Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
truncation error
U
خطای کوتاه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
faults
U
خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
fault
U
خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
faulted
U
خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
charging
U
خطای مهاجم خطای ناشی از یورش به حریف
horizontal error
U
خطای بر دو سمت خطای افقی
errors
U
خطای اپراتور خطای سخت افزار یا نرم افزاری . خطایی در برنامه که باعث جلوگیری از کارکردن درست برنامه یا سیستم میشود
error
U
خطای اپراتور خطای سخت افزار یا نرم افزاری . خطایی در برنامه که باعث جلوگیری از کارکردن درست برنامه یا سیستم میشود
round off error
U
خطای گرد کردن
rounding error
U
خطای گرد کردن
roud off error
U
خطای گرد کردن
short lunge
U
نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
blasts
U
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
blast
U
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
magnetic deviation
U
میزان خطای قرائت عقربه مغناطیسی خطای عقربه
kneeing
U
خطای سد کردن راه حریف بازانو
approximation
U
خطای ناشی از گرد کردن یک عدد حقیقی
approximations
U
خطای ناشی از گرد کردن یک عدد حقیقی
coldest
U
خطای کامپیوتری که در لحظه روشن کردن کامپیوتر رخ میدهد
colder
U
خطای کامپیوتری که در لحظه روشن کردن کامپیوتر رخ میدهد
colds
U
خطای کامپیوتری که در لحظه روشن کردن کامپیوتر رخ میدهد
cold
U
خطای کامپیوتری که در لحظه روشن کردن کامپیوتر رخ میدهد
quick count
U
کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
abbreviate
U
کوتاه کردن
detruncate
U
کوتاه کردن
formulating
U
کوتاه کردن
shorten
U
کوتاه تر کردن
shorten
U
کوتاه کردن
formulates
U
کوتاه کردن
curtail
U
کوتاه کردن
abbreviates
U
کوتاه کردن
shear
U
کوتاه کردن
shortening in
U
کوتاه کردن
to cut short
U
کوتاه کردن
abridge
U
کوتاه کردن
shortens
U
کوتاه تر کردن
cut off
U
کوتاه کردن
shortens
U
کوتاه کردن
abbreviating
U
کوتاه کردن
shortened
U
کوتاه تر کردن
shortened
U
کوتاه کردن
correption
U
کوتاه کردن
formulated
U
کوتاه کردن
curtailed
U
کوتاه کردن
short
U
کوتاه کردن
shorter
U
کوتاه کردن
shortest
U
کوتاه کردن
reef
U
کوتاه کردن
reefs
U
کوتاه کردن
clipping
U
کوتاه کردن
truncated
U
کوتاه کردن
formulate
U
کوتاه کردن
curtailing
U
کوتاه کردن
truncates
U
کوتاه کردن
curtails
U
کوتاه کردن
stags
U
کوتاه کردن
razee
U
کوتاه کردن
stag
U
کوتاه کردن
to look in
U
کوتاه کردن
truncate
U
کوتاه کردن
truncating
U
کوتاه کردن
crashes
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashingly
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashed
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crash
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
shorten in cable
U
کوتاه کردن زنجیر
chain shortening
U
کوتاه کردن زنجیری
to make a long story short
<idiom>
قصه را کوتاه کردن
shipshank
U
کوتاه کردن طولی
dock
U
بریدن کوتاه کردن
poodles
U
پشم کوتاه کردن
heave short
U
کوتاه کردن زنجیر
docked
U
بریدن کوتاه کردن
poodle
U
پشم کوتاه کردن
foreshortens
U
کوتاه نمودار کردن
foreshortened
U
کوتاه نمودار کردن
docks
U
بریدن کوتاه کردن
foreshorten
U
کوتاه نمودار کردن
clipping
U
عمل کوتاه کردن
syncopate
U
از میان کوتاه کردن
to rub through or along
U
سخت کوتاه کردن
shorthorn
U
جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
pantywaist
U
شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
clips
U
پشم چینی کوتاه کردن
brief
U
کوتاه کردن اگاهی دادن
briefer
U
کوتاه کردن اگاهی دادن
briefed
U
کوتاه کردن اگاهی دادن
clip
U
پشم چینی کوتاه کردن
clipped
U
پشم چینی کوتاه کردن
for brevity's sake
U
از بهر کوتاه کردن مطلب
to bob one's head
U
کوتاه کردن موی سر کسی
briefest
U
کوتاه کردن اگاهی دادن
clippings
U
پشم چینی کوتاه کردن
To deprive someone of access.
U
دست کسی را کوتاه کردن
writes
U
خطای گزارش شده هنگام تلاش برای ذخیره کردن داده روی رسانه مغناطیسی
write
U
خطای گزارش شده هنگام تلاش برای ذخیره کردن داده روی رسانه مغناطیسی
truncation
U
خطا ناشی از کوتاه کردن عدد
final shaving
U
پرداخت
[کوتاه کردن نهایی پرزها]
short ball
U
شوت کردن کوتاه توپ
[فوتبال]
preventive
U
بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
preventative
U
بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
zeroes
U
کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
zeros
U
کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
vocoder
U
وسیله کوتاه کردن عرض باندفرکانس رادیویی
zero
U
کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
To speak in a low voice.
U
آهسته صحبت کردن ( با صدای کوتاه ،یواش )
by pass
U
بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
change of leg
U
وادار کردن اسب به تغییر پادر چهارنعل کوتاه
short quard
U
سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
chop
U
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
shave down
U
کوتاه کردن موی سر پیش ازمسابقه شنا جهت کاستن مقاومت در مقابل اب
chopped
U
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
hurdle step
U
جهش کوتاه روی یک پا پیش از شیرجه جهش کوتاه پیش از پریدن از روی خرک
sag
U
یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sagged
U
یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sags
U
یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
cumulative error
U
خطای کل
foot fault
U
خطای پا
balking
U
خطای توپزن
balked
U
خطای توپزن
illusions
U
خطای حسی
balk
U
خطای توپزن
backcourt violation
U
خطای 01 ثانیه
observation error
U
خطای مشاهده
illusion
U
خطای حسی
memory illusion
U
خطای یاد
money illusion
U
خطای پولی
torts
U
خطای مدنی
breached
U
خطای رد یک توافق
measuring error
U
خطای سنجش
baulking
U
خطای توپزن
matching error
U
خطای تطبیقی
tort
U
خطای مدنی
baulked
U
خطای توپزن
malfeasance
U
خطای اداری
balks
U
خطای توپزن
offensive foul
U
خطای حمله
personal error
U
خطای شخصی
permanent error
U
خطای دائمی
apparent error
U
خطای فاهری
absolute error
U
خطای مطلق
parity error
U
خطای مقایسه
relative error
U
خطای نسبی
standard error
U
خطای پایه
accumulated error
U
خطای انباشته
accidental error
U
خطای تصادفی
residual error
U
خطای مانده
accidental error
U
خطای اتفاقی
charges
U
خطای حمله
anticipatory error
U
خطای انتظاری
recording error
U
خطای ضبط
probable error
U
خطای احتمالی
parallax distortion
U
خطای توازی
random error
U
خطای تصادفی
optical illusions
U
خطای باصره
average error
U
خطای میانگین
optical illusion
U
خطای باصره
mean error
U
خطای میانگین
breaches
U
خطای رد یک توافق
permanent error
U
خطای ماندنی
charge
U
خطای حمله
probable error
U
خطای ممکن
parallax distortion
U
خطای پارالکس
random error
U
خطای بختایی
backcourt foul
U
خطای شخصی
continuous error
U
خطای پیوسته
tolerance
U
خطای مجاز
tolerances
U
خطای مجاز
transmission error
U
خطای مخابره
transit error
U
خطای عبور
technical foul
U
خطای فنی
team foul
U
خطای مهم
tolerance limit
U
خطای مجاز
frequency error
U
خطای فرکانس
fractional error
U
خطای نسبی
soft error
U
خطای ملموس
space error
U
خطای فضایی
hacking
U
خطای بدنی
temporary error
U
خطای موقتی
terminal error
U
خطای پایانی
continuous error
U
خطای متوالی
he did me a great wrong
U
خطای بزرگی .....
time error
U
خطای زمانی
twentyfour second violation
U
خطای 42 ثانیه
hard error
U
خطای ملموس
ti
U
خطای فنی
hand out
U
خطای سرویس
truncation error
U
خطای برش
truncation error
U
خطای برشی
side out
U
خطای سرویس
cumulative error
U
خطای جمعی
traveling
U
خطای رانینگ
spherical aberration
U
خطای کروی
miscalculations
U
خطای محاسباتی
miscalculation
U
خطای محاسباتی
hallucination
U
خطای حس اغفال
systematic error
U
خطای منظم
hallucinations
U
خطای حس اغفال
syntax error
U
خطای نحوی
dynamic error
U
خطای پویا
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com