English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
reconvey U بمحل اولیه باز گرداندن دوباره جمل کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
reopen U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revives U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate U دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship U دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regains U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
strain harden U سخت گرداندن تغییر بعدی سخت گرداندن کشی
redintegrate U دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
inflect U منحنی کردن گرداندن
inflected U منحنی کردن گرداندن
inflecting U منحنی کردن گرداندن
inflects U منحنی کردن گرداندن
intersectional U وابسته بمحل تقاطع
lynches U درکوچه وبازار گرداندن ومجازات کردن
lynch U درکوچه وبازار گرداندن ومجازات کردن
lynched U درکوچه وبازار گرداندن ومجازات کردن
lock out U درتنگنا قراردادن یا بمحل کار راه ندادن
picketed U اعتصاب وجلوگیری از ورود سایرین بمحل کار
picket U اعتصاب وجلوگیری از ورود سایرین بمحل کار
pickets U اعتصاب وجلوگیری از ورود سایرین بمحل کار
Ideal City U [شهر موجود در نمونه اولیه و نقشه اولیه]
basic communication U گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
assembly line U دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
assembly lines U دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
basic data U دادههای اولیه عناصر اولیه
unregenerated U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerate U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
restoration U احیا و مرمت فرش [برای بازگرداندن فرش به حالت اولیه آن باید علاوه بر استفاده از مواد اولیه، از تجربه کافی نیز برخوردار بود.]
set up U مشخص کردن یا مقدار دهی اولیه کردن یا شروع یک برنامه کاربردی یاسیستم
basic issue list U اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
debouch U از محل محصوری بمحل غیر محصوری امدن
rehabilitate U دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitating U دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitated U دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitates U دارای امتیازات اولیه کردن
tempering (metallurgy) U بازپخت [سخت گردانی] [دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن] [فلز کاری]
revamping U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
dogmatic marxism U مارکسیسم دگماتیک اصطلاح ابداعی لنین برای مارکسیسم اولیه و نیزبیان طرز فکر کسانی که معتقد به رعایت بی کم وکاست اصول اولیه ابراز شده به وسیله مارکس بدون جرح و تعدیل و تصحیح بودند
wake up U تنظیم کردن یا شروع یا مقدار اولیه دادن
relay U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking U دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
replenish U دوباره پر کردن
refill U دوباره پر کردن
double-check <idiom> U دوباره چک کردن
refills U دوباره پر کردن
replenishing U دوباره پر کردن
refilling U دوباره پر کردن
replenishes U دوباره پر کردن
refilled U دوباره پر کردن
replenished U دوباره پر کردن
refreshed U دوباره پر کردن
refreshes U دوباره پر کردن
refresh U دوباره پر کردن
loop U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
integrating U یکی کردن تابعه اولیه چیزی را گرفتن اختلاط
integrate U یکی کردن تابعه اولیه چیزی را گرفتن اختلاط
burn off U خسته کردن رقیب باگرفتن سرعت اولیه دوچرخه
integrates U یکی کردن تابعه اولیه چیزی را گرفتن اختلاط
retake U دوباره تسخیر کردن
reconditioned U دوباره درست کردن
reconditions U دوباره درست کردن
reopen U دوباره باز کردن
resurface U دوباره روکاری کردن
recondition U دوباره درست کردن
resurfaces U دوباره روکاری کردن
resurfaced U دوباره روکاری کردن
retaken U دوباره تسخیر کردن
revising U دوباره چاپ کردن
reopening U دوباره باز کردن
revises U دوباره چاپ کردن
rewiring U دوباره سیمکشی کردن
revise U دوباره چاپ کردن
rewires U دوباره سیمکشی کردن
rewired U دوباره سیمکشی کردن
remarry U دوباره عروسی کردن
remarries U دوباره عروسی کردن
remarried U دوباره عروسی کردن
rewire U دوباره سیمکشی کردن
retaking U دوباره تسخیر کردن
oversrike U دوباره چاپ کردن
reopens U دوباره باز کردن
retakes U دوباره تسخیر کردن
reopened U دوباره باز کردن
republish U دوباره منتشر کردن
retry U دوباره ازمایش کردن
redirecting U دوباره راهنمایی کردن
redirected U دوباره راهنمایی کردن
redirect U دوباره راهنمایی کردن
reexamine U دوباره امتحان کردن
reuse U دوباره استفاده کردن
revalidate U دوباره پادار کردن
retranslate U دوباره ترجمه کردن
reengage U دوباره استخدام کردن
reemploy U دوباره استخدام کردن
retransmit U دوباره مخابره کردن
reforge U دوباره جعل کردن
reactivate U دوباره فعال کردن
reactivated U دوباره فعال کردن
redirects U دوباره راهنمایی کردن
retry U دوباره محاکمه کردن
rejuveoize U دوباره جوان کردن
reorder U دوباره مرتب کردن
reoccupy U دوباره اغاز کردن
redefine U دوباره تعریف کردن
redefined U دوباره تعریف کردن
redefines U دوباره تعریف کردن
redefining U دوباره تعریف کردن
renegotiate U دوباره مذاکره کردن
remonetize U دوباره رایج کردن
reinterpret U دوباره تفسیر کردن
resorb U دوباره جذب کردن
reinsure U دوباره بیمه کردن
reinstall U دوباره برقرار کردن
reimport U دوباره وارد کردن
restart U روشن کردن دوباره
reactivates U دوباره فعال کردن
reactivating U دوباره فعال کردن
redeliver U دوباره مستخلص کردن
revisiting U دوباره ملاقات کردن
revisited U دوباره ملاقات کردن
revisit U دوباره ملاقات کردن
re establish U دوباره برپا کردن
reorganizing U دوباره متشکل کردن
republish U دوباره چاپ کردن
reorganizes U دوباره متشکل کردن
reorganize U دوباره متشکل کردن
reorganising U دوباره متشکل کردن
reorganises U دوباره متشکل کردن
reorganised U دوباره متشکل کردن
regains U دوباره تصرف کردن
regaining U دوباره تصرف کردن
regained U دوباره تصرف کردن
re establish U دوباره تاسیس کردن
revisits U دوباره ملاقات کردن
re export U دوباره صادر کردن
recompose U دوباره انشاء کردن
recommit U دوباره زندان کردن
retrocede U دوباره واگذار کردن
recalculate U دوباره حساب کردن
rebind U دوباره صحافی کردن
reasure U دوباره بیمه کردن
rewake U دوباره بیدار کردن
reassociate U دوباره معاشرت کردن
reassociate U دوباره متحد کردن
regarding U دوباره تسطیح کردن
re strain U دوباره صاف کردن
re sort U دوباره جور کردن
re paving U دوباره فرش کردن
re form U دوباره درست کردن
regain U دوباره تصرف کردن
reproduce U دوباره چاپ کردن
rephrases U دوباره عبارتبندی کردن
re-examine U دوباره بازپرسی کردن
rephrased U دوباره عبارتبندی کردن
reproduces U دوباره چاپ کردن
rephrase U دوباره عبارتبندی کردن
reliving U دوباره تجربه کردن
rejuvenate U دوباره جوان کردن
rejuvenated U دوباره جوان کردن
relives U دوباره تجربه کردن
rejuvenates U دوباره جوان کردن
rejuvenating U دوباره جوان کردن
relived U دوباره تجربه کردن
rephrasing U دوباره عبارتبندی کردن
reschedule U دوباره برنامهریزی کردن
reschedules U دوباره برنامهریزی کردن
reappraise U دوباره ارزیابی کردن
reappraised U دوباره ارزیابی کردن
rebuild U دوباره ساختمان کردن
rebuilds U دوباره ساختمان کردن
reappraises U دوباره ارزیابی کردن
recollect U دوباره جمع کردن
recollected U دوباره جمع کردن
recollecting U دوباره جمع کردن
recollects U دوباره جمع کردن
reproduced U دوباره چاپ کردن
cold start U دوباره روشن کردن
rescheduled U دوباره برنامهریزی کردن
reappraising U دوباره ارزیابی کردن
relive U دوباره تجربه کردن
redistributing U دوباره پخش کردن
redistributes U دوباره پخش کردن
redeveloped U دوباره پیشرفته کردن
re-examined U دوباره بازپرسی کردن
re examine U دوباره بازپرسی کردن
redeveloping U دوباره پیشرفته کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com