سر دسته
work team U دسته
corps U دسته
hordes U دسته
shook U دسته
pitman U دسته
ranges U دسته
setting up U دسته
batches U دسته
brigade U دسته
range U دسته
A bouquet (bunch)of flowers. U دسته گه
covey U دسته
ranged U دسته
passel U دسته
skein U دسته
procession U دسته
tussock U دسته مو
handle U دسته
congregations U دسته
clans U دسته
kinds U دسته
category U دسته
congregation U دسته
clan U دسته
groups U دسته
A bunch ( bouquet ) of flowers . U دسته گل
brass bands U دسته موزیکی که
piston rod U دسته پیستون
pit saw U اره دو سر و دو دسته
brass band U دسته موزیکی که
collective U دسته جمعی
bundle U دسته پول
juntas U دسته بندی
tussocks U دسته علف
persuasion U دار و دسته
portcrayon U دسته مدادنقاشی
sheaf U دسته گل یا گیاه
stack U دودکش دسته
tussocks U دسته انبوه
decury U دسته ده تنی
paratoops U دسته چتربازان
pickman U علف دسته کن
detail group U دسته ماموربیگاری
processionize U با دسته رفتن
processionist U عضو دسته
platoon sergeant U گروهبان دسته
cranks U دسته دارشدن
handlers U دسته گذار
handler U دسته گذار
plumose U دارای دسته پر
estate U دسته طبقه
tussock U دسته علف
cranks U دسته محور
classification U دسته بندی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com