English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
overhaul U اوراق کردن کامل
overhauled U اوراق کردن کامل
overhauling U اوراق کردن کامل
overhauls U اوراق کردن کامل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
overhauls U اوراق کردن
cannibalization U اوراق کردن
overhauling U اوراق کردن
overhaul U اوراق کردن
disassemble U اوراق کردن
overhauled U اوراق کردن
perpetual bonds U اوراق قرضه بدون مدت اوراق قرضه دائمی
scrapped U نزاع اوراق کردن
scrapped U خرده اوراق کردن
scrapping U نزاع اوراق کردن
salvaged U اوراق کردن وسایل
scrapping U خرده اوراق کردن
scrap U نزاع اوراق کردن
scrap U خرده اوراق کردن
scraps U نزاع اوراق کردن
salvages U اوراق کردن وسایل
salvage U اوراق کردن وسایل
scraps U خرده اوراق کردن
salvaging U اوراق کردن وسایل
cannibalising U محل اوراق کردن وسایل
cannibalised U محل اوراق کردن وسایل
cannibalizes U محل اوراق کردن وسایل
cannibalizing U محل اوراق کردن وسایل
cannibalized U محل اوراق کردن وسایل
cannibalises U محل اوراق کردن وسایل
cannibalize U محل اوراق کردن وسایل
To take something to pieces. U دل وروده چیزی را در آوردن ( اوراق کردن )
full mobilization U تحرک کامل بحرکت دراوردن کامل
completed case U جعبه کامل خشاب کامل
full scale U باندازه کامل بمقیاس کامل
full annealing U بازپخت کامل تاباندن کامل
matures U کامل کردن
complemented U کامل کردن
roundest U کامل کردن
complementing U کامل کردن
finish U کامل کردن
mature U کامل کردن
complement U کامل کردن
round U کامل کردن
totalize U کامل کردن
complements U کامل کردن
finishes U کامل کردن
to rest up U استراحت کامل کردن
to pay home U تلافی کامل کردن
use up <idiom> U استفاده کامل کردن
rest up U استراحت کامل کردن
check up U رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
completed U کامل کردن انجام دادن
bleached U سفید کردن شستن کامل
overmaster U مهارت کامل پیدا کردن در
complete U کامل کردن انجام دادن
salvaging U پیاده کردن کامل قطعات
salvage U پیاده کردن کامل قطعات
bleach U سفید کردن شستن کامل
completing U کامل کردن انجام دادن
salvaged U پیاده کردن کامل قطعات
salvages U پیاده کردن کامل قطعات
completes U کامل کردن انجام دادن
bleaches U سفید کردن شستن کامل
to post up U مطلع کردن کامل دادن به
to be all eyes U موافبت کامل کردن سرتاپاچشم شدن
optimization U کار کردن چیزی با کارایی کامل
souse U بطور کامل پوشاندن حمله کردن
pay off U با دادن مزد کامل اخراج کردن
hitching U کامل کردن پاس به دریافت کننده
to play one's card well U از فرصت خود استفاده کامل کردن
hitched U کامل کردن پاس به دریافت کننده
hitch U کامل کردن پاس به دریافت کننده
to browse U ویرایش کامل کردن [علوم کامپیوتر]
hitches U کامل کردن پاس به دریافت کننده
overhauling U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhaul U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauled U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauls U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
To perfect oneself in a foreign language . U معلومات خودرا در یک زبان خارجی کامل کردن
cancelling U متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
cancels U متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
model U آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
cancel U متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
modeled U آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
models U آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
modelled U آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
to make the most of U به بهترین طرزی بکار بردن استفاده کامل کردن از
integrate U کامل کردن درست کردن
integrating U کامل کردن درست کردن
integrates U کامل کردن درست کردن
imago U حشره کامل و بالغ اخرین مرحله دگردیسی حشره که بصورت کامل و بالغ در میاید
high leg attack and shoulder control U زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
double leg pick up U زیر و عوض کردن دست و افت کامل حریف کشتی
thorough U بطور کامل کامل
document U ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documented U ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documenting U ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
papers U اوراق
papered U اوراق
paper U اوراق
papering U اوراق
in quires U اوراق
substituted service U اوراق دعوی
papering U اوراق بهادار
document bills U اوراق تجارتی
treasury bonds U اوراق بهادارخزانه
commercial bills U اوراق تجارتی
debenture U اوراق قرضه
scraps U اوراق دورانداختن
government stock U اوراق بهاداردولتی
drafted U اوراق بهادار
commercial papers U اوراق تجارتی
bond U اوراق قرضه
negotiable instruments U اوراق بهادار
draft U اوراق بهادار
papers U اوراق بهادار
commerical papers U اوراق تجارتی
obligation U اوراق قرضه
obligations U اوراق قرضه
printed matter U اوراق چاپی
drafts U اوراق بهادار
scrapping U اوراق دورانداختن
negotiable papers U اوراق بهادار
savings bond U اوراق قرضه
scrapper U اوراق کننده
secret papers U اوراق سری
scrap U اوراق دورانداختن
paper U اوراق بهادار
securities U اوراق بهادار
bonds U اوراق بهادار
scrapped U اوراق دورانداختن
papered U اوراق بهادار
brokers U دلال اوراق بهادار
brokered U دلال اوراق بهادار
preference bonds U اوراق قرضه ممتاز
brokering U دلال اوراق بهادار
bill of oredit U اوراق قرضه دولتی
bond issue U صدور اوراق قرضه
scrapping U ماشین الات اوراق
government securities U اوراق بهادار دولتی
government bonds U اوراق قرضه دولتی
documents U پرونده ها [اسناد] [اوراق]
broker U دلال اوراق بهادار
securities market U بازار اوراق بهادار
bourse [in a non-English-speaking country] U بورس اوراق بهادار
scrapbook U دفتر اجناس اوراق
stock exchange U بورس اوراق بهادار
registered bond U اوراق قرضه با نام
scraps U ماشین الات اوراق
registered securities U اوراق بهادار با نام
scrap U ماشین الات اوراق
bearer securities U اوراق بهادار بی نام
junk U جنس اوراق وشکسته
stock exchange U بورس اوراق بهادار
stock exchanges U بورس اوراق بهادار
portfolio U موجودی اوراق بهادار
assumed portfolio U اوراق بهادار مفروض
negotiable papers U اوراق قابل انتقال
portfolios U موجودی اوراق بهادار
security market U بازار اوراق بهادار
scrapbooks U دفتر اجناس اوراق
junk bond U اوراق قرضهی قمارآمیز
junk bonds U اوراق قرضهی قمارآمیز
securities department U اداره اوراق بهادار
scrapped U ماشین الات اوراق
loose-leaf U دارای برگهایا اوراق ول و جداشدنی
leafleting U اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
loose leaf U دارای برگهایا اوراق ول و جداشدنی
leafleted U اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
scrappiness U اوراق شدگی ستیزه جویی
yield of bonds U نرخ بازده اوراق قرضه
leaflet U اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
issue [of something] [ID card or check] U انتشار [اسکناس] [اوراق بهادار]
redemption U مبادله اوراق بهادار با پول
marketable securities U اوراق بهادار قابل معامله
archive U ضبط اسناد و اوراق بایگانی
appraisement bond U اوراق قرضه قابل تجدیدارزیابی
ceded portfolio U اوراق بهادار واگذار شده
transferable commercial instrument U اوراق تجارتی قابل انتقال
leaflets U اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
transferable securities U اوراق بهادار قابل انتقال
transfer of portfolio U انتقال موجودی اوراق بهادار
outside market U بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
over-the-counter trading of securities U بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
commercial paper U اوراق و اسناد بهادار قابل انتقال
pegging U تثبیت قیمت اوراق بهادار وارز
over-the-counter market U بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
bond discount U تنزل مبلغ اسمی اوراق قرضه
leaflet bomb U بمب حاوی اعلامیه یا اوراق تبلیغاتی
The return on the bonds amounts to ... U مبلغ بازده اوراق بهادار برابراست با ...
bearer stock U سهام و اوراق قرضه بدون نام
kerb market [British E] U بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
portfolio entry U قلم متعلق به موجودی اوراق بهادار
curb market [American E] U بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
emissions U انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
emission U انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
bondable U قابل تبدیل به اوراق قرضه وثیقه پذیر
quotation U قیمت جاری مظنه شده سهام اوراق بهادار ...
coupon payments U منظورپرداختهای ثابت بابت بهره اوراق قرضه است
quotations U قیمت جاری مظنه شده سهام اوراق بهادار ...
factorize U تقسیم یک عدد به دو عدد کامل که در اثر ضرب کردن همان عدد اصلی نتیجه شود
re issuable notes U اوراق بهادار در وجه حامل که پس از یک بار پرداخت دوباره قابل استفاده هستند
bear U سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
bears U سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com