English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 239 (14753 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
fully U کاملا
wholly U کاملا
quite U کاملا
altogether U کاملا
sound U کاملا
sounded U کاملا
soundest U کاملا
sounds U کاملا
exactly U کاملا
smack U کاملا
smacked U کاملا
smacks U کاملا
open and shut U کاملا
open-and-shut U کاملا
entirely U کاملا
totally U کاملا
sopping U کاملا
thru U کاملا
completely <adv.> U کاملا
utterly U کاملا
absolutely dry کاملا
all around U کاملا
egregiously U کاملا
hand and foot U کاملا
teetotally U کاملا
in full U کاملا
in its entirety U کاملا
intoto U کاملا
partitur U کاملا
partitura U کاملا
root and branch U کاملا
scot ant lot U کاملا
to a t U کاملا
to a turn U کاملا
to perfection U کاملا
to the full U کاملا
to the quick U کاملا
whole hog U کاملا
de- U کاملا
spanking U کاملا
spankings U کاملا
to its full extent <adv.> U کاملا
comprehensive <adv.> U کاملا
absolutely <adv.> U کاملا
by all means <adv.> U کاملا
definitely <adv.> U کاملا
quite [completely, perfectly] <adv.> U کاملا
well <adv.> U کاملا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
absolutely U کاملا"
replete U کاملا پر
richly U کاملا"
jam-packed U کاملا پر
brand new U کاملا نو
purely U کاملا"
thoroughly U کاملا"
perfectly U کاملا"
stone deaf U کاملا کر
stone broke U کاملا ورشکست
to a T <idiom> U کاملا،دقیقا
fit like a glove <idiom> U کاملا مناسب
four-square U کاملا مربع
heavily armed U کاملا مسلح
fully automatic U کاملا" خودکار
full duplex U کاملا" دو رشتهای
full duplex U کاملا دو رشتهای
full blown U کاملا افراشته
inextenso U کاملا بلند
chock-a-block U کاملا افراشته
dead as a doornail <idiom> U کاملا مرده
span new U کاملا تازه
dead center <idiom> U کاملا وسط
bang on U کاملا درستوصحیح
zonked U کاملا خسته
perfectly elastic U کاملا با کشش
put across <idiom> کاملا فهمیدن
head over heels <idiom> U کاملا ،عمیقا
stone blind U کاملا کور
chock-a-block U کاملا کشیده
for all the world like U کاملا` شبیه
fitting allowance U کاملا" اندازه
close up U کاملا افراشته
absolute dry U کاملا" خشک
kaput U کاملا شک ست خورده
dead even U کاملا مساوی
due U درست کاملا"
close-up U کاملا افراشته
quite seriously <adv.> U کاملا جدی
come full circle <idiom> U کاملا برعکس
in all seriousness <adv.> U کاملا جدی
identical U کاملا" برابر
close-ups U کاملا افراشته
air dry U کاملا خشک
wide awake U کاملا بیدار
down to the ground U ازهرحیث کاملا
full-suspension <adj.> U کاملا معلق
wide-awake U کاملا بیدار
broad a wake U کاملا بیدار
evolute U کاملا روییده
armed to the teeth U کاملا` مسلح
point device U کاملا راست
outrightly U کاملا بیدرنگ
outright U کاملا بیدرنگ
far cry <idiom> U چیزی کاملا متفاوت
to read through something U چیزی را کاملا خواندن
to be absolutely determined U کاملا مصمم بودن
well-done steak U استیک کاملا پخته
It was a complete surprise to me . U کاملا" غافلگیر شدم
absorb کاملا فرو بردن
In perfect condition (shape). U کاملا" صحیح وسالم
to read over something U چیزی را کاملا خواندن
birthday suit <idiom> U کاملا لخت وبرهنه
brand new <idiom> U کاملا تازه وجدید
It's all over. U همه اش [کاملا] تمام شد.
full-suspension bike U دوچرخه کاملا معلق
to wreck U کاملا خراب کردن
a whole new ball game <idiom> U یک ماجرای کاملا متفاوت
another kettle of fish <idiom> U کاملا متفاوت از دیگری
That's quite enough. U اون کاملا کافیه.
engrossed U کاملا اشغال شده
perfectly elastic demand U تقاضای کاملا با کشش
perfectly elastic supply U عرضه کاملا با کشش
perfectly inelastic demand U تقاضای کاملا بی کشش
perfectly inelastic supply U عرضه کاملا بی کشش
ignoramuses U شخص کاملا بی سواد
ignoramus U شخص کاملا بی سواد
routs U کاملا شکست دادن
wear out U کاملا خسته کردن
routed U کاملا شکست دادن
rout U کاملا شکست دادن
utters U باعلی درجه کاملا
utter U باعلی درجه کاملا
smashup U کاملا خرد شده
through U از اغاز تا انتها کاملا
wide U پرت کاملا باز
computer integrated manufactureing U کارخانه کاملا" اتوماتیک
uttered U باعلی درجه کاملا
full duplex channel U مجرای کاملا دو رشتهای
he is the very moral U کاملا مانند است به
widest U پرت کاملا باز
in perfect trim U کاملا اراسته یا اماده
wider U پرت کاملا باز
blasius flow U جریان کاملا لایهای تئوریکی
appressed U کاملا نزدیک و مجاور چیزی
bright luster U صیقل کاری کاملا" براق
to compare apples and oranges <idiom> U چیزهای کاملا گوناگون را با هم برابرکردن
That's sheer madness. U کاری کاملا ابلهانه ای است.
It's Lombard Street to a China orange. <idiom> U کاملا مسلم وقطعی است.
all round U کاملا شامل هر چیز یا هرکس
fit as a fiddle <idiom> U روپا ،کاملا تندرست وسلامت
to bowl somebody over <idiom> <verb> U کسی را کاملا غافلگیر کردن
fall over oneself <idiom> U کاملا مشتاق انجام کاری
dead set against something <idiom> U کاملا مصمم در انجام کاری
to knock somebody's socks off <idiom> <verb> U کسی را کاملا غافلگیر کردن
perfect U کاملا رسیده تکمیل کردن
perfects U کاملا رسیده تکمیل کردن
perfecting U کاملا درست و بدون غلط
perfect U کاملا درست و بدون غلط
perfected U کاملا رسیده تکمیل کردن
I read through the letter. U من این نامه را کاملا میخوانم.
perfecting U کاملا رسیده تکمیل کردن
perfected U کاملا درست و بدون غلط
to blow somebody's mind <idiom> <verb> U کسی را کاملا غافلگیر کردن
perfects U کاملا درست و بدون غلط
unfledged U پر در نیاورده کاملا رشد نکرده
to eat somebody alive U بر کسی کاملا غلبه شدن
swear by <idiom> U کاملا از چیزی اطمینان داشتن
We know it for a fact that… U برایمان کاملا" معلوم است که ...
to eat somebody alive U کسی را کاملا شکست دادن
rub out <idiom> U کاملا ویرا کردن ،کشتن
I agree with you completely. U من کاملا با نظر شما موافق هستم.
Her eyes spoke volumes of despair. U در چشمهای او [زن] ناامیدی کاملا واضح است.
perfected U ساختن چیزی که کاملا درست است
perfect U ساختن چیزی که کاملا درست است
That's quite another matter. U این که کاملا موضوع دیگری است.
You can say that again. U من کاملا با چیزی که گفتی موافقم. [اصطلاح]
perfects U ساختن چیزی که کاملا درست است
perfecting U ساختن چیزی که کاملا درست است
much U خیلی بزرگ کاملا رشد کرده
to be groomed in all finery U با جامه رسمی جشن کاملا آراستن
His jealousy is completely uncalled-for. U حسادت او [مرد] کاملا بی ربط است.
to stop cold something U چیزی را فوری کاملا متوقف کردن
wear out <idiom> U پوشیدن چیزی تا کاملا بیفایده شود
It is quite a hypothetical case . U این یک قضیه کاملا" فرضی است
He is well versed in business . U درامور با زرگانی کاملا" وارد است
It is exact to hair. U مو نمی زند ( کاملا"یکسان است )
Well, duh! [American English] U نه ! جدی می گی؟ [این که کاملا مشخص است]
It was a mere accident that we met. U ملاقات ما کاملا تصادفی ( اتفاقی ) بود
I tell you this in all seriousness. U این موضوع ؟ ؟ کاملا"جدی می گویم
This is a different thing altogether. U این کاملا" چیز دیگری است
fiefdoms U هر چیزی که کاملا تحت اختیار شخص باشد
His coming here was quite accidental. U آمدن اوبه اینجا کاملا" اتفاقی بود
It is a perfect fit. U کاملا" اندازه است ( لباس ،کفش وغیره )
well done [fully cooked] <adj.> U کاملا پخته [برای گوشت] [غذا و آشپزخانه]
fully cooked <adj.> U کاملا پخته [برای گوشت] [غذا و آشپزخانه]
to change somebody's ways U رفتار و کردار کسی را کاملا تغییر دادن
burn up <idiom> U کاملا سوختن (معمولا برای چیزهایی غیرازساختمان)
you are the p of your father U شما کاملا` به پدر خود شبیه هستید
fiefdom U هر چیزی که کاملا تحت اختیار شخص باشد
burn down <idiom> U کاملا سوختن (معمولابرای ساختمان استفاده میشود)
bring home the importance of something to someone <idiom> U شیرفهم کردن -کاملا فهماندن چیزی به کسی
natives Olivenöl extra U روغن زیتون کاملا طبیعی [دسته بندی یک]
cim U Integrated Computerکارخانه کاملا" اتوماتیک Input Computer
to try something completely new <idiom> U چیزی [روشی ] کاملا متفاوت امتحان کردن
There is no argument about that. U حرف ندارد ( کاملا" مسلم وقطعی است )
figure آنچه کاملا درست نباشد ولی نزدیک باشد
There's a question mark [hanging] over the day-care clinic's future. [A big question mark hangs over the day-care clinic's future.] U آینده درمانگاه مراقبت روزانه [کاملا] نامشخص است.
load line U خط دورکشتی که وقتی کشتی کاملا بارگیری شداب تا انجا میرسد
The borrower is absolutely free to use the amount. U وام گیرنده کاملا مختار به استفاده ازاین مبلغ است .
Everything is hunky-dory. <idiom> U همه چیز کاملا رضایت مندانه است. [اصطلاح روزمره]
hot site U یک مرکز کاملا" مجهزکامپیوتری که برای حالت اضطراری اماده است
He is absolutely determined to go and there's just no reasoning with him. U او [مرد] کاملا مصمم است برود و باهاش هیچ چک و چونه نمیشه زد.
I dont quite remembered to post (mail)your letter. U کاملا" بخاطرم ماند ( یادم نرفت ) که نامه تان را پست کنم
It was an enjoyable performance, if less than ideal. U این نمایشی لذت بخشی بود اگرچه کاملا ایده آل نبود.
output U مجموعه رکوردها که کاملا طبق پارامترهای مختلف پردازش شده اند
outputs U مجموعه رکوردها که کاملا طبق پارامترهای مختلف پردازش شده اند
closed jet tunnel U تونل بادی نه الزاما با مداربسته بلکه قسمت اصلی ان کاملا بسته است
Andy was never interested in school, but Anna was a completely different kettle of fish. U اندی زیاد به مدرسه علاقه نداشت، اما آنا کاملا متفاوت بود.
fairways U قسمت چمن کاملا" کوتاه شده بین نقطه شروع و پایان گلف
fairway U قسمت چمن کاملا" کوتاه شده بین نقطه شروع و پایان گلف
Inevitably it invites/evokes comparison with the original, of which the remake is merely a pale shadow. U این به ناچار مقایسه با نسخه اصلی را مجبور می کند که بازسازی فیلمش کاملا قلابی است.
fullwrite professional U یک برنامه جدید واژه پردازی برای کامپیوتر مکینتاش که متن را با نمودارهای متمایل به مقصود کاملا" عجین میکند
port a punch card U علامتی تجاری برای نوع خاصی از کارت منگنه باقسمتهای سوراخ شده که میتواند با یک مداد یا قلم کاملا"برداشته شود
We are firm believers that party politics has no place in foreign policy. U ما کاملا متقاعد هستیم که سیاست حزب جایی در سیاست خارجی ندارد .
divided highway [American E] U شاهراه چند خطی [جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
to wipe the slate clean <idiom> U شروع تازه ای کردن [تخلفات قبلی را کاملا از پرونده پاک کردن] [اصطلاح]
shake down U جیب کسی را کاملا خالی کردن بیتوته کردن
it is purely absurd U کاملا بی معنی یا پوچ است مهمل صرف است
The coat fitted me like a glove . U کت قالب تنم بود ( کاملا" انداره بود )
quatrefoil U چهار وجهی [این اصطلاح موقعی که یک نگاره و یا کل فرش از چهار قسمت کاملا قرینه بوجود آمده باشد، بکار می رود.]
well found U کاملا مجهز مجهز بوسایل کامل
number cruncher U کامپیوتر کاملا" عددی کامپیوتر محاسباتی
well founded U کاملا مجهز مجهز بوسایل کامل
rosette border U حاشیه گل و بوته [اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
open back U [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
mirror carpet U طرح آینه [در این طرح زمینه اصلی فرش بصورت کاملا ساده و بدون هیچ نقش و نگاری بافته شده و تنها از یک یا دو حاشیه ساده استفاده می شود.]
ansi U برنامه مستقیم نرم افزاری کوچک که کدهای کنترلی صفحه نمایش ANSI را تفسیر میکند و صفحه نمایش را کاملا کنترل میکند
retorsion U عملی است که یک دولت در مقابل عمل دولت دیگری انجام میدهد وعمل اخیر کاملا" مشابه رفتاری است که از دولت اولی سر زده بوده است
The football players are warming up before the game ( match) . U هنوز درگرما گرم موضوع است ( کاملا" متوجه نیست ؟ هنوز گرم است )
gini coefficient U شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
Recent search history Forum search
1some services are not in full force
1The present situation in Afghanistan is quite problematic. The country has very little in the way of existing infrastructure, and no real prospects for economic growth aside from the illegal drug trad
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com