English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (28 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
spot U مشاهده کردن گلوله ها
spots U مشاهده کردن گلوله ها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sensing U تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
clues U گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
clue U گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
perceiving U مشاهده کردن
observed U مشاهده کردن
observe U مشاهده کردن
observes U مشاهده کردن
perceived U مشاهده کردن
twing U مشاهده کردن
apperceive U مشاهده کردن
perceive U مشاهده کردن
perceives U مشاهده کردن
behold U مشاهده کردن
beholding U مشاهده کردن
beholds U مشاهده کردن
sees U مشاهده کردن
observing U مشاهده کردن
see U مشاهده کردن
sight the anchor U مشاهده کردن لنگر
ovservation U مشاهده رصد کردن
identified U مشاهده کردن شناسایی کنید
identifies U مشاهده کردن شناسایی کنید
identify U مشاهده کردن شناسایی کنید
identifying U مشاهده کردن شناسایی کنید
miss U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
trends U مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
trend U مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
misses U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
missed U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
see for oneself U از نزدیک مشاهده کردن بچشم خود دیدن
sabot U کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
frangible bullet U گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
fire ball U گلوله انفجاری گوی اتشین اتمی گلوله
ogive U ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
observing U مراعات کردن مشاهده کردن
observes U مراعات کردن مشاهده کردن
observations U دیدبانی کردن مشاهده کردن
observe U مراعات کردن مشاهده کردن
observed U مراعات کردن مشاهده کردن
observation U دیدبانی کردن مشاهده کردن
dud U منفجرنشدن گلوله گلوله ناپیدا
splinterproof U ضدبسکهای گلوله ضد قطعات گلوله
velocity jump U جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
launched U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launches U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launching U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launch U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
maximum ordinate U حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
bullet-proof U ضد گلوله کردن
ball U گلوله کردن
to round up U گلوله کردن
clew U گلوله کردن
shell off U گلوله باران کردن
slugged U گلوله باران کردن
cannonade U گلوله باران کردن
slug U گلوله باران کردن
lack vt U با گلوله سوراخ کردن
shoots U پرتاب کردن گلوله
slugs U گلوله باران کردن
discharge U خالی کردن گلوله
shoot U پرتاب کردن گلوله
bombards U بمباران کردن گلوله باران کردن
bombard U بمباران کردن گلوله باران کردن
bombing U بمباران کردن گلوله باران کردن
to wind up U کوک کردن اماده کردن گلوله
bombarding U بمباران کردن گلوله باران کردن
bombarded U بمباران کردن گلوله باران کردن
to roll a huge snowball U گلوله بزرگی از برف درست کردن
base of trajectory U تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
nuclear stalemate U گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
stabilization U برقرار کردن تعادل یاثبات گلوله در مسیر
windage U حرکت سمتی اثر باد درمنحرف کردن گلوله
square base U کف گلوله یا قسمت ته گلوله
bombardments U گلوله باران کردن تک به هدف به وسیله اتش هوایی یا توپخانه
bombardment U گلوله باران کردن تک به هدف به وسیله اتش هوایی یا توپخانه
shells U بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shelling U بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shell U بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
side spray U بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
observations U مشاهده
observation U مشاهده
observantion U مشاهده
seeing U مشاهده
course line shot U مشاهده در خط
stand-offs U برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand off U برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand-off U برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
perceptivity U قوه مشاهده
observation error U خطای مشاهده
animadversion U مراقبت مشاهده
observability U مشاهده پذیری
observational U مبنی بر مشاهده
observers U مشاهده کننده
observer U مشاهده کننده
naturalistic observation U مشاهده طبیعی
observational techniques U فنون مشاهده
objective U قابل مشاهده
beheld U مشاهده شده
beheld U مشاهده کرده
unseen U مشاهده نشده
faculty of observation U قوه مشاهده
ovservation U قوه مشاهده
objectives U قابل مشاهده
a posteriori U مبنی بر تجربه و مشاهده
perception U مشاهده قوه ادراک
history U صفحاتی که مشاهده شده
observational error U خطای مشاهده [ریاضی]
empirically U از روی مشاهده و تجربه
participant observer U مشاهده گر شرکت کننده
perceptions U مشاهده قوه ادراک
participant observation U مشاهده توام با مشارکت
imperceptibly U بطور غیرقابل مشاهده
histories U صفحاتی که مشاهده شده
observable quantity U کمیت مشاهده پذیر
imperceptible U غیر قابل مشاهده
observed frequency U بسامد مشاهده شده
perceivable U مشاهده کردنی دیدنی
observed score U نمره مشاهده شده
indiscernibly U بطور غیرقابل مشاهده
perceptiveness U بینایی قوه مشاهده
perception of an object U مشاهده یا دیدن چیزی
ballistics of penetration U شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
reviews U مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
reviewing U مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
imperceptibility U غیر قابل مشاهده بودن
reviewed U مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
review U مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
water displacement U زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
premature U عمل پیشرس پیش از وقت عمل کردن گلوله
hit U اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hitting U اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hits U اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
confucion symbols U علاپم کنفسیون که صرفا در فرش چین مشاهده می شود
incidental images U تصویرهایی که مشاهده انهانتیجه تاثیراتی است که ازچشم ناپدیدگشته اند
periscope U دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
periscopes U دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
angle of arrival U زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
lead collision course U مسیر تصادم گلوله با هدف خط تصادم گلوله با هدف
homosphere U قسمتی از اتمسفر که در ان تغییری در ترکیب و ساخت گازهای تشکیل دهنده مشاهده نمیشود
hidden U پاک کننده خط وطی که در هنگام مشاهده شکل دوبعدی یک شی سه بعدی نباید دیده شوند
Internet U جستجوگر وب سافت ماکروسافت که در حال حاضر آماده است و به کاربر امکان مشاهده صفحه وب را میدهد
system follow up U ارزیابی و بررسی مستمرسیستم جدید نصب شده به منظور مشاهده میزان عملکرد ان طبق طرح
diamonds U شکل موجهای ضربهای که معمولا در جریان خروجی راکتها بصورت لوزیهای پشت سر هم قابل مشاهده است
System Monitor U امکانی در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده اجرای منابع PC را میادهد و اگر وسیله اشتراکی دارند بررسی میکند
finder U واسط کاربر گرافیکی به Macintosh اجازه دادن به کابر به مشاهده فایل ها و شروع برنامههای کاربردی با استفاده از Mouse
thumbnail U نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی
news reader U نرم افزاری که به کاربر امکان مشاهده لیست گروههای خبری و خواندن مقالات چاپ شده در هر گروه یا ارسال آن مقاله را میدهد
thumbnails U نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی
observer U نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
observers U نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
gastroscope U اسباب معاینه داخلی معده وسیله مشاهده داخل معده
rounds U گلوله ها
line shot U گلوله در خط
bullet گلوله
fire ball U گلوله
ball U گلوله
round U گلوله
cannon proof U ضد گلوله
globes U گلوله
globe U گلوله
roundest U گلوله
cartridges U گلوله
cartridge U گلوله
bullets U گلوله
clue U گلوله نخ
shell proof U ضد گلوله
clues U گلوله نخ
gunshots U گلوله
pellet U گلوله
glomerule U گلوله رگ
projectile U گلوله
gunshot U گلوله
shot U گلوله
bullet-proof U ضد گلوله
shots U گلوله
unfriendly act هر نوع عملی که از یک دولت سر بزند و دولت دیگر در آن ضرری نسبت به منافع خود مشاهده کند
high oblique U عکس هوایی موربی که ازارتفاع زیاد گرفته شده و افق فاهری عکس در ان مشاهده میشود
browse U مشاهده داده در پایگاه داده ها یا سیستم online
browses U مشاهده داده در پایگاه داده ها یا سیستم online
browsed U مشاهده داده در پایگاه داده ها یا سیستم online
presentment U اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
shrapnel U گلوله افشان
shrapnel U گلوله انفجاری
incendiary U گلوله اتش زا
burst center U مرکز گلوله
shell fragments U قطعات گلوله
bulletproof U ضد یا مانع گلوله
shell fragments U بسک گلوله
blob U گلوله حباب
ounce of lead U گلوله سربی
cease loading U گلوله را پرنکنید
loading tray U سینی پر کن گلوله
live round U گلوله جنگی
cartouch U گلوله توپ
cartouche U گلوله توپ
trajectories U مسیر گلوله
trajectories U خط سیر گلوله
trajectory U مسیر گلوله
trajectory U خط سیر گلوله
center of burst U مرکزاصابت گلوله
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com