Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
graduate
U
مدرج یادرجه بندی کردن
graduates
U
مدرج یادرجه بندی کردن
graduating
U
مدرج یادرجه بندی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
dial test indicator
U
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
gage=gauge
U
مدرج کردن
calibrates
U
مدرج کردن
calibrating
U
مدرج کردن
gauge=gage
U
مدرج کردن
calibrated
U
مدرج کردن
calibrate
U
مدرج کردن
calibrating
U
واسنجیدن مدرج کردن
calibrate
U
واسنجیدن مدرج کردن
calibrates
U
واسنجیدن مدرج کردن
calibrated
U
واسنجیدن مدرج کردن
ratings
U
طبقه بندی کردن درجه بندی
rating
U
طبقه بندی کردن درجه بندی
grades
U
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
groups
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade
U
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
laggin
U
اب بندی کردن اب بندی ناوها
downgrading
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
gift wrap
U
بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
declassification
U
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
graded
U
مدرج
measuring pipet
U
پی پت مدرج
scaled
U
مدرج
graduation line
U
خط مدرج
scalar
U
مدرج
line gauge
U
خط کش مدرج
graduated cylinder
U
استوانه مدرج
limbs
U
دایره مدرج
limb
U
دایره مدرج
graduated dial
U
صفحه مدرج
graduating
U
استوانه مدرج
graduates
U
استوانه مدرج
graduated rod
U
میله مدرج
marked levelling staff
U
میر مدرج
gradient
U
مدرج متحرک
graded potential
U
پتانسیل مدرج
gradients
U
مدرج متحرک
graduate
U
استوانه مدرج
dial collar
U
حلقه مدرج
dialled
U
صفحه مدرج
dials
U
صفحه مدرج
dialed
U
صفحه مدرج
dial
U
صفحه مدرج
dial light
U
لامپ صفحه مدرج
buret
U
لوله شیشه مدرج
dial cable
U
کابل صفحه مدرج
progressive matrices test
U
ازمون ماتریسهای مدرج
probes
U
میله مدرج ستون
probed
U
میله مدرج ستون
slide rule dial
U
صفحه مدرج خط کش محاسبهای
dial indicator
U
دستگاه نشاهدهنده مدرج
probe
U
میله مدرج ستون
vernier dial
U
صفحه مدرج ورنیهای
dial indicator micrometer
U
میکرومتر با صفحه مدرج
interlinear
U
مدرج در میان سطور
dial depth gage
U
عمق سنج مدرج
advanced progressive matrices test
U
ازمون ماتریسهای مدرج پیشرفته
gaduate
U
لوله مدرج درجه دار
standard progressive matrices test
U
ازمون ماتریسهای مدرج معیار
buretto
U
لوله شیشه مدرج بورت
leveling rod
U
میله مدرج سطح سنج
raven's progressive matrices test
U
ازمون ماتریسهای مدرج ریون
rpmt
U
ار پی ام تی ازمون ماتریسهای مدرج ریون
colored progressive matrices test
U
ازمون ماتریسهای مدرج رنگی
hour circle
U
نصف النهار حلقه مدرج
evaluation rating
U
درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
times
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
time
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
timed
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
rig
U
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigs
U
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigged
U
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
revamp
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
overpacking
U
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
bumbles
U
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
bumbled
U
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
bollix
U
سرهم بندی کردن قاطی پاتی کردن
bumble
U
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
To do something slapdash.
U
کاری را سرهم بندی کردن ( سمبل کردن )
classifications
U
طبقه بندی کردن طبقه بندی
classification
U
طبقه بندی کردن طبقه بندی
word warp
U
فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
carpet classification
U
طبقه بندی
[درجه بندی]
فرش
underpins
U
پی بندی کردن
underpinned
U
پی بندی کردن
seals
U
اب بندی کردن
underpin
U
پی بندی کردن
seal
U
اب بندی کردن
lacevi
U
بندی کردن
sealing
U
اب بندی کردن
caulk
U
اب بندی کردن
to take a snack
U
ته بندی کردن
to pin up
U
بی بندی کردن
to nails up
U
سر هم بندی کردن
to mull a mull of
U
سر هم بندی کردن
to make a muddle of
U
سر هم بندی کردن
to make a mess of
U
سر هم بندی کردن
batten down
U
اب بندی کردن
portion
U
تسهیم کردن سهم بندی کردن
portions
U
تسهیم کردن سهم بندی کردن
break down
U
تجزیه کردن طبقه بندی کردن
vamp
U
وصله کردن سرهم بندی کردن
grade
U
طبقه بندی کردن کلاسه کردن
types
U
ماشین کردن طبقه بندی کردن
typed
U
ماشین کردن طبقه بندی کردن
sort
U
دسته کردن طبقه بندی کردن
type
U
ماشین کردن طبقه بندی کردن
gaduate
U
درجه بندی کردن تغلیظ کردن
partition
U
جدا کردن جزء بندی کردن
gradate
U
درجه بندی کردن مخلوط کردن
grades
U
طبقه بندی کردن کلاسه کردن
partitions
U
جدا کردن جزء بندی کردن
segregation
U
جدا کردن درجه بندی کردن
sorts
U
دسته کردن طبقه بندی کردن
to put on
U
شرط بندی کردن تحمیل کردن
resort
U
جدا کردن طبقه بندی کردن
resorted
U
جدا کردن طبقه بندی کردن
resorts
U
جدا کردن طبقه بندی کردن
sorted
U
دسته کردن طبقه بندی کردن
refomulate
U
از نو فرمول بندی کردن
boggle
U
کارسرهم بندی کردن
categorised
U
طبقه بندی کردن
rationed
U
جیره بندی کردن
categorised
U
دسته بندی کردن
prioritised
U
اولویت بندی کردن
categorises
U
رده بندی کردن
ration
U
جیره بندی کردن
group
U
دسته بندی کردن
rations
U
جیره بندی کردن
categorised
U
رده بندی کردن
regimentalation
U
دسته بندی کردن
grades
U
دسته بندی کردن
tabulated
U
جدول بندی کردن
tabulate
U
جدول بندی کردن
packets
U
بسته بندی کردن
packing
U
بسته بندی کردن
ranks
U
رتبه بندی کردن
compartmentation
U
تقسیم بندی کردن
groups
U
دسته بندی کردن
rank
U
رتبه بندی کردن
partitioning
U
قسمت بندی کردن
rally
U
دسته بندی کردن
sort
U
دسته بندی کردن
packet
U
بسته بندی کردن
triangulation
U
مثلث بندی کردن
aggroup
U
طبقه بندی کردن
tabulates
U
جدول بندی کردن
categorises
U
طبقه بندی کردن
paginate
U
صفحه بندی کردن
graduating
U
طبقه بندی کردن
graduates
U
تقسیم بندی کردن
graduates
U
درجه بندی کردن
graduates
U
طبقه بندی کردن
graduate
U
تقسیم بندی کردن
graduate
U
درجه بندی کردن
graduate
U
طبقه بندی کردن
graduating
U
درجه بندی کردن
lot
U
تقسیم بندی کردن
parceling
U
بسته بندی کردن
paricle size analysis
U
دانه بندی کردن
lot
U
سهم بندی کردن
rating
U
دسته بندی کردن
ratings
U
دسته بندی کردن
degrees
U
رتبه بندی کردن
graduating
U
تقسیم بندی کردن
formats
U
قالب بندی کردن
format
U
قالب بندی کردن
parcels
U
بسته بندی کردن
pigeonhole
U
طبقه بندی کردن
compartmentalising
U
فصل بندی کردن
compartmentalising
U
بخش بندی کردن
compartmentalizes
U
بخش بندی کردن
compartmentalizes
U
فصل بندی کردن
compartmentalize
U
فصل بندی کردن
compartmentalize
U
بخش بندی کردن
compartmentalized
U
فصل بندی کردن
compartmentalized
U
بخش بندی کردن
compartmentalizing
U
فصل بندی کردن
compartmentalizing
U
بخش بندی کردن
parcel
U
بسته بندی کردن
railroads
U
سرهم بندی کردن
railroad
U
سرهم بندی کردن
rates
U
درجه بندی کردن
compartmentalised
U
فصل بندی کردن
compartmentalised
U
بخش بندی کردن
ranked
U
رتبه بندی کردن
compartmentalises
U
فصل بندی کردن
compartmentalises
U
بخش بندی کردن
rate
U
درجه بندی کردن
categorises
U
دسته بندی کردن
categorizes
U
دسته بندی کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com