English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
educe U گرفتن استخراج کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pans U استخراج کردن
pan- U استخراج کردن
pan U استخراج کردن
extracts U استخراج کردن
draw out U استخراج کردن
extracted U استخراج کردن
extracting U استخراج کردن
stope U استخراج کردن
extract U استخراج کردن
quarries U استخراج کردن معدن
quarry U استخراج کردن معدن
quarrying U استخراج کردن معدن
mines U استخراج کردن یاشدن
mined U استخراج کردن یاشدن
grubs U از کتاب استخراج کردن
grub U از کتاب استخراج کردن
mine U استخراج کردن یاشدن
grubbed U از کتاب استخراج کردن
exploit U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
extract U بیرون کشیدن استخراج کردن
extracting U بیرون کشیدن استخراج کردن
extracted U بیرون کشیدن استخراج کردن
extracts U بیرون کشیدن استخراج کردن
metallurgic U وابسته بفن استخراج و قال کردن فلزات
eliciting U استخراج کردن استنباط کردن
elicited U استخراج کردن استنباط کردن
elicits U استخراج کردن استنباط کردن
elicit U استخراج کردن استنباط کردن
workings U استخراج
extraction U استخراج
exploitation U استخراج
extraction of copper U استخراج مس
working U استخراج
excerption U استخراج
eduction U استخراج
productions U استخراج
production U استخراج
decipherment U استخراج
copper extraction U استخراج مس
production of oil U استخراج نفت
feature extraction U استخراج خصیصه
mibeable U قابل استخراج
extraction thimble U انگشتانه استخراج
extraction of bitumen U استخراج قیر
message retrieval U استخراج پیام
counting votes U استخراج اراء
extraction point U محل استخراج
winnings U استخراج معدن
under ground working U استخراج زیرزمینی
extract copper U مس استخراج شده
exploitation U انتفاع استخراج
derivation U استنساخ استخراج
decipherable U قابل استخراج
derivations U استنساخ استخراج
under ground mining U استخراج زیرزمینی
separatory funnel U قیف استخراج
extractible U قابل استخراج
acid extraction U استخراج اسیدی
mibeable U استخراج شدنی
exploitable U قابل استخراج
exploiter U استخراج کننده
indecipherable U غیرقابل استخراج
minable U استخراج شدنی
silver extraction U استخراج نقره
minable U قابل استخراج
workable U قابل استخراج
winning U استخراج معدن
extractable U استخراج شدنی
exploiters U استخراج کننده
mining U استخراج معدن
gold mining U استخراج طلا
extractors U استخراج کننده
educt U استخراج یا استنباط
extractor U استخراج کننده
married under a contract unlimited perio U زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
metallurgy U استخراج و ذوب فلزات
extraction solvent U حلال استخراج کننده
educible U قابل استخراج یا استنباط
extracts U بیرون کشیدن استخراج
extract U بیرون کشیدن استخراج
saltworks U محل استخراج نمک
Open-pit mining U استخراج معدن روباز
extracting U بیرون کشیدن استخراج
opencast mining [British E] U استخراج معدن روباز
strip mining [American E] U استخراج معدن روباز
surface mining استخراج معدن روباز
pull out quote U عبارت استخراج شده
salter U استخراج کننده نمک
continuous extraction apparatus U دستگاه استخراج پیوسته
illatively U بطریق استنتاج یا استخراج
extracted U بیرون کشیدن استخراج
metallurgical U وابسته به فن استخراج وذوب فلزات
surface digging U استخراج معادن در سطح زمین
pyrometallurgy U استخراج فلزات در اثر حرارت
saltern U کارخانه یا معدن استخراج نمک
metallurgy U فن استخراج وذوب فلزات فلزگری
acetum U استخراج عصاره ازگیاهان دارویی
inflame U اتش گرفتن عصبانی و ناراحت کردن متراکم کردن
inflaming U اتش گرفتن عصبانی و ناراحت کردن متراکم کردن
inflames U اتش گرفتن عصبانی و ناراحت کردن متراکم کردن
public opinion polling U استخراج عقاید و اراء عمومی رفراندوم
hydrometallurgy U استخراج یاتهیه فلزات بوسیله اب یا مایعات
seized U ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
seize U ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
seizes U ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
copper smelting U استخراج مس از سنگهای معدن توسط حرارت ذوب وگداز مس
stope U حفره پله مانند برای استخراج سنگ معدن
blasting machine U دستگاهی که برای منفجرکردن سنگهای معدنی جهت استخراج انها
quarry sap U مقدار رطوبتی که یک قطعه سنگ تا استخراج شدن ازمعدن دارد
obtain U گرفتن یا دریافت کردن
obtained U گرفتن یا دریافت کردن
bevel U پخ کردن لبه گرفتن
circles U گرفتن احاطه کردن
obtained U فراهم کردن گرفتن
obtain U فراهم کردن گرفتن
hold U جا گرفتن تصرف کردن
fog U تیره کردن مه گرفتن
embraces U در بر گرفتن بغل کردن
hunt down U دنبال کردن و گرفتن
circled U گرفتن احاطه کردن
embrace U در بر گرفتن بغل کردن
circle U گرفتن احاطه کردن
to fill up U گرفتن تکمیل کردن
fogs U تیره کردن مه گرفتن
surrender U پس گرفتن و تبدیل کردن
embraced U در بر گرفتن بغل کردن
surrendered U پس گرفتن و تبدیل کردن
embracing U در بر گرفتن بغل کردن
strike root U ریشه کردن گرفتن
surrenders U پس گرفتن و تبدیل کردن
engage U گرفتن استخدام کردن
obtains U گرفتن یا دریافت کردن
obtains U فراهم کردن گرفتن
to smell out U گرفتن وپیدا کردن
circling U گرفتن احاطه کردن
abalienate U منتقل کردن پس گرفتن
holds U جا گرفتن تصرف کردن
engages U گرفتن استخدام کردن
to take medical advice U دستوراز پزشک گرفتن دستورطبی گرفتن
rises U ترقی کردن سرچشمه گرفتن
borrowed U وام گرفتن اقتباس کردن
concludes U نتیجه گرفتن استنتاج کردن
wail U ناله کردن ماتم گرفتن
pass U سبقت گرفتن از خطور کردن
hugs U بغل کردن محکم گرفتن
resigns U کناره گرفتن تفویض کردن
hold U دریافت کردن گرفتن توقف
employing U مشغول کردن بکار گرفتن
mourned U ماتم گرفتن گریه کردن
to release for a ransom U با گرفتن فدیه ازاد کردن
bath U ابتنی کردن حمام گرفتن
ingurgitate U فرا گرفتن زیاد پر کردن
secures U تصرف کردن گرفتن هدف
finest U جریمه گرفتن از صاف کردن
embed U دور گرفتن جاسازی کردن
fined U جریمه گرفتن از صاف کردن
fine U جریمه گرفتن از صاف کردن
occupying U مشغول کردن به کار گرفتن
embeds U دور گرفتن جاسازی کردن
hug U بغل کردن محکم گرفتن
occupy U مشغول کردن به کار گرفتن
occupies U مشغول کردن به کار گرفتن
mourns U ماتم گرفتن گریه کردن
hugged U بغل کردن محکم گرفتن
frame U چارچوب گرفتن طرح کردن
to get to U شروع کردن دست گرفتن
resign U کناره گرفتن تفویض کردن
borrows U وام گرفتن اقتباس کردن
bathed U ابتنی کردن حمام گرفتن
secure U تصرف کردن گرفتن هدف
follow through U گرفتن زه پس از رها کردن تیر
stack up U جمع کردن اندازه گرفتن
to set a U اندازه گرفتن باطل کردن
employs U مشغول کردن بکار گرفتن
passes U سبقت گرفتن از خطور کردن
wailing U ناله کردن ماتم گرفتن
wails U ناله کردن ماتم گرفتن
mourn U ماتم گرفتن گریه کردن
passed U سبقت گرفتن از خطور کردن
take on U گرفتن کارگر هیاهو کردن
to split the difference U میانه را گرفتن مصالحه کردن
gather U نتیجه گرفتن استباط کردن
to go to school to U یاد گرفتن یا تقلید کردن از
conclude U نتیجه گرفتن استنتاج کردن
employ U مشغول کردن بکار گرفتن
overlie U قرار گرفتن خفه کردن
employed U مشغول کردن بکار گرفتن
hugging U بغل کردن محکم گرفتن
holds U دریافت کردن گرفتن توقف
wailed U ناله کردن ماتم گرفتن
jest U ببازی گرفتن شوخی کردن
to run over U مرور کردن زیر گرفتن
gathered U نتیجه گرفتن استباط کردن
jests U ببازی گرفتن شوخی کردن
rise U ترقی کردن سرچشمه گرفتن
borrow U وام گرفتن اقتباس کردن
run down <idiom> U انتقاد کردن ،ایراد گرفتن
overestimate U غلو کردن دست بالا گرفتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com