Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sovietize
U
مطابق رژیم شوروی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sovietization
U
انطباق با رژیم شوروی
standard
U
مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
standards
U
مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
deliberative
U
شوروی
Soviet
U
شوروی
Soviets
U
شوروی
adjust
U
مطابق کردن
to pattern out
U
ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
Soviet Union
U
اتحاد شوروی
soviet economy
U
اقتصاد شوروی
consultative
U
شورایی شوروی
Kremlin
U
دولت شوروی
the soviet republics
U
جماهیر شوروی
synchronised
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronises
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronize
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronizes
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronising
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
Union of Soviet Socialist Republics
U
اتحادجماهیر شوروی سوسیالیستی
to adjust
U
وفق دادن
[سازگار کردن]
[مطابق کردن ]
synchronising
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronize
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
tallying
U
تطبیق کردن مطابق بودن
synchronizes
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronises
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
tallied
U
تطبیق کردن مطابق بودن
tallies
U
تطبیق کردن مطابق بودن
adjusts
U
تسویه نمودن مطابق کردن
synchronised
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
adjusting
U
تسویه نمودن مطابق کردن
tally
U
تطبیق کردن مطابق بودن
gosplan
U
سازمان برنامه ریزی شوروی
bear
U
لقب روسیه ودولت شوروی
bears
U
لقب روسیه ودولت شوروی
temporalize
U
مطابق مقتضیات وقت عمل کردن
sinicize
U
مطابق اداب ورسوم چینی کردن
sinify
U
مطابق اداب ورسوم چینی کردن
adjusts
U
مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
adjusting
U
مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
phoneticism
U
عقیده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدایا تلفظان
dumbarton oaks conference
U
شوروی و چین ضمن مذاکراتی شالوده سازمان ملل متحد را ریختند
the big three
U
ترومن و استالین وهم چنین به انگلستان امریکا و شوروی اطلاق میشود
regime
U
رژیم
regimes
U
رژیم
operating conditions
U
رژیم
operating condition
U
رژیم
rTgimes
U
رژیم
sanitize
U
مطابق اصول بهداشت کردن از روی اصول بهداشتی عمل کردن
saturation state
U
رژیم اشباع
rating
U
رژیم اسمی
dieting
U
رژیم گرفتن
dieting
U
رژیم غذایی
dieted
U
رژیم گرفتن
diet
U
رژیم گرفتن
diets
U
رژیم گرفتن
diets
U
رژیم غذایی
diet
U
رژیم غذایی
ratings
U
رژیم اسمی
food program
U
رژیم تغذیه
dieted
U
رژیم غذایی
I'm on a diet.
من رژیم غذایی دارم.
dietetic
U
وابسته به رژیم غذایی
capitalism
U
رژیم سرمایه داری
space charge limited current state
U
رژیم بار پیرامونی
royalism
U
طرفداری از رژیم سلطنتی
dietary
U
مربوط به رژیم غذایی
residual current state
U
رژیم جریان مانده
monarchy
U
سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
monarchies
U
سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
stagnation thesis
U
تز انحطاط و ورشکستگی رژیم سرمایه داری
totalism
U
رژیم حکومت متمرکز در یک قدرت مرکزی
totalitarianism
U
رژیم حکومت متمرکز در یک قدرت مرکزی
dietetics
U
فن پرهیز یا رژیم غذایی مبحث اغذیه
opportunism
U
به سرعت بر حسب اوضاع سیاسی یا تغییر رژیم وزمامدار
rapallo treaty
U
قرارداد یا معاهده راپالو قرارداد دوستی منعقده بین دولتین المان و شوروی به سال 2291 در محل راپالوواقع در ایتالیا
Marasali
U
ماراسالی
[این روستا که به شیروان معروف بوده در آذربایجان شوروی قرار داشته و نمونه جالبی از فرش محرابی به همراه بته جقه ها در آن بافته می شود.]
caucasus
U
منطقه قفقاز و یا آذربایجان و ارمنستان امروزی در شوروی که قالی آن با گره ترکی و نقوش هندسی همراه بوده و به نام قالی قفقازی معروف است
potsdom agreement
U
موافقتنامه پوتسدام موافقتنامه منعقده بین امریکاو شوروی و انگلیس پس ازپایان جنگ جهانی دوم به سال 5491 که در ان سه دولت خط مشی خود را نبست به المان اشغال شده
complying
U
مطابق با
comply
U
مطابق با
complies
U
مطابق با
frae
U
مطابق
incompliance with
U
مطابق
in keeping
U
مطابق
in register
U
مطابق
even with
U
مطابق
correspondent
U
مطابق
confirming
U
مطابق
correspondents
U
مطابق
complied
U
مطابق با
respondent
U
مطابق
respondents
U
مطابق
from
U
مطابق
similiar
U
مطابق
within
U
مطابق
secundumn
U
مطابق
pursuant
U
مطابق
corresponding
U
مطابق
according to
U
مطابق
corresponding to
U
مطابق
matched
U
مطابق
agreeably to
U
مطابق
accordant
U
مطابق
similar
U
مطابق
consilient
U
مطابق
correspounding
U
مطابق
correspoundent
U
مطابق
after
U
مطابق
corresponding to
U
مطابق با
according
U
مطابق
complied with
U
مطابق با
congurous
U
مطابق
orthodox
U
مطابق مرسوم
newfashioned
U
مطابق مد روز
up-to-date
U
مطابق روز
correspond
U
مطابق بودن
corresponding
U
مطابق متشابه
in accordance with
U
مطابق موافق
up to date
U
مطابق روز
as usual
U
مطابق معمول
hygienically
U
مطابق بهداشت
constitutionally
U
مطابق قانون
conform to
U
مطابق بودن با
by the square
U
مطابق نمونه
by my watch
U
مطابق ساعت من
geometrically
U
مطابق هندسه
astronomically
U
مطابق هیئت
poshest
U
مطابق مد روز
posher
U
مطابق مد روز
posh
U
مطابق مد روز
correspound
U
مطابق بودن
homologize
U
مطابق شدن
after the manner of
U
بتقلید مطابق
at my request
U
مطابق با تقاضای من
to
U
برحسب مطابق
trendier
U
مطابق آخرین مد
physiologically
U
مطابق فیزیولوژی
synchronizes
U
مطابق بودن
testamentary
U
مطابق با وصیت
synchronize
U
مطابق بودن
synchronising
U
مطابق بودن
synchronises
U
مطابق بودن
relevant
U
وابسته مطابق
synchrinized
U
مطابق بودن
pedagogically
U
مطابق فن تعلیم
traditionally
U
مطابق احادیث
synchronised
U
مطابق بودن
trendiest
U
مطابق آخرین مد
to correspond to
U
مطابق بودن
pursuant to
U
مطابق برحسب
corresponds
U
مطابق بودن
corresponded
U
مطابق بودن
trendy
U
مطابق آخرین مد
fashionably
U
مطابق معمول
true life
U
مطابق زندگی روزمره
pedagogically
U
مطابق علم اموزش
currency
U
مطابق روز بودن
parallels
U
نظیر مطابق بودن با
pedagogical teaching
U
اموزش مطابق فن تعلیم
parallelling
U
نظیر مطابق بودن با
parallelled
U
نظیر مطابق بودن با
paralleling
U
نظیر مطابق بودن با
paralleled
U
نظیر مطابق بودن با
parallel
U
نظیر مطابق بودن با
classic
U
مطابق بهترین نمونه
ideals
U
مطابق نمونه واقعی
classics
U
مطابق بهترین نمونه
true copy
U
رونوشت مطابق با اصل
ideal
U
مطابق نمونه واقعی
cut and dried
U
مطابق نقشه وبرنامه
technically
U
مطابق اصول فنی
accentually
U
مطابق تکیه صدا
cut and dry
U
مطابق نقشه وبرنامه
cut-and-dried
U
مطابق نقشه وبرنامه
musically
U
مطابق اصول موسیقی
up-to-date
U
مطابق اخرین طرز
quite the thing
U
مطابق بارسم معمول
anno hegirae
U
مطابق تقویم هجری
anatomically
U
مطابق علم تشریح
currencies
U
مطابق روز بودن
meet
U
مطابق شرایط بودن
reconstructions
U
نمونه مطابق اصل
ethically
U
مطابق علم اخلاق
ethnologically
U
مطابق علم نژادشناسی
to keep step to a band
U
مطابق موزیک پازدن
metronomic
U
مطابق میزانه شمار
up to date
U
مطابق اخرین طرز
constitutional
U
مطابق قانون اساسی
keping with one's view
U
مطابق نظرکسی بودن
reconstruction
U
نمونه مطابق اصل
modular
U
مطابق اندازه یامقیاس
biblical
U
مطابق کتاب مقدس
dialectically
U
مطابق قواعد منطق
discretionally
U
مطابق میل و اختیار
meets
U
مطابق شرایط بودن
up-to-date
U
امروزی تازه مطابق روز
answering
U
بدرد خوردن مطابق بودن
standardises
U
مطابق درجه معینی دراوردن
modeled
U
مطابق مدل معینی در اوردن
model
U
مطابق مدل معینی در اوردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com