Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
barrel
U
با سرعت زیادحرکت کردن
barrels
U
با سرعت زیادحرکت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
speed ring
U
طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
combined speed indicator
U
عقربه نشان دهنده سرعت علمی و عملی سرعت نمای مرکب
inflow ratio
U
نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
burning rate
U
سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
indicated airspeed
U
سرعت تعیین شده بوسیله سرعت نمای هواپیما
drags
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drag
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
dragged
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
machine number
U
عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
tachometer
U
اندازه گیر سرعت چرخش سرعت سنج
rate of flame propagation
U
سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
true air speed
U
سرعت حقیقی هواپیما یا سرعت تنظیم شده ان
variable ratio
U
گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
muzzle velocity
U
سرعت دهانهای سرعت اولیه گلوله
rate of pouring
U
سرعت سیلان سرعت جاری شدن
inputted
U
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
input
U
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
support
U
CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
chocked nozzle
U
خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
subsonic
U
با سرعت کمتر از سرعت صوت
accelerated
U
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerate
U
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerating
U
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerates
U
سرعت دادن سرعت گرفتن
spanked
U
با سرعت حرکت کردن
spank
U
با سرعت حرکت کردن
rates
U
سرعت ارزیابی کردن
spanks
U
با سرعت حرکت کردن
rate
U
سرعت ارزیابی کردن
mach hold
U
بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
dragger
U
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
checked
U
کم یا متوقف کردن سرعت بدن
check
U
کم یا متوقف کردن سرعت بدن
to bolt
U
با سرعت زیاد حرکت کردن
checks
U
کم یا متوقف کردن سرعت بدن
zero wait state
U
که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
fleet
U
هدف متحرک با سرعت حرکت کردن
fleets
U
هدف متحرک با سرعت حرکت کردن
crossover
U
متقاطع کردن برای ازدیادفشار و سرعت
air plot wind velocity
U
سرعت باد در مسیر هواپیما سرعت باد محاسبه شده
cut off velocity
U
سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
transonic
U
سرعت سیال بین مافوق صوت و زیر سرعت صوت
snaps
U
شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
multitasking
U
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
multi tasking
U
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
snap
U
شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
snapped
U
شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
snapping
U
شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
fastest
U
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasted
U
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasts
U
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast
U
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
burn off
U
خسته کردن رقیب باگرفتن سرعت اولیه دوچرخه
floats
U
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
stall out
U
کند کردن سرعت تخته موج تاموج بگذرد
float
U
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
floated
U
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
airspeeds
U
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
airspeed
U
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
declared speed
U
سرعت اعلام شده به ناوگان سرعت استاندارد ناوگان
kill off
U
سرعت گرفتن غیرعادی درمسابقه دو استقامت برای خسته کردن حریفان
supersonic
U
هواپیمای مافوق سرعت صوت با سرعت مافوق سرعت صوت
hot dog skiing
U
اسکی کردن با سرعت در میان پستی و بلندی یا بوس و تابع تکنیک خاصی هم نیست
command speed
U
سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
ground speed
U
سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
aircraft block speed
U
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
sustained rate
U
سرعت حرکت مداوم سرعت تکرار مداوم
dragstrip
U
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway
U
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
cruised
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
isotach
U
خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
fastest
U
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fast
U
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
calibrated air speed
U
سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
fasts
U
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasted
U
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
tree
U
روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
decelerate
U
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerated
U
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerates
U
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerating
U
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
high speed
U
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
backbone
U
مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
backbones
U
مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
communication
U
بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
speedy
U
سرعت
low velocity
U
کم سرعت
velocities
U
سرعت
swiftness
U
سرعت
liner velocity
U
سرعت
swiftly
U
به سرعت
low velocity
U
با سرعت کم
directly
U
به سرعت
tilt
U
سرعت
expeditiousness
U
سرعت
celerity
U
سرعت
fastnesses
U
سرعت
fastness
U
سرعت
terminal velocity
U
سرعت حد
tilted
U
سرعت
velocity
U
سرعت
tilts
U
سرعت
seepage velocity
U
سرعت زه اب
rapidity
U
سرعت
speeding
U
سرعت
fleety
U
به سرعت
accelerates
U
بر سرعت
accelerated
U
بر سرعت
accelerate
U
بر سرعت
paces
U
سرعت
accelerating
U
بر سرعت
acceleration
U
سرعت
pace
U
سرعت
rate
U
سرعت
paced
U
سرعت
speeds
U
سرعت
rates
U
سرعت
speed
U
سرعت
haste
U
سرعت
promptitude
U
سرعت
line speed
U
سرعت خط
speediness
U
سرعت
attack speed
U
سرعت تک
souic do
U
سرعت
apparent velocity
U
سرعت فاهری
rates
U
سرعت حرکت
surface speed
U
سرعت محیطی
motor speed
U
سرعت موتور
speed stability
U
پایداری سرعت
permissible velocity
U
سرعت مجاز
speed tests
U
ازمونهای سرعت
peculiar velocity
U
سرعت خاص
escape velocity
U
سرعت گریز
rates
U
سرعت کار
pen speed
U
سرعت قلم
escape velocity
U
سرعت فرار
speedometer multiplier
U
سرعت سنج
perceptual speed
U
سرعت ادراک
peripheral speed
U
سرعت محیطی
speedboating
U
قایقرانی سرعت
peak speed
U
حداکثر سرعت
phase speed
U
سرعت فاز
endurance time
U
سرعت مداوم
acceleration lane
U
خط سرعت گیری
expedite
U
سرعت بخشیدن
maximum speed
U
حداکثر سرعت
absolute velocity
U
سرعت مطلق
expedited
U
سرعت بخشیدن
fleetness
U
سرعت سیر
expedites
U
سرعت بخشیدن
to bolt
U
با سرعت دویدن
speed
U
سرعت حرکت
deep freeze
U
به سرعت منجمدکردن
speed
U
اندازه سرعت
flux
U
سرعت جریان
engin speed
U
سرعت موتور
flat out
U
حداکثر سرعت
flank speed
U
حداکثر سرعت
average speed
U
سرعت متوسط
phase velocity
U
سرعت فاز
speeding
U
سرعت حرکت
accelerometer
U
سرعت سنج
muzzle velocity
U
سرعت دهانه
mean velocity
U
سرعت متوسط
speeds
U
سرعت حرکت
flying speed
U
سرعت پرواز
no load speed
U
سرعت بی باری
phase velocity
U
سرعت موج
mean speed
U
سرعت متوسط
moderate speed
U
سرعت متعادل
wave celerity
U
سرعت موج
speed control
U
کنترل سرعت
speed characteristics
U
مشخصه سرعت
wave speed
U
سرعت موج
speed adjustment
U
تنظیم سرعت
wave velocity
U
سرعت موج
back-pedalled
U
به سرعت پسرفتن
back-pedal
U
به سرعت پسرفتن
back-pedalling
U
به سرعت پسرفتن
back-pedals
U
به سرعت پسرفتن
speed controls
U
نافم سرعت
speed of advance
U
سرعت پیشروی
moderate speed
U
سرعت متوسط
speeding
U
اندازه سرعت
scooting
U
سرعت داشتن
scooted
U
سرعت داشتن
speed indicator
U
سرعت نما
scoot
U
سرعت داشتن
orbital velocity
U
سرعت مداری
base speed
U
سرعت مبنا
operating speed
U
سرعت عملیاتی
speeds
U
اندازه سرعت
airspeed indicator
U
سرعت نما
friction velocity
U
سرعت اصطکاکی
on load speed
U
سرعت بار
wind speed
U
سرعت باد
final velocity
U
سرعت نهایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com