English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
clue U گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
clues U گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
clew U بشکل کلاف یاگلوله نخ درامدن
pellet U بشکل گلوله دراوردن
pellet U بشکل سرگنجشکی دراوردن گلوله
miss U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
sensing U تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
missed U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
misses U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
trend U مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
trends U مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
sabot U کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
fire ball U گلوله انفجاری گوی اتشین اتمی گلوله
frangible bullet U گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
ogive U ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
dud U منفجرنشدن گلوله گلوله ناپیدا
splinterproof U ضدبسکهای گلوله ضد قطعات گلوله
velocity jump U جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
maximum ordinate U حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
base of trajectory U تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
nuclear stalemate U گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
calved U بشکل غار درامدن جدا کردن
calve U بشکل غار درامدن جدا کردن
square base U کف گلوله یا قسمت ته گلوله
side spray U بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
to round up U گلوله کردن
bullet-proof U ضد گلوله کردن
clew U گلوله کردن
ball U گلوله کردن
ballistics of penetration U شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
slug U گلوله باران کردن
discharge U خالی کردن گلوله
slugged U گلوله باران کردن
shoots U پرتاب کردن گلوله
cannonade U گلوله باران کردن
slugs U گلوله باران کردن
shell off U گلوله باران کردن
spots U مشاهده کردن گلوله ها
shoot U پرتاب کردن گلوله
spot U مشاهده کردن گلوله ها
lack vt U با گلوله سوراخ کردن
to roll a huge snowball U گلوله بزرگی از برف درست کردن
spindle U بشکل دوک درامدن
stellify U بشکل ستاره درامدن
spindles U بشکل دوک درامدن
stabilization U برقرار کردن تعادل یاثبات گلوله در مسیر
launches U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launching U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launch U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launched U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
windage U حرکت سمتی اثر باد درمنحرف کردن گلوله
bombardment U گلوله باران کردن تک به هدف به وسیله اتش هوایی یا توپخانه
bombardments U گلوله باران کردن تک به هدف به وسیله اتش هوایی یا توپخانه
lead collision course U مسیر تصادم گلوله با هدف خط تصادم گلوله با هدف
angle of arrival U زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
shells U بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shell U بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shelling U بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
bombard U بمباران کردن گلوله باران کردن
bombarding U بمباران کردن گلوله باران کردن
bombarded U بمباران کردن گلوله باران کردن
to wind up U کوک کردن اماده کردن گلوله
bombards U بمباران کردن گلوله باران کردن
bombing U بمباران کردن گلوله باران کردن
stand-off U برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand-offs U برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand off U برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
pellet U گلوله
projectile U گلوله
round U گلوله
cannon proof U ضد گلوله
bullet-proof U ضد گلوله
roundest U گلوله
shot U گلوله
shell proof U ضد گلوله
ball U گلوله
rounds U گلوله ها
shots U گلوله
fire ball U گلوله
clue U گلوله نخ
clues U گلوله نخ
bullets U گلوله
bullet گلوله
glomerule U گلوله رگ
cartridge U گلوله
globe U گلوله
line shot U گلوله در خط
cartridges U گلوله
globes U گلوله
gunshots U گلوله
gunshot U گلوله
water displacement U زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
premature U عمل پیشرس پیش از وقت عمل کردن گلوله
blobs U گلوله حباب
blob U گلوله حباب
marble U گلوله شیشهای
marbles U گلوله شیشهای
hit U اصابت گلوله
lead U شاقول گلوله
bullet گلوله تفنگ
bombards U گلوله باران
bullet-proof U پاد گلوله
fragmenting U بسک گلوله
impact U اصابت گلوله
impacts U اصابت گلوله
bombarding U گلوله باران
shells U گلوله توپ
plummets U گلوله سربی
blank catridge U گلوله سلام
blank cartridge U فشنگ بی گلوله
tracer shell U گلوله رسام
base spray U بسکهای ته گلوله
trial shot U گلوله ازمایشی
rotating band U کمربند گلوله
ballistic trajectory U خط سیربالیستیکی گلوله
base fuze U ماسوره ته گلوله
equivalent service rounds U گلوله معادل
missile U گلوله موشک
ball U گلوله توپ
buckshot U گلوله سربی
trajectory U خط سیر گلوله
fragment U بسک گلوله
trajectory U مسیر گلوله
trajectories U خط سیر گلوله
cartouch U گلوله توپ
fragments U بسک گلوله
trajectories U مسیر گلوله
missiles U گلوله موشک
potshot U گلوله هوایی
beehives U گلوله ضد نفر
loading tray U سینی پر کن گلوله
leads U شاقول گلوله
canon ball U گلوله توپ
hitting U اصابت گلوله
cannonball U گلوله توپ
ounce of lead U گلوله سربی
hits U اصابت گلوله
to toll up U گلوله شدن
snowballs U گلوله برف
live round U گلوله جنگی
clew U گلوله نخ گره
projectile flat U سکوی گلوله
plumb bob U گلوله شاقول
line of impact U خط اصابت گلوله
center of burst U مرکزاصابت گلوله
cease loading U گلوله را پرنکنید
lost U گلوله ناپیدا
cartouche U گلوله توپ
conglobate U گلوله شدن
beehive U گلوله ضد نفر
piercing shell U گلوله ثاقب
cannon shot U گلوله توپ
snowballing U گلوله برف
burst center U مرکز گلوله
bulletproof U ضد یا مانع گلوله
plummet U گلوله سربی
bombardment U گلوله باران
plummeted U گلوله سربی
bombardments U گلوله باران
shell U گلوله توپ
bullets U گلوله فشنگ
plummeting U گلوله سربی
bullets U گلوله تفنگ
can , not observe U گلوله ناپیدا
drill ammunition U گلوله مشقی
cannon ball U گلوله توپ
cannon balls U گلوله توپ
snowballed U گلوله برف
cannon proof U ضد گلوله توپ
number of rounds U تعداد گلوله ها
bullet گلوله فشنگ
snowball U گلوله برف
plumb U گلوله سربی
ditto U گلوله در راه
shelling U گلوله توپ
snow ball U گلوله برف
incendiary U گلوله اتش زا
shrapnel shell U گلوله انفجاری
shrapnel U گلوله ضد نفر
gas shell U گلوله دودانگیز
shoot down U با گلوله کشتن
gilding metal U روکش گلوله
globus hystericus U گلوله هیستریایی
graupel U گلوله برف
shilleilagh U گلوله شلیلاق
delivery U فروریختن گلوله
shell room U انبار گلوله
shell proof U ضد نفوذ گلوله
shell fragments U قطعات گلوله
shell fragments U بسک گلوله
slug U گلوله بی شکل
shoots U برد گلوله
shoots U گلوله زدن
illumination round U گلوله منور
smoke round U گلوله دودانگیز
smoke projectile U گلوله دودانگیز
shoot U گلوله زدن
illuminating shell U گلوله منور
starshell U گلوله منور
shaft U خدنگ گلوله
shafts U خدنگ گلوله
star shell U گلوله نورافشان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com