Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
extend
U
کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
extending
U
کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
extends
U
کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
printwheel
U
چرخی که از چندین بازو ساخته شده باشد به هر شکل حروف در انتهای بازو قرار دارد که در چاپگر claing wheel به کار می رود
expeditate
U
ناخن یاپای جلو
bouse
U
بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
lop
U
دست یاپای کسی رابریدن
lopping
U
دست یاپای کسی رابریدن
lopped
U
دست یاپای کسی رابریدن
lops
U
دست یاپای کسی رابریدن
lunges
U
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunging
U
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunge
U
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunged
U
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
thrusts
U
فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrust
U
فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrusting
U
فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
gymnasts
U
ژیمناست
gymnast
U
ژیمناست
fullest
U
چرخیدن ژیمناست
leaps
U
جهش ژیمناست
leaped
U
جهش ژیمناست
leap
U
جهش ژیمناست
full
U
چرخیدن ژیمناست
stag leap
U
پرش پا باز ژیمناست
tumblers
U
ژیمناست زمینی کار
tumbler
U
ژیمناست زمینی کار
landing
U
فرود ژیمناست به زمین
landings
U
فرود ژیمناست به زمین
stutz
U
عقبگرد جلو ژیمناست
cuts
U
درو زدن ژیمناست
cut
U
درو زدن ژیمناست
half circle
U
چرخش نمیدایره ژیمناست
straddle vault
U
پرش پا باز ژیمناست
toe stand
U
ایستادن ژیمناست روی نوک پا
croup
U
انتهای خرک نزدیک ژیمناست
monkey hang
U
اویزان شدن ژیمناست با یک دست
double
U
دوبار چرخش کامل ژیمناست
doubled up
U
دوبار چرخش کامل ژیمناست
doubled
U
دوبار چرخش کامل ژیمناست
upper arm
U
بازو
arm
U
بازو
humeeerus
U
بازو
brachium
U
بازو
grain
U
بازو
the humeral bone
U
بازو
forearm
U
بازو
forearms
U
بازو
single leg balance
U
حرکت تعادلی بدن ژیمناست روی یک پا
upper arm hang
U
اویزان شدن ژیمناست روی کتفها
support
U
تکیه بدن ژیمناست روی دستها
spots
U
کمک به ژیمناست درحال انجام حرکت
muscle up
U
بالاکشیدن بکمک نیروی عضلانی ژیمناست
dismounts
U
پرش اخر ژیمناست روی هر وسیله
swing half turn
U
تاب بدن ژیمناست با نیم پیچ
dismounting
U
پرش اخر ژیمناست روی هر وسیله
dismount
U
پرش اخر ژیمناست روی هر وسیله
english hand balance
U
بالانس ژیمناست روی چوب موازنه
spot
U
کمک به ژیمناست درحال انجام حرکت
humeeerus
U
استخوان بازو
patent anchor
U
لنگر بی بازو
the humeral bone
U
استخوان بازو
armbands
U
بازو بند
humeri
U
استخوان بازو
humeruses
U
استخوان بازو
muscular strength
U
زور بازو
humerus
U
استخوان بازو
brassart
U
زره بازو
armband
U
بازو بند
weight
U
بالا کشیدن لنگر نیروی لازم برای کشیدن زه
planche
U
وضع افقی بدن ژیمناست روی دستها
near side
U
سمت اسباب که ژیمناست بدان نزدیک میشود
swan scale
U
تعادل ژیمناست روی یک پاروی چوب موازنه
split lean
U
پا باز نشسته و تماس سینه ژیمناست با زمین
chest roll
U
چرخیدن ژیمناست از حالت ایستاده بروی سینه
shovel pass
U
پاس از زیر بازو
shovel pass
U
پاس اززیر بازو
hen hawk
U
ضربه از زیر بازو
cubitus
U
ساعد پیش بازو
chevrons
U
دستکش ارم بازو
arm wrestling
U
مسابقه نیروی بازو
brachio
<prefix>
U
وابسته به بازو
[پزشکی]
wrist wrestling
U
مسابقه نیروی بازو
brachium
U
هر عضوی شبیه بازو
chevron
U
دستکش ارم بازو
coffee grinders
U
حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
mags
U
ماده شیمیایی برای جذب رطوبت دست ژیمناست
dish rag
U
حالت افقی بدن ژیمناست درامتداد چوب موازنه
wraparound
U
چرخش 063 درجهای ژیمناست ازبالای ناحیه ران
coffee grinder
U
حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
mag
U
ماده شیمیایی برای جذب رطوبت دست ژیمناست
more power to your elbow
U
خدازور بازو بشما بدهد
chevrons
U
درجه نظامی روی بازو
arm hand steadiness test
U
ازمون استواری دست و بازو
open faced
U
دارای سیمای بازو بی تزویر
chevron
U
درجه نظامی روی بازو
armless
<adj.>
U
بی بازو
[در آخر جمله می آید]
to scrape down
U
تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
pegs
U
میخ زدن میخکوب کردن محکم کردن زحمت کشیدن
peg
U
میخ زدن میخکوب کردن محکم کردن زحمت کشیدن
ejection
U
خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
To pamper ( solicit ) someone . To play up to someone .
U
ناز کسی را کشیدن ( منت کشیدن )
jackknife
U
بازو بسته شونده شیرجه رفتن
overarm
U
بالا اوردن بازو تا بالای شانه
change of pace
U
جهشهای کوتاه برای استراحت بازو
change up
U
جهشهای کوتاه برای استراحت بازو
fins
U
جلو و عقب بردن بازو در اب برای حرکت
fin
U
جلو و عقب بردن بازو در اب برای حرکت
stockli
U
حرکت روی خرک ازانتها به وسط یا بعکس بادایره زدن ژیمناست از پهلو
To smell. To sniff.
U
بو کشیدن ،بو کردن
dog paddle
U
شنای به پشت با حرکت پا وبدون بیرون امدن بازو از اب
triggers
U
کشیدن رها کردن
strap
U
کشیدن تیز کردن
triggered
U
کشیدن رها کردن
traces
U
ضبط کردن کشیدن
entrain
U
سوار کردن کشیدن
experiencing
U
تجربه کردن کشیدن
trace
U
ضبط کردن کشیدن
lengthen
U
طولانی کردن کشیدن
trigger
U
کشیدن رها کردن
straps
U
کشیدن تیز کردن
experiences
U
تجربه کردن کشیدن
lengthens
U
طولانی کردن کشیدن
lengthening
U
طولانی کردن کشیدن
experience
U
تجربه کردن کشیدن
traced
U
ضبط کردن کشیدن
lengthened
U
طولانی کردن کشیدن
snuffled
U
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffles
U
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffle
U
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffling
U
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
scooped
U
شوت سه گام از زیر بازو ضربه یا پاس با پراندن توپ
scooping
U
شوت سه گام از زیر بازو ضربه یا پاس با پراندن توپ
scoops
U
شوت سه گام از زیر بازو ضربه یا پاس با پراندن توپ
scoop
U
شوت سه گام از زیر بازو ضربه یا پاس با پراندن توپ
swing bar
U
اسبابی مانند دنبل برای تقویت عضلههای بازو و شانه
front raise
U
تمرین با دنبل از ناحیه ران تاشانه و ساعد روی بازو
swing bell
U
اسبابی مانند دنبل برای تقویت عضلههای بازو و شانه
twinge
U
درد کشیدن تیر کشیدن
twinges
U
درد کشیدن تیر کشیدن
agonise
U
زحمت کشیدن درد کشیدن
picketed
U
نرده کشیدن مراقبت کردن
drag
U
سخت کشیدن لاروبی کردن
go out
U
اعتصاب کردن دست کشیدن از
inhales
U
بداخل کشیدن استشمام کردن
machinate
U
نقشه کشیدن تدبیر کردن
rail
U
نرده کشیدن توبیخ کردن
inhaled
U
بداخل کشیدن استشمام کردن
garrisons
U
محصور کردن حصار کشیدن
fences
U
حفظ کردن نرده کشیدن
fence
U
حفظ کردن نرده کشیدن
impale
U
محدود کردن میله کشیدن
impaled
U
محدود کردن میله کشیدن
impales
U
محدود کردن میله کشیدن
extracting
U
بیرون کشیدن استخراج کردن
pickets
U
نرده کشیدن مراقبت کردن
to work off
U
مصرف کردن دست کشیدن از
impaling
U
محدود کردن میله کشیدن
inhaling
U
بداخل کشیدن استشمام کردن
compass
U
نقشه کشیدن اختراع کردن
dragged
U
سخت کشیدن لاروبی کردن
garrison
U
محصور کردن حصار کشیدن
to lead away
U
پیرو خود کردن کشیدن
chid
U
گله کردن از زوزه کشیدن
aspirate
U
خالی کردن بیرون کشیدن
aspirates
U
خالی کردن بیرون کشیدن
solicits
U
بیرون کشیدن وسوسه کردن
solicit
U
بیرون کشیدن وسوسه کردن
muck
U
خراب کردن زحمت کشیدن
picket
U
نرده کشیدن مراقبت کردن
receding
U
عقب کشیدن خودداری کردن از
extracts
U
بیرون کشیدن استخراج کردن
solicited
U
بیرون کشیدن وسوسه کردن
leave off
U
قطع کردن دست کشیدن از
withdrawal
U
خارج کردن عقب کشیدن
extracted
U
بیرون کشیدن استخراج کردن
breathe
U
نفس کشیدن استنشاق کردن
breathed
U
نفس کشیدن استنشاق کردن
breathes
U
نفس کشیدن استنشاق کردن
soliciting
U
بیرون کشیدن وسوسه کردن
drags
U
سخت کشیدن لاروبی کردن
recede
U
عقب کشیدن خودداری کردن از
receded
U
عقب کشیدن خودداری کردن از
lie
دراز کشیدن استراحت کردن
to keep watch
U
کشیک کشیدن موافبت کردن
lied
U
: دراز کشیدن استراحت کردن
withdrawals
U
خارج کردن عقب کشیدن
extract
U
بیرون کشیدن استخراج کردن
epp
U
جزر کردن فرو کشیدن
lies
U
: دراز کشیدن استراحت کردن
recedes
U
عقب کشیدن خودداری کردن از
inhale
U
بداخل کشیدن استشمام کردن
yip
U
زوزه کشیدن عوعو کردن
aspirating
U
خالی کردن بیرون کشیدن
master slave manipulator
U
بازو و دست خودکار که به وسیله اپراتوراز فاصله دوری هدایت میشود
bar printer
U
چاپگری که در آن حروفی که روی بازو هستند به کاغذ می چسبند یا چاپ می شوند
to plan a building
U
نقشه ساختمانی را کشیدن یاطرح کردن
bedraggle
U
روی زمین کشیدن و چرک کردن
stroke
U
لمس کردن دست کشیدن روی
touse
U
اذیت کردن اندامهای کسی را کشیدن
strokes
U
لمس کردن دست کشیدن روی
stroking
U
لمس کردن دست کشیدن روی
stroked
U
لمس کردن دست کشیدن روی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com