English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 229 (45 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
graduate U درجه بندی کردن
graduates U درجه بندی کردن
graduating U درجه بندی کردن
rate U درجه بندی کردن
rates U درجه بندی کردن
grade U درجه بندی کردن
grades U درجه بندی کردن
echelonment U درجه بندی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
dial U تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialed U تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialled U تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dials U تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
rating U طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings U طبقه بندی کردن درجه بندی
grade U درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade U نوع درجه بندی کردن
grades U درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grades U نوع درجه بندی کردن
rank U درجه دادن دسته بندی کردن
ranked U درجه دادن دسته بندی کردن
ranks U درجه دادن دسته بندی کردن
segregation U جدا کردن درجه بندی کردن
downgrade U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
gaduate U درجه بندی کردن تغلیظ کردن
gradate U درجه بندی کردن مخلوط کردن
grader U ماشینی که برای درجه بندی کردن مواد و محصول بکارمیرودو بانها شیب منظم میدهد
Other Matches
evaluation rating U درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
carpet classification U طبقه بندی [درجه بندی] فرش
regrade U تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
rating U درجه بندی
calibrate U درجه بندی
calibrated U درجه بندی
calibrates U درجه بندی
calibrating U درجه بندی
scale U درجه بندی
grade U درجه بندی
gradations U درجه بندی
grades U درجه بندی
gradation U درجه بندی
scaling U درجه بندی
grading U درجه بندی
graduation U درجه بندی
ratings U درجه بندی
calibration U درجه بندی
merit rating U درجه بندی شایستگی
peer rating U درجه بندی همسالان
graduation line U خط درجه بندی شده
grade U درجه بندی رتبه
grades U درجه بندی رتبه
scscalable U قابل درجه بندی
intergradation U درجه بندی داخلی
performance rating U درجه بندی عملکرد
rating schedule U مقیاس درجه بندی
calibration error U خطای درجه بندی
calibration curve U منحنی درجه بندی
calibration constant U ثابت درجه بندی
ratee U درجه بندی شونده
rater U درجه بندی کننده
linear scale U درجه بندی خطی
credit rating U درجه بندی اعتبار
rating scale U مقیاس درجه بندی
logarithmic scale U درجه بندی لگاریتمی
suppliers rating U درجه بندی نمودن فروشنده ها
tricking U درجه بندی عدسی دوربین
unscourced wool U پشم درجه بندی نشده
tricked U درجه بندی عدسی دوربین
trick U درجه بندی عدسی دوربین
forced distribution rating U درجه بندی با توزیع معین
graphic rating scale U مقیاس درجه بندی نگارهای
maximum scale value U مقدار درجه بندی حداکثر
dan gup jeado U سیستم درجه بندی تکواندو
direct reading dial U درجه بندی برای قرائت مستقیم
dial collar U طوقه یا حلقه درجه بندی شده
graduate collar U حلقه یا طوقه درجه بندی شده
degree of difficulty U درجه بندی حرکات مشکل شیرجه
grand division U مقیاس درجه بندی بزرگ طبلک
color value U درجه بندی رنگ ها بر حسب تیره و روشن بودن
vernier U درجه یا تقسیم بندی فرعی تقسیم بدرجات جزء
grades U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
laggin U اب بندی کردن اب بندی ناوها
compass rose U دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
gift wrap U بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
beam attack U تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
declassification U از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
shoulder patch U درجه روی بازوی درجه داران
elevation indicator U صفحه مدرج درجه طبلک درجه
sighting bar U ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
third class U درجه سوم بلیط درجه 3
third-class U درجه سوم بلیط درجه 3
superelevation U درجه ارتفاع درجه بلندی
peg U کوشش کردن درجه
pegs U کوشش کردن درجه
sighting leaf U ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
peered U هم درجه کردن بدرجه اشرافی
peer U هم درجه کردن بدرجه اشرافی
void U از درجه اعتبار ساقط کردن
conferred a degree U درجه دانشگاهی اعطا کردن
miter U گوشه 09 درجه را نصف کردن
peering U هم درجه کردن بدرجه اشرافی
time U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
timed U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
times U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
set U بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
setting up U بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
sets U بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
revamped U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
rig U نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigged U نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigs U نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
revamping U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
degrade U کم کردن درجه خفیف کردن
degrades U کم کردن درجه خفیف کردن
To do something slapdash. U کاری را سرهم بندی کردن ( سمبل کردن )
bollix U سرهم بندی کردن قاطی پاتی کردن
bumbles U اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
bumbled U اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
bumble U اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
overpacking U دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
zeroes U قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
zero U قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
zeros U قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
classification U طبقه بندی کردن طبقه بندی
classifications U طبقه بندی کردن طبقه بندی
word warp U فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
seals U اب بندی کردن
batten down U اب بندی کردن
underpin U پی بندی کردن
underpins U پی بندی کردن
lacevi U بندی کردن
caulk U اب بندی کردن
to make a muddle of U سر هم بندی کردن
underpinned U پی بندی کردن
to take a snack U ته بندی کردن
to make a mess of U سر هم بندی کردن
seal U اب بندی کردن
to nails up U سر هم بندی کردن
to mull a mull of U سر هم بندی کردن
sealing U اب بندی کردن
to pin up U بی بندی کردن
partitions U جدا کردن جزء بندی کردن
type U ماشین کردن طبقه بندی کردن
grades U طبقه بندی کردن کلاسه کردن
to put on U شرط بندی کردن تحمیل کردن
break down U تجزیه کردن طبقه بندی کردن
resorted U جدا کردن طبقه بندی کردن
resorts U جدا کردن طبقه بندی کردن
grade U طبقه بندی کردن کلاسه کردن
sorted U دسته کردن طبقه بندی کردن
sorts U دسته کردن طبقه بندی کردن
resort U جدا کردن طبقه بندی کردن
typed U ماشین کردن طبقه بندی کردن
portions U تسهیم کردن سهم بندی کردن
portion U تسهیم کردن سهم بندی کردن
vamp U وصله کردن سرهم بندی کردن
sort U دسته کردن طبقه بندی کردن
types U ماشین کردن طبقه بندی کردن
partition U جدا کردن جزء بندی کردن
compartmentalizing U بخش بندی کردن
compartmentalize U فصل بندی کردن
slub U سرهم بندی کردن
compartmentalizes U فصل بندی کردن
ranked U رتبه بندی کردن
stripping U بسته بندی کردن
compartmentalize U بخش بندی کردن
compartmentalized U فصل بندی کردن
compartmentalizing U فصل بندی کردن
compartmentalizes U بخش بندی کردن
compartmentalized U بخش بندی کردن
subsuming U رده بندی کردن
subsumes U رده بندی کردن
prioritized U اولویت بندی کردن
prioritizes U اولویت بندی کردن
prioritizing U اولویت بندی کردن
bungling U سرهم بندی کردن
bungles U سرهم بندی کردن
bungled U سرهم بندی کردن
bungle U سرهم بندی کردن
impone U شرط بندی کردن
impost U تعرفه بندی کردن
layer U طبقه بندی کردن
pack U بسته بندی کردن
prioritize U اولویت بندی کردن
prioritising U اولویت بندی کردن
prioritises U اولویت بندی کردن
rank U رتبه بندی کردن
subsumed U رده بندی کردن
subsume U رده بندی کردن
packet U بسته بندی کردن
packets U بسته بندی کردن
layers U طبقه بندی کردن
groups U دسته بندی کردن
group U دسته بندی کردن
pigeonhole U طبقه بندی کردن
groupage U دسته بندی کردن
prioritised U اولویت بندی کردن
packs U بسته بندی کردن
classify U طبقه بندی کردن
resort U دسته بندی کردن
resorted U دسته بندی کردن
resorts U دسته بندی کردن
grade U دسته بندی کردن
graduating U تقسیم بندی کردن
echelonment U رده بندی کردن
graduating U طبقه بندی کردن
to erect into U دسته بندی کردن به
to lay out U خیابان بندی کردن
classifying U رده بندی کردن
classifying U دسته بندی کردن
classifying U طبقه بندی کردن
graduates U تقسیم بندی کردن
to knock together U سرهم بندی کردن
scheduled U زمان بندی کردن
schedule U زمان بندی کردن
compartmentation U تقسیم بندی کردن
aggroup U طبقه بندی کردن
rally U دسته بندی کردن
sort U دسته بندی کردن
to provide against U پیش بندی کردن
break down U تقسیم بندی کردن
schedules U زمان بندی کردن
flimflam U سرهم بندی کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com