English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
binding U مهار کردن بار در روی پالت
bindings U مهار کردن بار در روی پالت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
flat pallet U پالت کف هواپیما یا کشتی پالت صاف پالت کف صاف
ties U متصل کردن مهار کردن مهار
tie U متصل کردن مهار کردن مهار
pallet U پالت
pallets U پالت
pallet U پالت
pallete U پالت
deck board U کف پالت
clamping U مهار کردن
clamp U مهار کردن
chucking U مهار کردن
clamped U مهار کردن
chucks U مهار کردن
chucked U مهار کردن
clamps U مهار کردن
chuck U مهار کردن
box palet U پالت جعبهای
restrain U نگهداشتن مهار کردن
chucking automatic U مهار کردن خودکار
restraining U نگهداشتن مهار کردن
restrains U نگهداشتن مهار کردن
pallette U لوحه ارایش پالت
palletized U پالت بندی شده
palletetisation U بصورت پالت دراوردن
ground tackle U وسیله مهار کردن قایق
bolster plate U صفحه برای مهار کردن
box palet U پالت مکعب مستطیل شکل
deck board U کف یا رویه پالت حمل مهمات
air delivery platform U پالت مخصوص بارریزی هوایی
mooring U نقطه مهار کردن قایق به ساحل
triple team U سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
stanchion U مهار یامحدودکردن تیر دار کردن
mooring line U طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
strings attached <idiom> U تحت کنترل قرار دادن،مهار کردن
aircraft arresting reset unit U وسیله اماده کردن مجددسیستم مهار هواپیما
cable U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cabled U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
controlling U کنترل کردن مهار کردن
controls U کنترل کردن مهار کردن
control U کنترل کردن مهار کردن
anchor block U بلوکهایی که جهت مهار کردن لوله هنگام نصب کار گذاشته میشوند
span U مهار
unbridle U بی مهار
guy U مهار
bond U مهار
anchorage U مهار
chucking U مهار
anchorages U مهار
spans U مهار
spanning U مهار
make fast U مهار
spanned U مهار
restraints U مهار
restraint U مهار
controlling U مهار
guide rope U مهار
frenum U مهار
anchors U مهار
guys U مهار
bearing rein U مهار
braced U مهار
anchor U مهار
brace U مهار
halters U مهار
halter U مهار
control U مهار
belaying pin U مهار
chainage U مهار
controls U مهار
anchoring U مهار
bridling U زنجیر مهار
bridles U زنجیر مهار
gripping jaw U فک مهار کننده
wiring harness U مهار سیم
anchor rod U میل مهار
bridling U مهار ناو
anchor pole U دیرک مهار
foot trap U مهار توپ با کف پا
sagrod U مهار عرضی
knee brace U مهار زانوئی
sag rod U مهار عرضی
raker U تیر مهار
topping lift U مهار بالایی
prony brake U مهار پرونی
bollard U میله مهار
uncontrolled U مهار نشده
bollards U میله مهار
mooring pendant U سیم مهار
mooring ring U حلقه مهار
mooring rope U طناب مهار
holdfast U مهار گیر
knee-brace U مهار زانویی
guy wire U سیم مهار
mooring swivel U مدور مهار
mooring line U سیم مهار
electrical shant U مهار برقی
stay U تکیه مهار
angle-tie U مهار قطری
ball control U مهار توپ
stayband U حلقه مهار
restrained U مهار شده
arresting sheave U پل مهار هواپیما
angle-tie U مهار گوشه
mooring buoy U بویه مهار
drogue U مهار چتری
bollard U تیر مهار
tawie U سست مهار
tie rod U میل مهار
stayed U تکیه مهار
tractable U سست مهار
bridles U مهار ناو
martingale U مهار جلو
daedman U مهار وزنی
cross brace U مهار عرضی
bridled U زنجیر مهار
bridled U مهار ناو
span wire U سیم مهار
bridle U زنجیر مهار
controlled U مهار شده
bridle U مهار ناو
mooring swivel U خودگر مهار مین
clamp U مهار گیره عقربک
mooring line U طناب مهار مین
barricading U مهار هواپیما سد جاده
aircraft arresting U دستگاه مهار هواپیما
clamps U مهار گیره عقربک
barricades U مهار هواپیما سد جاده
clamped U مهار گیره عقربک
barricaded U مهار هواپیما سد جاده
barricade U مهار هواپیما سد جاده
moorage U محل مهار کشتی
clamping U مهار گیره عقربک
escalates U از مهار خارج شدن
forward bow spring U طناب مهار کشتی
tie down U مهار هواپیما یا کشتی
aircraft arresting hook U قلاب مهار هواپیما
leg trap U مهار توپ با ساق پا
restraining forces U نیروهای مهار کننده
anchored filament U افروزه مهار شده
buoy pendant U زنجیر مهار بویه
clamping sleeve U مفصل مهار کننده
escalate U از مهار خارج شدن
aircraft arrestment U عملیات مهار هواپیما
clamping fixture U گیره مهار کننده
escalated U از مهار خارج شدن
aircraft arresting complex U وسایل مهار هواپیما
escalating U از مهار خارج شدن
arresting sheave U ریل و سرسره مهار هواپیما
arresting system payout U بازده سیستم مهار هواپیما
equitation U هنر سواری و مهار اسب
arresting net stanchion U قلاب تور مهار هواپیما
dragging-piece U [مهار تیر شیروانی نبش]
dragon-piece U [مهار تیر شیروانی نبش]
clamping jaw U فکهای مهار کننده گیره
afterbow U طناب مهار سینه ناو
shift U تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
shifts U تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
uncleat U بازکردن طناب مهار قایق ازساحل
shifted U تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
blocking and chocking U مهار بار روی وسیله ترابری
hook cable U کابل قلاب اتصال مهار هواپیما
headfast U طنابی که سرکشتی را با ان به گویه یا باراندازمهارمیکنند مهار
arresting system purchase element U وسیله ضربه گیر سیستم مهار هواپیما
smother U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smothered U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
forestay U مهار بین پیش دگل وعرشه کشتی
smothers U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smothering U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
lies U نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
lied U نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
lie U نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
chock U قطعه فلزی 2 شاخه که طنای مهار ازان میگذرد
fender U بالشتک حایل بین طناب و محل مهار یا قایق دیگر
safety valve U پاس کوتاه به مدافع وقتی دریافت کنندگان دیگر بوسیله حریف مهار شده اند
cargo tie down point U محل مهار بار روی وسیله محل بستن محمولات
tie down U وسیله مهار هواپیما در محوطه پارکینگ وسیله بستن
aircraft arresting barrier U وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
loop sling U مهار حلقوی بار بند حلقوی
mainstays U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
slings U بند مهار بند قلاب
slinging U بند مهار بند قلاب
sling U بند مهار بند قلاب
arresting gear U دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com