English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 194 (12247 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
loop antenna U انتن حلقوی
loop antenna U انتن حلقهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
AM antenna U آنتنموجAm
V?F antenna U آنتنVHF
l antenna U انتن معمولی رادیو
antenna U شاخک
antenna U موج گیر انتن
antenna U انتن
FM antenna U آنتنافام
antenna impedance U ناگذرایی انتن
antenna inductance U القاء گری انتن
ground antenna U انتن زمینی
antenna mine U مین شاخک دار دریایی
earth antenna U انتن زمینی
emergency antenna U انتن اضطراری
antenna capacity U فرفیت انتن
all wave antenna U انتن تمام موج
antenna switch U کلید انتن
antenna coil U پیچک انتن
antenna mine U مین مجاورتی انتن دار
antenna pattern U انتشار انتن
antenna pattern U طرح انتشارامواج انتن
collective antenna U انتن جامع
dish antenna U انتن بشقابی
conical antenna U انتن مخروطی
frame antenna U انتن چارگوش
directional antenna U انتن جهت دار
diamond antenna U انتن لوزی شکل
rhombic antenna U انتن لوزی شکل
coil antenna U انتن حلقوی به شکل سیم پیچ
double antenna U انتن دوگانه
antenna wavelength U طول موج انتن
aperiodic antenna U انتن با باند گسترده
broadband antenna U انتن با باند گسترده
elevated antenna U انتن بالارونده
elevated antenna U انتن کشویی
artificial antenna U انتن کمکی
dummy antenna U انتن کمکی
cartwheel antenna U انتن شعاعی
dipole antenna U انتن دو قطبی
aerial antenna آنتن
antenna ground U انتن زمینی
antenna gain U بهره انتن
cone antenna U انتن مخروطی
communication antenna U آنتنمرتبط
adjustable antenna آنتن قابل تنظیم
yagi antenna U انتن یاگی
vertical antenna U انتن عمودی
transmitting antenna U انتن فرستنده
stacked antenna U انتن ردیفی
receiving antenna U انتن گیرنده
radar antenna U انتن دار
polyrod antenna U انتن میله پلاستیکی
outdoor antenna U انتن بلند
outdoor antenna U انتن مرتفع
inverted l antenna U انتن معمولی رادیو
mains antenna U انتن شبکه
fan antenna U انتن بادبزنی
telecommunication antenna U آنتنارتباطراهدور
radio antenna U آنتنرادیویی
indoor antenna U انتن داخلی
inductive antenna U انتن القائی
parabolic antenna U آنتنشلجمیشکل
fan shaped antenna U انتن بادبزنی
corner reflector antenna U انتن با بازتابنده گوشه دار
rotary beam antenna U انتن گردان
flat top antenna U انتن سفرهای
noise reducing antenna system U انتن ضد همهمه
inner loop U حلقه داخلی
to be in the loop <idiom> U در جریان بودن [موضوع ویژه ای] [اصطلاح روزمره]
inner loop U حلقه درونی
to be in the loop <idiom> U آگاه بودن از [موضوع ویژه ای] [اصطلاح روزمره]
while loop U دستورات برنامه شرطی که در صورت درست بودن یک شرط, یک قطعه را اجرا میکند
for next loop U حلقه یا تابعی که تکرار میشود تا وقتی که شرط دیگر صدق نکند
do while loop U لوپ WHILE/DO
do while loop U حلقه WHILE/DO
for/next loop U حلقه NEXT/FOR
inner loop U حلقهای درون حلقه دیگر
loop U حلقه شدن
loop U گره زدن
loop U حلقهای که انتها ندارد مگر اینکه برنامه متوقف شود
loop U حلقه دارکردن
loop U بخشی از برنامه که تکرار میشود تا عملی را متوقف کند بیشتر برای وقتی که منتظر پاسخ از صفحه کلید یا وسیله است به کار می رود
loop U دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد
loop U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop U حلقه درون حلقه دیگر
loop U حلقه زدن
loop U درو در انتهای خرک
loop U چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
loop U کمند
loop U مهاری
loop U دریچه
loop U ضربه بلند قوس دار
loop U پیچ خوردن حلقه زنی
loop U حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loop U آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
loop U برسی اینکه داده به درستی در خط منتقل شده با برگرداندن داده به ارسال کننده
loop U حلقه
loop U گره
loop U گریز
loop U سوراخ
to keep somebody in the loop <idiom> U کسی را در جریان گذاشتن [موضوع ویژه ای] [اصطلاح روزمره]
to keep somebody in the loop <idiom> U کسی را در جریان نگه داشتن [گذاشتن] [موضوع ویژه ای] [اصطلاح روزمره]
loop U حلقه طناب
loop U ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
loop U خمیدگی
loop U ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
loop U برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
loop U بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loop U پیچ چرخ
loop U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop U ساخت یک قطعه سیم یا نوار به شکل دایره
prusik loop U گره پلکانی
overhead loop U گره حلقومی یا گره بالاتنه
nested loop U حلقه لانهای
open loop U مدار باز
subscriber's loop U حلقه متعلق به مشترک
nested loop U حلقه تو درتو
open loop U حلقه باز
uncontrolled loop U حلقه کنترل نشده
to stay in the loop <idiom> U آگاه ماندن در [موضوع ویژه ای] [اصطلاح روزمره]
to stay in the loop <idiom> U در جریان ماندن [موضوع ویژه ای] [اصطلاح روزمره]
loop-hole U سوراخ دیدبانی
loop-hole U روزنه
gun-loop U [دهانه بیضی شکل در دیوار برای تیر اندازی]
arrow-loop U شکاف تهویه
loop pile U پرزهای حلقوی [این نوع پرز توسط بافت های ماشینی مثل فرش ماشینی بوجود آمده و به هر دو صورت ترکی و فارسی بافته می شود. اگر حلقه ها پس از اتمام کار بریده نشوند به آن پرز حلقوی می گویند. همانند سطح حوله.]
peg loop U میخحلقهطناب
loop stitches U کوکطنابی
heel loop قوس پاشنه
hanger loop U جایآویز
elastic loop U حلقهارتجاعی
button loop U دکمهرکاب
belt loop U حلقهکمربند
wait loop U پردازندهای که یک حلقه برنامه را تکرار میکند تا عملی رخ دهد
armature loop U پیچک ارمیچر
hysteresis loop U حلقه پسماند
hysteresis loop U منحنی هیسترزیس
induction loop U حلقه القائی
inductive loop U حلقه ی القائی
infinite loop U حلقه نامحدود
infinite loop U حلقه نامتناهی
local loop U حلقه محلی
loop body U تنه حلقه
loop body U بدنه حلقه
loop checking U مقابله حلقه
loop code U کد حلقوی
ground loop U تغییر ناگهانی جهت حرکت هواپیما با ارابه فرود
counting loop U حلقه شمارش
armature loop U حلقه ارمیچر
closed loop U حلقه بسته
closed loop U حلقه مسدود
current loop U حلقه جاری
curtain loop U بازوبندپرده
drill loop U حلقه مخصوص چکه اب درسیم کشی
drip loop U حلقه ریزش اب
endless loop U حلقه بی پایان
endless loop U حلقه بی انتها
expansion loop U خم انبساط
feedback loop U حلقه باز خوردی
loop control U کنترل حلقه زنی
loop line U دوراهی
loop sling U حلقه بند تفنگ
loop pass U پاس قوسی
loop sling U بند حلقهای
loop step U پرش از لبه خارجی یک اسکیت و نیم چرخش و برگشت بافرود به لبه داخلی همان اسکیت
loop structure U ساختار حلقهای
loop jump U پرش و چرخش کامل و فرودروی همان لبه اسکیت
loop initializaion U ارزش دهی اغازی در حلقه
loop sling U مهار حلقوی بار بند حلقوی
loop test U ازمایش با حلقه وارلی
loop hole U گریز
loop hole U روزنه
nested loop U حلقه اشیانهای
loop counter U شمارنده حلقه
loop drive U ضربه باپیچش زیاد نزدیک تور حریف
loop feeder U سیم تغذیه حلقوی
varley loop test U ازمایش با حلقه وارلی
open loop system U مکانیزم کمک کننده متشکل ازیک مسیر کنترل بدون اندازه گیری نتیجه
open loop gain U بهره تقویت در حلقه باز
magnetic hysteresis loop U حلقه هیسترزیس مغناطیسی
closed loop gain U بهره تقویت درطبقه بسته
perfection loop knot U نوعی گره قرنیهای در انتهای نخ ماهیگیری
loop control variable U متغییر کنترل کننده حلقه
distributor service loop U خطسرویسپخش
input coupling loop U حلقه پیوست ورودی
toe loop jump U پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
tap loop jump U پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
single loop armature U ارمیچر تک پیچکی
sleeve strap loop U بستنوارسرآستین
loop knot tie U گره حلقوی
loop control structure U ساختار کنترل حلقه
loop mill rolling U نوردکاری حلقوی
warp-loop fringe U ریشه حلقوی [در قالی همدان]
Recent search history Forum search
1آنتن مرکزی
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com