Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
concealment
U
پنهان کردن پوشاندن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
camouflage
U
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaged
U
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflages
U
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaging
U
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
Other Matches
cover one's tracks
<idiom>
U
پنهان کردن یا نگفتن اینکه شخصی کجا بوده (پنهان کاری کردن)
cloaked
U
پنهان کردن
secretes
U
پنهان کردن
closeting
U
پنهان کردن
cloaking
U
پنهان کردن
cloaks
U
پنهان کردن
closeted
U
پنهان کردن
shadows
U
پنهان کردن
cloak
U
پنهان کردن
shadow
U
پنهان کردن
hides
U
پنهان کردن
covers
U
پنهان کردن
encrypt
U
پنهان کردن
shadowing
U
پنهان کردن
secreted
U
پنهان کردن
eloign
U
پنهان کردن
dissimulates
U
پنهان کردن
shadowed
U
پنهان کردن
lay low
<idiom>
U
پنهان کردن
sweep under the rug
<idiom>
U
پنهان کردن
dissimulating
U
پنهان کردن
disguises
U
پنهان کردن
disguised
U
پنهان کردن
closets
U
پنهان کردن
disguise
U
پنهان کردن
conceal
U
پنهان کردن
caches
U
پنهان کردن
dissimulate
U
پنهان کردن
secrete
U
پنهان کردن
mask
U
پنهان کردن
coverings
U
پنهان کردن
closet
U
پنهان کردن
hide
U
پنهان کردن
masks
U
پنهان کردن
cache
U
پنهان کردن
secreting
U
پنهان کردن
conceals
U
پنهان کردن
cover
U
پنهان کردن
disguising
U
پنهان کردن
dissimulated
U
پنهان کردن
hits
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
occult
U
از نظر پنهان کردن
inconcealable
U
غیرقابل پنهان کردن
pockets
U
درجیب پنهان کردن
veils
U
مستوریا پنهان کردن
veil
U
مستوریا پنهان کردن
embed
U
درزمین پنهان کردن
embeds
U
درزمین پنهان کردن
pocket
U
درجیب پنهان کردن
to ballot for
U
بارای پنهان انتخاب کردن
camouflaging
U
پنهان کردن وسایل جنگی
camouflages
U
پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaged
U
پنهان کردن وسایل جنگی
becloud
U
زیر ابر پنهان کردن
hickok belt
U
مخفی شدن پنهان کردن
masks
U
ماسک زدن پنهان کردن
mask
U
ماسک زدن پنهان کردن
software encryption
U
پنهان کردن نرم افزاری
camouflage
U
پنهان کردن وسایل جنگی
camouflages
U
مخفی کردن پوشاندن
fans
U
پوشاندن پوشش کردن
camouflaging
U
مخفی کردن پوشاندن
coats
U
پوشاندن روکش کردن
coatings
U
پوشاندن روکش کردن
fanning
U
پوشاندن پوشش کردن
suffusing
U
پوشاندن اشباع کردن
sheathe
U
غلافدار کردن پوشاندن
immersing
U
زیر اب کردن پوشاندن
immerses
U
زیر اب کردن پوشاندن
coat
U
پوشاندن روکش کردن
immersed
U
زیر اب کردن پوشاندن
immerse
U
زیر اب کردن پوشاندن
suffused
U
پوشاندن اشباع کردن
suffuse
U
پوشاندن اشباع کردن
coated
U
پوشاندن روکش کردن
camouflage
U
مخفی کردن پوشاندن
camouflaged
U
مخفی کردن پوشاندن
sheaths
U
غلافدار کردن پوشاندن
sheathed
U
غلافدار کردن پوشاندن
sheathes
U
غلافدار کردن پوشاندن
suffuses
U
پوشاندن اشباع کردن
fan
U
پوشاندن پوشش کردن
sheath
U
غلافدار کردن پوشاندن
fanned
U
پوشاندن پوشش کردن
wraps
U
لفافه دار کردن پنهان کردن
wrap
U
لفافه دار کردن پنهان کردن
gloss over
<idiom>
U
پنهان کردن ،خوب جلوه دادن
to go underground
U
خود را پنهان کردن
[از اولیاء امور]
to go into hiding
U
خود را پنهان کردن
[از اولیاء امور]
crown
U
تاج گذاری کردن پوشاندن
carbonize
U
باذغال پوشاندن یاترکیب کردن
abler
U
لباس پوشاندن قوی کردن
ablest
U
لباس پوشاندن قوی کردن
liquor
U
با روغن پوشاندن چرب کردن
liquors
U
با روغن پوشاندن چرب کردن
crowns
U
تاج گذاری کردن پوشاندن
papered
U
یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
papers
U
یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
papering
U
یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
tinplate
U
با قلع پوشاندن حلبی کردن
able
U
لباس پوشاندن قوی کردن
paper
U
یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
becloud
U
با ابر پوشاندن تاریک کردن
cache
U
فایل کردن یا قرار دادن در حافظه پنهان
caches
U
فایل کردن یا قرار دادن در حافظه پنهان
cache memory
U
فایل کردن یا قرار دادن در حافظه پنهان
inundated
U
زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
inundating
U
زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
armor plate
U
زره دار کردن پوشاندن بازره
mats
U
بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
inundate
U
زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
mat
U
بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
souse
U
بطور کامل پوشاندن حمله کردن
inundates
U
زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
conceals
U
پنهان کردن یا نشان ندادن اطلاعات یا گرافیک به کاربر
conceal
U
پنهان کردن یا نشان ندادن اطلاعات یا گرافیک به کاربر
cache
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
caches
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
dissembles
U
تدلیس کردن پنهان کردن
encryption
U
رمزدار کردن پنهان کردن
secreted
U
تراوش کردن پنهان کردن
to keep back
U
دفع کردن پنهان کردن
secreting
U
تراوش کردن پنهان کردن
dissembling
U
تدلیس کردن پنهان کردن
dissembled
U
تدلیس کردن پنهان کردن
secrete
U
تراوش کردن پنهان کردن
secretes
U
تراوش کردن پنهان کردن
dissemble
U
تدلیس کردن پنهان کردن
overwatch
U
مراقبت کردن پوشاندن حرکت یکانهای دیگربا اتش
scratchpad
U
حافظه پنهان برای بافر کردن داده ارسالی بین پردازنده سریع و وسیله ورودی / خروجی کند.
stack
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
incrust
U
با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
bedim
U
با ابر پوشاندن ابری یا مانند ابر کردن
occult
U
پنهان
perdue
U
پنهان
cryptically
U
پنهان
cryptic
U
پنهان
perdu or due
U
پنهان
perdu
U
پنهان
backdoor
U
پنهان
delitescent
U
پنهان
cryptical
U
پنهان
ram cache
U
RA پنهان
latent
U
پنهان
benined the curtain
U
پنهان
jackes
U
پنهان
hugger mugger
U
پنهان
abstruse
U
پنهان
hidden line
U
خط پنهان
veiled
U
پنهان
hides
U
پنهان شدن
codes
U
رمزهای پنهان
hidden surface
U
سطح پنهان
hide
U
پنهان شدن
inapparent
U
ناپیدا پنهان
to lie hid
U
پنهان ماندن
insconce
U
پنهان شدن
booby-trap
U
پنهان تله
latescent
U
پنهان شونده
memory cache
U
حافظه پنهان
booby trap
U
پنهان تله
disguised unemployment
U
بیکاری پنهان
disguised underemployment
U
کم کاری پنهان
hidden objects
U
اشیاء پنهان
hidden file
U
فایل پنهان
hidden line removal
U
حذف خط پنهان
hidden unemployment
U
بیکاری پنهان
hideousness
U
پنهان بودن
hidden inflation
U
تورم پنهان
obreption
U
پنهان روی
i hid my self
U
را پنهان کردم
hidden codes
U
کدهای پنهان
hickok belt
U
پنهان شدن
to keep dark
U
پنهان ماندن
concealment
U
پنهان بودن
under cover
<idiom>
U
پنهان شدن
surreptitious
U
پنهان محرمانه
fudge
U
پنهان شدن
hidden
U
پنهان کرده
burrowed
U
پنهان شدن
furtive
U
پنهان نهانی
concealed
U
پنهان شده
fudges
U
پنهان شدن
abscond
U
پنهان شدن
fudging
U
پنهان شدن
concealable
U
پنهان کردنی
to absent oneself
U
پنهان شدن
to be in hiding
U
پنهان ماندن
crypianalysis
U
پنهان کاری
fudged
U
پنهان شدن
cover up
<idiom>
U
پنهان کاربدواشتباه
to be in hiding
U
پنهان بودن
cryptography
U
پنهان شناسی
by end
U
قصد پنهان
absconds
U
پنهان شدن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com