English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
picaroon U دزدی کردن قلاشی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
burgle U شب دزدی کردن
burgled U شب دزدی کردن
burgles U شب دزدی کردن
burgling U شب دزدی کردن
heist U دزدی کردن
thieve U دزدی کردن
commit theft U دزدی کردن
heists U دزدی کردن
pirates U دزدی دریایی کردن
pilfered U دله دزدی کردن
pirates U دزدی ادبی کردن
pirating U دزدی دریایی کردن
pirating U دزدی ادبی کردن
kidnapped U ادم دزدی کردن
kidnaps U ادم دزدی کردن
kidnaps U بچه دزدی کردن
pilfering U دله دزدی کردن
kidnap U بچه دزدی کردن
kidnap U ادم دزدی کردن
kidnapped U بچه دزدی کردن
pilfer U دله دزدی کردن
pirated U دزدی ادبی کردن
pirate U دزدی دریایی کردن
snitching U دله دزدی کردن
snitches U دله دزدی کردن
snitched U دله دزدی کردن
snitch U دله دزدی کردن
pirate U دزدی ادبی کردن
pirated U دزدی دریایی کردن
pilfers U دله دزدی کردن
maraud U دله دزدی یاتلاش کردن
to break into something U از محفظه ای [با زور وارد شدن و] دزدی کردن
raider U دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
preyer U دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
brigand U دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
heister [American E] U دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
bandit U دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
robber U دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
theft and pilferage U دزدی و دله دزدی
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
thefts U دزدی
larceny U دزدی
theft U دزدی
brigandism U دزدی
spoliation U دزدی
burglary U دزدی
thieving U دزدی
burglaries U دزدی
nips U دزدی
nipped U دزدی
nip U دزدی
thievery U دزدی
lifting U دزدی
abstractions U دزدی
lifted U دزدی
filches U دزدی
robbery U دزدی
abstraction U دزدی
filched U دزدی
filch U دزدی
lift U دزدی
embezzlement U دزدی
lifts U دزدی
robberies U دزدی
freebooting U دزدی
filching U دزدی
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
thievish U خوگرفته به دزدی
cycle stealing U چرخه دزدی
plagiary U دزدی ادبی
crib U دله دزدی
crib U دزدی ادبی
cribbed U دله دزدی
theft, pilferage, non delivery U دله دزدی
cribbed U دزدی ادبی
steal U توپ دزدی
piracy U دزدی ادبی
thievishness U خوی دزدی
larcenous U مربوط به دزدی
pilferage U دله دزدی
steals U توپ دزدی
petit larceny U دله دزدی
abaction U گله دزدی
piracy U دزدی دریائی
heists U دزدی سرقت
plagiarism U دزدی ادبی
piracy U دزدی دریایی
kidnapping U ادم دزدی
cribbing U دله دزدی
pickery U دله دزدی
kidnapping U بچه دزدی
larceny petty U دزدی کوچک
cabbages U دله دزدی
aggravated theft U دزدی مشدد
cabbage U دله دزدی
Shanghai U ادم دزدی
kleptomania U جنون دزدی
intercepted U توپ دزدی
intercept U توپ دزدی
picking U دله دزدی
shop lifting U دزدی از مغازه ها
intercepting U توپ دزدی
intercepts U توپ دزدی
heist U دزدی سرقت
kleptomaniacs U علاقمند به دزدی
petty larceny U دله دزدی
stick up <idiom> U دزدی مسلحانه
kleptomaniac U علاقمند به دزدی
kleptomania U دزدی بیمارگون
cribs U دزدی ادبی
cribs U دله دزدی
cribbing U دزدی ادبی
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
piracy U دزدی هنری یاادبی
kleptomania U میل و اشتیاق به دزدی
peculate U حیف ومیل دزدی
hit U طعمه دزدی ماهی
swagman U خریدار مال دزدی
hitting U طعمه دزدی ماهی
software piracy U دزدی نرم افزار
hits U طعمه دزدی ماهی
to inform on [against] somebody U کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
serves U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrating U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
buck up U پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
calk U بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
served U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serve U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrate U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
they accused him of the ft U اورابه دزدی متهم ساختند
robbery U دزدی مقرون به ازار یا تهدید
kleptolagnia U تحریک جنسی توام با دزدی
kleptamaniac U کسی که جنون دزدی دارد
tpnd U دله دزدی وعدم تحویل
cat burglar <idiom> U دزدی که از دیوار بالا میرود
robberies U دزدی مقرون به ازار یا تهدید
soft-pedaling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
hijacks U دزدی هواپیماوسایر وسائط نقلیه ومسافران ان
high jack U دزدی هواپیما وسایروسائط نقلیه ومسافران ان
hijacked U دزدی هواپیماوسایر وسائط نقلیه ومسافران ان
It is wrong to steal . U دزدیدن (دزدی )کار غلطی است
hijack U دزدی هواپیماوسایر وسائط نقلیه ومسافران ان
I had my car broken into last week. U هفته پیش از ماشینم دزدی کردند.
stolen goods U مال دزدی کالای دزدیده شده
point U اشاره کردن دلالت کردن متوجه کردن نکته
married under a contract unlimited perio U زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
exploit U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
cross U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
crosser U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
corrects U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
sterilises U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
crosses U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
crossest U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
check U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
sterilize U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
exploiting U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
checks U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
correcting U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
woo U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
wooed U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
correct U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
exploits U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
sterilizing U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
support U حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
sterilizes U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilized U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com