English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to fix up U مرتب کردن جادادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sorted U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sort U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorts U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
install U سوار کردن جادادن
installing U سوار کردن جادادن
intromit U جادادن منصوب کردن
installs U سوار کردن جادادن
incorporate U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporating U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporates U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
to lay down wine U شراب را انبار کردن یا جادادن
to put up U زنانه درست کردن جادادن
filing U 1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند
format U روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
formats U روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
bubble sort U روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
sort U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorts U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorted U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
merge sorting algorithm U الگوریتمی که در ان محتویات دو ارایه مرتب برای ایجادارایه مرتب سوم ترکیب می شوند
exchanging U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanges U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanged U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchange U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
sorts U برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorted U برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sort U برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
gather U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
justifications U مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
gathered U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
justification U مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
semi processed data U داده خام که پردازش شده است مثل مرتب کردن , ضبط کردن , تشخیص خطا..
marshaling U مرتب کردن
concert U مرتب کردن
concerts U مرتب کردن
arranged U مرتب کردن
marshalled U مرتب کردن
collating U مرتب کردن
tidied U مرتب کردن
marshaled U مرتب کردن
arranging U مرتب کردن
collated U مرتب کردن
arranges U مرتب کردن
fix up U مرتب کردن
marshals U مرتب کردن
set in order U مرتب کردن
straighten up <idiom> U مرتب کردن
collate U مرتب کردن
marshal U مرتب کردن
to cleanvp U مرتب کردن
to put to rights U مرتب کردن
arrange U مرتب کردن
to map out U مرتب کردن
put straight U مرتب کردن
draw up U مرتب کردن
graduates U مرتب کردن
collocated U مرتب کردن
collocates U مرتب کردن
collocating U مرتب کردن
regularised U مرتب کردن
regularises U مرتب کردن
regularising U مرتب کردن
regularize U مرتب کردن
tidying U مرتب کردن
regularized U مرتب کردن
regularizes U مرتب کردن
regularizing U مرتب کردن
collates U مرتب کردن
graduate U مرتب کردن
graduating U مرتب کردن
clear up U مرتب کردن
collocate U مرتب کردن
order U مرتب کردن
cleanest U مرتب کردن
cleans U مرتب کردن
cleaned U مرتب کردن
clean U مرتب کردن
tidies U مرتب کردن
lineup U مرتب کردن
tidier U مرتب کردن
tidiest U مرتب کردن
tidy U مرتب کردن
service U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
serviced U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
collating sort U مرتب کردن داده
insertion sorting algorithm U الگوریتم مرتب کردن
shipshape U مرتب کردن منظم
reorder U دوباره مرتب کردن
pick up <idiom> U تمیز ،مرتب کردن
distributive sort U مرتب کردن توزیعی
ripple sort U مرتب کردن موجی
bubble sort U مرتب کردن حبابی
square U مرتب کردن کلاه
quicksort U مرتب کردن سریع
data processing U مرتب کردن داده ها
set U نهادن مرتب کردن
squaring U مرتب کردن کلاه
oscillating sort U مرتب کردن نوسانی
squares U مرتب کردن کلاه
squared U مرتب کردن کلاه
internal sort U مرتب کردن درونی
selection sort U مرتب کردن گزینشی
block sort U مرتب کردن بلاکی
setting up U نهادن مرتب کردن
redd U مرتب کردن رهاساختن
sets U نهادن مرتب کردن
tree sort U مرتب کردن درختی
receive U جادادن
inserting U جادادن
embed U جادادن
embeds U جادادن
infix U جادادن
insert U جادادن
houses U جادادن
accommodates U جادادن
intercalate U جادادن
accomodate U جادادن
placements U جادادن
embedment U جادادن
house U جادادن
inserts U جادادن
receives U جادادن
accommodated U جادادن
to work in U جادادن
placement U جادادن
housed U جادادن
multipass sort U مرتب کردن چند گذری
polyphase sort U مرتب کردن چند فازی
juxtaposition U مرتب کردن موضوعات در کنار هم
multifile sorting U مرتب کردن چند فایلی
exchange sorting algorithm U مرتب کردن به روش حبابی
multireel sorting U مرتب کردن چند حلقهای
clear the decks <idiom> U همه جارا مرتب کردن
sequence U به ترتیب مرتب کردن دنباله
sequences U به ترتیب مرتب کردن دنباله
radix sorting algorithm U الگوریتم مرتب کردن مبنایی
collections U و مرتب کردن در پایگاه داده
sorting network U شبکه مرتب کردن داده ها
collection U و مرتب کردن در پایگاه داده
To do up the room. U اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
spatchcock U با شتاب جادادن
barracked U درسربازخانه جادادن
barrack U درسربازخانه جادادن
engraft U نشاندن جادادن
inn U درمسافرخانه جادادن
inns U درمسافرخانه جادادن
barracking U درسربازخانه جادادن
sorts U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
alphameric U مرتب کردن حروف و اعدادبترتیب تقدم
make room for someone or something <idiom> U برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
adjusts U مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
organising U مرتب کردن ارایش دادن موضع
adjusting U مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
organises U مرتب کردن ارایش دادن موضع
organize U مرتب کردن ارایش دادن موضع
organizes U مرتب کردن ارایش دادن موضع
quicksort U روش مرتب کردن سریع فایل
selective U مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
selectively U مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
scheduling U مرتب کردن ترتیب پردازش کارها
organizing U مرتب کردن ارایش دادن موضع
adjust U مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
interleave U در میان چیزی جادادن
pavilion U درکلاه فرنگی جادادن
fix U جادادن چشم دوختن به
fixes U جادادن چشم دوختن به
pavilions U درکلاه فرنگی جادادن
alphasort U مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا
filing system U روش مرتب کردن متن ها برای مراجعه
jobs U مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
drum sorting U مرتب کردن با حافظه کمکی استوانهای مغناطیسی
job U مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
to insert a letter in a word U حرفی را در میان واژهای جادادن
embower U درداربست جادادن در سایبان نشاندن
digital sorting U روش مرتب کردن شبیه ماشینهای جدول بندی
chronologize U بترتیب زمان قراردادن موافق تاریخ مرتب کردن
clocks U باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
passed U یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
pass U یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
formats U تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
justify U دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
permutations U تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
justifying U دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
format U تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
permutation U تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
organisations U روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
organization U روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
clock U باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
organizations U روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
justifies U دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
passes U یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
carrot and stick <idiom> U قول تنببیه وتشویق رایک جادادن
ensconces U پنهان شدن خودرادرجان پناه جادادن
ensconcing U پنهان شدن خودرادرجان پناه جادادن
ensconced U پنهان شدن خودرادرجان پناه جادادن
ensconce U پنهان شدن خودرادرجان پناه جادادن
serialized U مرتب کردن سریال کردن
straightening U درست کردن مرتب کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com