English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to go to school to U یاد گرفتن یا تقلید کردن از
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Biomimicry U تقلید از الگوهای طبیعی برای حل مشکلات بشر، مانند گرفتن ایده هواپیما از پرندگان و غیره.
mimic U تقلید کردن
mimicking <adj.> <pres-p.> U تقلید کردن
fabricated U تقلید کردن
mock up U تقلید کردن
simulafe U تقلید کردن
emulated U تقلید کردن
patterning U تقلید کردن
pantomiming <adj.> <pres-p.> U تقلید کردن
emulates U تقلید کردن
personate U تقلید کردن از
mimics U تقلید کردن
emulate U تقلید کردن
mimicked U تقلید کردن
fabricating U تقلید کردن
fabricate U تقلید کردن
emulating <adj.> <pres-p.> U تقلید کردن
fabricates U تقلید کردن
travesties U تقلید مسخره امیز کردن
to copyright U حق چاپ و تقلید را محفوظ کردن
travesty U تقلید مسخره امیز کردن
simulates U تقلید نشان دادن وانمود کردن
simulating U تقلید نشان دادن وانمود کردن
simulate U تقلید نشان دادن وانمود کردن
assume U تظاهر کردن تقلید کردن
assumes U تظاهر کردن تقلید کردن
piracy U چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
fakes U تقلید
sequacity U تقلید
fake U تقلید
apery U تقلید
imitativeness U تقلید
faked U تقلید
mimesis U تقلید
imitations U تقلید
mimicry U تقلید
infringements U تقلید
imitation U تقلید
infringement U تقلید
emulation U تقلید
imitable U قابل تقلید
copyright U چاپ و تقلید
burlesque U تقلید و هجوکردن
burlesques U تقلید و هجوکردن
imitability U قابلیت تقلید
mimetic U وابسته به تقلید
mimes U تقلید دراوردن
mocked U تقلید دراوردن
farces U تقلید لودگی
mocking U تقلید دراوردن
mocks U تقلید دراوردن
imitative of U تقلید کننده از
pantomime U تقلید در اوردن
pantomimes U تقلید در اوردن
farce U تقلید لودگی
mock U تقلید دراوردن
copyright U حق چاپ و تقلید
imitatively U از روی تقلید
mimetism U تقلید حفافتی
mimetism U تقلید استتاری
take for granted <idiom> U تقلید از چیزی
miming U تقلید دراوردن
simulation U تقلید تمارض
simulations U تقلید تمارض
exemplary U شایان تقلید
hokeypokey U تقلید واداواصول
terminal emulation U تقلید ترمینالی
monkeys U تقلید دراوردن
stereotyped U تقلید شده
copyrights U چاپ و تقلید
mimesis U تقلید واگیری
monkey U تقلید دراوردن
copyrights U حق چاپ و تقلید
impressionists U تقلید درآور
mimed U تقلید دراوردن
imitativeness U استعداد تقلید
mime U تقلید دراوردن
impressionist U تقلید درآور
married under a contract unlimited perio U زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
birdcall U تقلید صدای پرنده
copycat <idiom> U تقلید از شخص دیگری
parodies U تقلید مسخره امیزکردن
mimesis U تقلید هنر از واقعیات
inimitable U غیر قابل تقلید
adopting the opinion U تقلید در مسائل شرعی
burlesque U تقلید رقص لخت
parody U تقلید مسخره امیزکردن
burlesques U تقلید رقص لخت
sequacious U اهل تقلید تابع
it is copyright U حق چاپ و تقلید محفوظ است
mimes U تقلید نمایش بدون گفتگو
mimed U تقلید نمایش بدون گفتگو
mime U تقلید نمایش بدون گفتگو
miming U تقلید نمایش بدون گفتگو
pastiche U تقلید ادبی یا صنعتی از اثاراستادان فن
pastiches U تقلید ادبی یا صنعتی از اثاراستادان فن
inflames U اتش گرفتن عصبانی و ناراحت کردن متراکم کردن
inflame U اتش گرفتن عصبانی و ناراحت کردن متراکم کردن
inflaming U اتش گرفتن عصبانی و ناراحت کردن متراکم کردن
onomatopoeic U به تقلید صدغا درست شده تقلیدی
inimitably U چنانکه نتوان انرا تقلید کرد
transvestism U تقلید از روش و طرز لباس جنس مخالف
parody U نوشته یاشعری که تقلید از سبک دیگری باشد
parodies U نوشته یاشعری که تقلید از سبک دیگری باشد
seized U ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
seize U ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
seizes U ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
cults U هوس وجنون برای تقلید از رسم یاطرز فکری
cult U هوس وجنون برای تقلید از رسم یاطرز فکری
emulation U نرم افزار یا سخت افزاری که از سیستم دیگر تقلید میکند
echolalia U تکرار و تقلید سخنان دیگران که گاهی نوعی مرض میشود
all right reserved U هرگونه حقی محفوظ است اعم از چاپ یا تقلید یاترجمه
transvestites U کسی که در لباس ورفتار ازجنس مخالف خود تقلید میکند
transvestite U کسی که در لباس ورفتار ازجنس مخالف خود تقلید میکند
obtain U فراهم کردن گرفتن
obtains U گرفتن یا دریافت کردن
holds U جا گرفتن تصرف کردن
embraces U در بر گرفتن بغل کردن
abalienate U منتقل کردن پس گرفتن
engages U گرفتن استخدام کردن
circling U گرفتن احاطه کردن
circles U گرفتن احاطه کردن
obtains U فراهم کردن گرفتن
circled U گرفتن احاطه کردن
obtained U گرفتن یا دریافت کردن
obtained U فراهم کردن گرفتن
obtain U گرفتن یا دریافت کردن
educe U گرفتن استخراج کردن
circle U گرفتن احاطه کردن
hold U جا گرفتن تصرف کردن
surrendered U پس گرفتن و تبدیل کردن
to smell out U گرفتن وپیدا کردن
embracing U در بر گرفتن بغل کردن
bevel U پخ کردن لبه گرفتن
surrender U پس گرفتن و تبدیل کردن
surrenders U پس گرفتن و تبدیل کردن
strike root U ریشه کردن گرفتن
embraced U در بر گرفتن بغل کردن
hunt down U دنبال کردن و گرفتن
to fill up U گرفتن تکمیل کردن
fog U تیره کردن مه گرفتن
fogs U تیره کردن مه گرفتن
engage U گرفتن استخدام کردن
embrace U در بر گرفتن بغل کردن
to take medical advice U دستوراز پزشک گرفتن دستورطبی گرفتن
extracode U توابع کوتاه در سیستم عامل که یک تابع سخت افزاری را تقلید میکند
gather U نتیجه گرفتن استباط کردن
borrowed U وام گرفتن اقتباس کردن
borrow U وام گرفتن اقتباس کردن
mourns U ماتم گرفتن گریه کردن
to get to U شروع کردن دست گرفتن
resigns U کناره گرفتن تفویض کردن
take on U گرفتن کارگر هیاهو کردن
gathered U نتیجه گرفتن استباط کردن
resign U کناره گرفتن تفویض کردن
ingurgitate U فرا گرفتن زیاد پر کردن
embed U دور گرفتن جاسازی کردن
hugs U بغل کردن محکم گرفتن
run down <idiom> U انتقاد کردن ،ایراد گرفتن
wails U ناله کردن ماتم گرفتن
wailing U ناله کردن ماتم گرفتن
wailed U ناله کردن ماتم گرفتن
wail U ناله کردن ماتم گرفتن
mourn U ماتم گرفتن گریه کردن
mourned U ماتم گرفتن گریه کردن
jests U ببازی گرفتن شوخی کردن
jest U ببازی گرفتن شوخی کردن
borrows U وام گرفتن اقتباس کردن
employ U مشغول کردن بکار گرفتن
employs U مشغول کردن بکار گرفتن
employing U مشغول کردن بکار گرفتن
hug U بغل کردن محکم گرفتن
embeds U دور گرفتن جاسازی کردن
hugged U بغل کردن محکم گرفتن
hugging U بغل کردن محکم گرفتن
secure U تصرف کردن گرفتن هدف
employed U مشغول کردن بکار گرفتن
overlie U قرار گرفتن خفه کردن
frame U چارچوب گرفتن طرح کردن
bathed U ابتنی کردن حمام گرفتن
follow through U گرفتن زه پس از رها کردن تیر
holds U دریافت کردن گرفتن توقف
fine U جریمه گرفتن از صاف کردن
rise U ترقی کردن سرچشمه گرفتن
hold U دریافت کردن گرفتن توقف
occupies U مشغول کردن به کار گرفتن
rises U ترقی کردن سرچشمه گرفتن
to run over U مرور کردن زیر گرفتن
concludes U نتیجه گرفتن استنتاج کردن
fined U جریمه گرفتن از صاف کردن
passes U سبقت گرفتن از خطور کردن
finest U جریمه گرفتن از صاف کردن
bath U ابتنی کردن حمام گرفتن
passed U سبقت گرفتن از خطور کردن
secures U تصرف کردن گرفتن هدف
to release for a ransom U با گرفتن فدیه ازاد کردن
occupying U مشغول کردن به کار گرفتن
stack up U جمع کردن اندازه گرفتن
conclude U نتیجه گرفتن استنتاج کردن
pass U سبقت گرفتن از خطور کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com