English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
spot U مسافت یابی کردن
spots U مسافت یابی کردن
ranging U مسافت یابی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
range sensing U تخمین زدن برد مسافت یابی کردن
Other Matches
sofar U سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
range finding U مسافت یابی
ranging U مسافت یابی
sound ranging U مسافت یابی صوتی
flash ranging U مسافت یابی نوری
ranging pole U شاخصهای مسافت یابی
flash ranging location U تعیین محل هدفها با مسافت یابی نوری
telemetering U ارزیابی کردن موشکها مسافت سنجی کردن مسافت سنجی
photo distance U مسافت اندازه گیری شده ازعکس هوایی مسافت روی عکس
time distance U مسافت زمانی حرکت ستون مسافت طی شده در زمان معین
scattering mean free path U مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
mean free path for attenuation U مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
range scale U طبله برد مقیاس مسافت جدول مسافت
attenuation mean free path U مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
mean free for scattering U مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
involution U توان یابی قوه یابی
short international U مسابقهای که هر تیرانداز 03تیر از مسافت 05 متر و 03تیر از مسافت 53 متر و 03تیر از مسافت 52 متر با تیرو کمان می اندازد
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
range section U قسمت مسئول مسافت یاب یاکار با دستگاه مسافت یاب دریک اتشبار
calibrates U تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrating U تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrated U تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrate U تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
extrapolates U برون یابی کردن
traces U رد یابی کردن نشان
sound U عمق یابی کردن
extrapolating U برون یابی کردن
direction finding U جهت یابی کردن
interpolated U درون یابی کردن
interpolates U درون یابی کردن
interpolating U درون یابی کردن
plumb U ژرف یابی کردن
extrapolated U برون یابی کردن
extrapolate U برون یابی کردن
direction finding U سمت یابی کردن
sounded U عمق یابی کردن
trace U رد یابی کردن نشان
sounds U عمق یابی کردن
soundest U عمق یابی کردن
interpolate U درون یابی کردن
traced U رد یابی کردن نشان
range component U عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
windsor round U مسابقه تیراندازی با 63 تیراز مسافت 06 متری و 63تیر از مسافت 05 متری و63 تیر از 04 متری با کمان
locates U مستقر ساختن مکان یابی کردن
located U مستقر ساختن مکان یابی کردن
locate U مستقر ساختن مکان یابی کردن
locating U مستقر ساختن مکان یابی کردن
range spotting U تخمین مسافت کردن
range finding U تخمین مسافت کردن
vehicle stopping distance U مسافت ایست وسیله نقلیه مسافت ایست خودرو
To cover (traverse)long distances. U مسافت زیادی راطی کردن
mean free path absorption U مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب
road distance U مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
coincidence range finder U مسافت یاب دوشاخهای مسافت یاب انطباقی
absorption mean free path U مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب
halving U نیم حباب منطبق شونده درانواع دوربینها و مسافت یابها برای تراز کردن
escheat U حق تصرف دارایی متوفی ازطرف دولت یا پادشاه درموردی که متوفی بی وارث یابی وصیت مرده باشد مصادره کردن
range spotting U تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
vetoing U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
edging U حاشیه یابی
position finding U موقعیت یابی
surveyed U زمینه یابی
direction finding U جهت یابی
edgings U حاشیه یابی
extrapolations U برون یابی
i. and evdevolution U توان یابی
interpolation U درون یابی
interpolation U میان یابی
interpolations U میان یابی
interpolations U درون یابی
troubleshooting U عیب یابی
troubleshooting U اشکال یابی
addressing U نشانی یابی
attainment U دست یابی
acquisition U هدف یابی
surveys U زمینه یابی
orientation U جهت یابی
debugger U اشکال یابی
fringing U ریشه یابی
termination U پایان یابی
cost finding U ارزش یابی
goniometry U زاویه یابی
acquisitions U هدف یابی
sourcing U منابع یابی
obstacle sense U حس مانع یابی
location U مکان یابی
survey U زمینه یابی
locations U مکان یابی
extrapolation U برون یابی
trapping U غلط یابی
positioning U موقع یابی
levelling U ارتفاع یابی
patterning U طرح یابی
attainments U دست یابی
accessed U دست یابی
calibration U خصلت یابی
localization U موضع یابی
accessing U دست یابی
error detection U خطا یابی
summation U مجموع یابی
accesses U دست یابی
quadricycle U چهارچرخه یابی
orientating U جهت یابی
orientates U جهت یابی
orientate U جهت یابی
access U دست یابی
knowledge acquisition آگاهی یابی
matchmaking U زوج یابی
marketing U بازار یابی
insinuation U رخنه یابی
fault detection U عیب یابی
fault diagnosis U عیب یابی
fault finding U عیب یابی
achievement U دست یابی
achievements U دست یابی
signal detection U علامت یابی
castaway U عمق یابی
factoring U عامل یابی
mark sensing U نشان یابی
castaways U عمق یابی
locate mode U باب مکان یابی
absurdities test U ازمون مهمل یابی
detail U یات و مسیر یابی
parallel access U با دست یابی موازی
continuous levelling U تراز یابی پیوسته
random processing U با دست یابی تصادفی
three dimensional direction finding U جهت یابی فضایی
survey tests U ازمونهای زمینه یابی
detailing U یات و مسیر یابی
performance evaluation U ارز یابی کارایی
aerial target aquisition U هدف یابی هوایی
frigid manners U اطوارخنک یابی مزه
localization of function U موضع یابی کارکرد
item scaling U مقیاس یابی پرسشها
radio direction finding U جهت یابی بی سیم
maximum direction finding U جهت یابی حداکثر
target aquisition U سیستم هدف یابی
marginal costing U هزینه یابی نهائی
cost centre U مرکز هزینه یابی
direction finding aerial U انتن جهت یابی
direction finding station U پست جهت یابی
marginal costing U هزینه یابی نهایی
cost unit U واحد هزینه یابی
extender board U وسیله عیب یابی
excitor U عصب یابی محرک
acoustic minehunting U مین یابی صوتی
job costing U هزینه یابی کار
spatial orientation U موقعیت یابی فضایی
attitude survey U زمینه یابی نگرش
space orientation U موقعیت یابی فضایی
quick access U با دست یابی تند
distances U مسافت
distance U مسافت
ranged U مسافت
lengths U مسافت
ranges U مسافت
short-range U کم مسافت
short range U کم مسافت
range U مسافت
length U مسافت
costing and pricing U هزینه یابی و قیمت گذاری
tomnoddy U ادم خرف یابی کله
stramline flow U جریان موازی یابی ممانعت
dumb barge U کرجی بی بادبان یابی موتور
knotty pate U ادم خرف یابی کله
an unerring aim U نشان درست یابی خطا
inelegantly U ازروی بی فرافتی یابی ذوقی
snip U ادم کوچک یابی اهمیت
snipping U ادم کوچک یابی اهمیت
disinterestedly U ازروی بی طرفی یابی علاقگی
echo sounding U عمق یابی انعکاس صوت
eventration U جنین بی شکم یابی روده
paramorphous U دارای خاصیت تغییر یابی
paramorphic U دارای خاصیت تغییر یابی
snipped U ادم کوچک یابی اهمیت
telephoned U در یک مسافت طولانی
telephone U در یک مسافت طولانی
odometer U مسافت سنج
telephones U در یک مسافت طولانی
haul U مسافت حمل
range finder U مسافت یاب
racing course U مسافت مسابقه
equidistance U مسافت مساوی
range sensing U تخمین مسافت
proximity fuze U از مسافت دور
plotting scale U خط کش مسافت یاب
telephoning U در یک مسافت طولانی
hauls U مسافت حمل
range indicator U مقیاس مسافت
range determination U تعیین مسافت
range adjustment U تنظیم مسافت
range determination U تخمین مسافت
range indicator U طبله مسافت
range indicator U شاخص مسافت
range drum U طبله مسافت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com