Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
temporalize
U
مطابق مقتضیات وقت عمل کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to go with the tide
U
طبق مقتضیات رفتار کردن
standards
U
مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
standard
U
مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
circumstances
U
مقتضیات
accommodation
U
سازش با مقتضیات محیط
accommodations
U
سازش با مقتضیات محیط
functional shift
U
تغییر یک کلمه یا عبارت برحسب مقتضیات دستوری
adjust
U
مطابق کردن
to pattern out
U
ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
synchronised
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronising
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronize
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronises
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronizes
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
doctrinaire
U
کسی که می خواهد نظریات و اصول خودرا بدون توجه به مقتضیات اجرا کند
doctrinaire
U
کسیکه نظریات واصول خود رابدون توجه به مقتضیات میخواهد اجرا کند
to adjust
U
وفق دادن
[سازگار کردن]
[مطابق کردن ]
synchronize
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
tally
U
تطبیق کردن مطابق بودن
synchronising
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronises
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
sovietize
U
مطابق رژیم شوروی کردن
synchronised
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
tallies
U
تطبیق کردن مطابق بودن
tallying
U
تطبیق کردن مطابق بودن
adjusts
U
تسویه نمودن مطابق کردن
synchronizes
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
adjusting
U
تسویه نمودن مطابق کردن
tallied
U
تطبیق کردن مطابق بودن
sinify
U
مطابق اداب ورسوم چینی کردن
sinicize
U
مطابق اداب ورسوم چینی کردن
adjusts
U
مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
adjusting
U
مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
phoneticism
U
عقیده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدایا تلفظان
sanitize
U
مطابق اصول بهداشت کردن از روی اصول بهداشتی عمل کردن
dynamic condition
U
شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
in register
U
مطابق
incompliance with
U
مطابق
in keeping
U
مطابق
correspondent
U
مطابق
correspondents
U
مطابق
consilient
U
مطابق
correspounding
U
مطابق
complied
U
مطابق با
correspoundent
U
مطابق
congurous
U
مطابق
complied with
U
مطابق با
complying
U
مطابق با
comply
U
مطابق با
frae
U
مطابق
corresponding to
U
مطابق با
corresponding to
U
مطابق
accordant
U
مطابق
confirming
U
مطابق
similiar
U
مطابق
secundumn
U
مطابق
according to
U
مطابق
corresponding
U
مطابق
respondent
U
مطابق
from
U
مطابق
pursuant
U
مطابق
matched
U
مطابق
according
U
مطابق
even with
U
مطابق
respondents
U
مطابق
within
U
مطابق
agreeably to
U
مطابق
similar
U
مطابق
complies
U
مطابق با
after
U
مطابق
poshest
U
مطابق مد روز
geometrically
U
مطابق هندسه
constitutionally
U
مطابق قانون
to
U
برحسب مطابق
trendier
U
مطابق آخرین مد
relevant
U
وابسته مطابق
synchronize
U
مطابق بودن
synchronizes
U
مطابق بودن
at my request
U
مطابق با تقاضای من
pursuant to
U
مطابق برحسب
corresponding
U
مطابق متشابه
trendiest
U
مطابق آخرین مد
trendy
U
مطابق آخرین مد
correspound
U
مطابق بودن
pedagogically
U
مطابق فن تعلیم
newfashioned
U
مطابق مد روز
physiologically
U
مطابق فیزیولوژی
synchronising
U
مطابق بودن
to correspond to
U
مطابق بودن
synchrinized
U
مطابق بودن
orthodox
U
مطابق مرسوم
corresponds
U
مطابق بودن
fashionably
U
مطابق معمول
up-to-date
U
مطابق روز
as usual
U
مطابق معمول
corresponded
U
مطابق بودن
by the square
U
مطابق نمونه
correspond
U
مطابق بودن
by my watch
U
مطابق ساعت من
astronomically
U
مطابق هیئت
up to date
U
مطابق روز
in accordance with
U
مطابق موافق
synchronised
U
مطابق بودن
synchronises
U
مطابق بودن
posher
U
مطابق مد روز
posh
U
مطابق مد روز
traditionally
U
مطابق احادیث
testamentary
U
مطابق با وصیت
homologize
U
مطابق شدن
hygienically
U
مطابق بهداشت
after the manner of
U
بتقلید مطابق
conform to
U
مطابق بودن با
pedagogical teaching
U
اموزش مطابق فن تعلیم
biblical
U
مطابق کتاب مقدس
true life
U
مطابق زندگی روزمره
accentually
U
مطابق تکیه صدا
reconstruction
U
نمونه مطابق اصل
pedagogically
U
مطابق علم اموزش
dialectically
U
مطابق قواعد منطق
ideal
U
مطابق نمونه واقعی
reconstructions
U
نمونه مطابق اصل
modular
U
مطابق اندازه یامقیاس
discretionally
U
مطابق میل و اختیار
ethnologically
U
مطابق علم نژادشناسی
keping with one's view
U
مطابق نظرکسی بودن
anatomically
U
مطابق علم تشریح
anno hegirae
U
مطابق تقویم هجری
technically
U
مطابق اصول فنی
ideals
U
مطابق نمونه واقعی
ethically
U
مطابق علم اخلاق
to keep step to a band
U
مطابق موزیک پازدن
up-to-date
U
مطابق اخرین طرز
metronomic
U
مطابق میزانه شمار
paralleling
U
نظیر مطابق بودن با
parallelled
U
نظیر مطابق بودن با
parallelling
U
نظیر مطابق بودن با
cut and dried
U
مطابق نقشه وبرنامه
meet
U
مطابق شرایط بودن
cut and dry
U
مطابق نقشه وبرنامه
cut-and-dried
U
مطابق نقشه وبرنامه
constitutional
U
مطابق قانون اساسی
currencies
U
مطابق روز بودن
currency
U
مطابق روز بودن
musically
U
مطابق اصول موسیقی
true copy
U
رونوشت مطابق با اصل
up to date
U
مطابق اخرین طرز
classics
U
مطابق بهترین نمونه
meets
U
مطابق شرایط بودن
parallel
U
نظیر مطابق بودن با
classic
U
مطابق بهترین نمونه
paralleled
U
نظیر مطابق بودن با
parallels
U
نظیر مطابق بودن با
quite the thing
U
مطابق بارسم معمول
standardizes
U
مطابق درجه معینی دراوردن
moresque
U
مطابق با سبک مغربیهای افریقا
standardizing
U
مطابق درجه معینی دراوردن
standardize
U
مطابق درجه معینی دراوردن
standardising
U
مطابق درجه معینی دراوردن
phonetioist
U
طرفداری املای مطابق صدا
standardises
U
مطابق درجه معینی دراوردن
up to date
U
امروزی تازه مطابق روز
ethnically
U
مطابق علم طوایف بشر
answers
U
بدرد خوردن مطابق بودن
models
U
مطابق مدل معینی در اوردن
modelled
U
مطابق مدل معینی در اوردن
answering
U
بدرد خوردن مطابق بودن
modeled
U
مطابق مدل معینی در اوردن
standardised
U
مطابق درجه معینی دراوردن
model
U
مطابق مدل معینی در اوردن
answered
U
بدرد خوردن مطابق بودن
answer
U
بدرد خوردن مطابق بودن
ideally
U
مطابق ارزو و یاکمال مطلوب
up-to-date
U
امروزی تازه مطابق روز
sunwise
U
مطابق گردش عقربک ساعت
standardization
U
مطابق معیار خاص دراوردن
with the sun
U
مطابق گردش عقربک ساعت
that i snot in keepingwith our
U
این مطابق نظریه مانیست
symptomatic
U
مطابق نشانه بیماری نماینده
grammatically
U
مطابق ایین دستوریاصرف ونحو
conventional
U
مرسوم مطابق ایین وقاعده
orthodox
U
مطابق عقاید کلیسای مسیح
update
U
مطابق روز پیش بردن
updated
U
مطابق روز پیش بردن
updates
U
مطابق روز پیش بردن
scriptural
U
مطابق متن کتاب مقدس
clockwise
U
مطابق گردش عقربههای ساعت راستگرد
to pursue a plan
U
مطابق طرح یا نقشهای پیش رفتن
grammatical
U
صرف و نحوی مطابق قواعد دستور
to marry well
U
جفت
[زوج]
مطابق بهم بودن
accordantly
U
بطور موافق یا مطابق چنانکه جور باشد
conventionally
U
برطبق ایین ورسوم قراردادی- مطابق قرارداد
standard load
U
بار مهمات مطابق نمونه یا تنظیم شده
rhetorically
U
مطابق علم معانی بیان یا فصاحت فصیحانه
standardized
U
مطابق نمونه و معیار عمومی تهیه شده
phonetist
U
متخصص ترکیب صداها طرفداری املای مطابق صدا
It is to your taste (liking).
U
باب دندان شما است ( مطابق میل وسلیقه )
scholastically
U
موافق اصول اموزشگاهها مطابق منطق قدیمی ها طلبه وار
an iconic statue
U
مجسمهای که از روی نمونه و مطابق قرارداد صنعتی ساخته شده باشد
formfitting
U
مطابق طرح بدن بشکل بدن
stylish
U
باب روز مطابق مد روز
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com