English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
forklift U ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
luff U قلاب مخصوص بلندکردن چیزهای سنگین
hoists U بلند کردن وسایل سنگین
hoist U بلند کردن وسایل سنگین
hoisted U بلند کردن وسایل سنگین
kentledge U چدن یااهن ریخته مخصوص سنگین کردن ته کشتی یابالون
blenders U ماشین مخصوص مخلوط کردن
blender U ماشین مخصوص مخلوط کردن
universal U نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
tedder U ماشین مخصوص پخش وخشک کردن علف درو شده
register U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
hunting bow U کمان بلند و سنگین برای شکار
heavy goods U ماشین الات سنگین
heavy machinery U ماشین الات سنگین
operator of heavy machinery U اپراتور ماشین الات سنگین
embedded code U کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
silk hat U کلاه بلند ابریشمی مخصوص مواقع رسمی
blower U ماشین مخصوص دمیدن
mantelletta U شنل بلند تا سر زانو مخصوص کاردینال کلیسای کاتولیک
patrol wagon U ماشین مخصوص حمل زندانیان
lubritorium U جایگاه مخصوص روغن کاری ماشین
agitator car U ماشین گردان مخصوص حمل بتن
turntable ladder U نردبان چرخان [مخصوص ماشین آتش نشانی]
aerial ladder U نردبان چرخان [مخصوص ماشین آتش نشانی]
leader U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leaders U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
to compare oppsites U چیزهای ضد را با هم مقایسه کردن
see things <idiom> U چیزهای غیر واقعی راتصور کردن
scrape together <idiom> U پول یا چیزهای دیگر جمع کردن
plater U صفحه فلزی ساز ماشین غلتک کاغذ سازی اسب مخصوص مسابقه اسب دوانی
I am a great believer in using natural things for cleaning. U من هوادار بزرگی در استفاده از چیزهای طبیعی برای تمیز کردن هستم.
machined U ماشین کردن با ماشین رفتن
machines U ماشین کردن با ماشین رفتن
machine U ماشین کردن با ماشین رفتن
delete U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
clogs U : سنگین کردن
gravitating U سنگین کردن
encumbering U سنگین کردن
encumbered U سنگین کردن
encumber U سنگین کردن
clogged U : سنگین کردن
clog U : سنگین کردن
encumbers U سنگین کردن
weight U سنگین کردن
incumber U سنگین کردن
load U سنگین کردن
loads U سنگین کردن
gravitates U سنگین کردن
emcumber U سنگین کردن
gravitated U سنگین کردن
gravitate U سنگین کردن
clackvalve U دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
lumbered U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbering U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbers U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumber U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
touting U بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts U بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout U بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted U بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
lug U سنگین حرکت کردن
lugging U سنگین حرکت کردن
lugged U سنگین حرکت کردن
lugs U سنگین حرکت کردن
trade-offs U سبک و سنگین کردن
trade-off U سبک و سنگین کردن
larrup U سنگین حرکت کردن
delibration U سبک سنگین کردن
trade off U سبک و سنگین کردن
stumps U قطع کردن سنگین افتادن
change down U به دنده سنگین حرکت کردن
stumping U قطع کردن سنگین افتادن
stump U قطع کردن سنگین افتادن
stumped U قطع کردن سنگین افتادن
dirndl U نوعی دامن بلند با کمر بلند
lute U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
ballast U سنگ و شن در ته کشتی یا بالون ریختن سنگین کردن
write U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
writes U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil U روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
typeface U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typefaces U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
low low U حرکت یواشترازمعمول برای عادت کردن به حمل بار سنگین
graphics U کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
self binder U ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
The letter is well typed . U نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
erects U بلند کردن
lifts U بلند کردن
heists U بلند کردن
erecting U بلند کردن
erected U بلند کردن
to kick up U با پا بلند کردن
erect U بلند کردن
walk off with U بلند کردن
to throw up U بلند کردن
throw up U بلند کردن
heist U بلند کردن
heave U بلند کردن
lift U بلند کردن
heightens U بلند کردن
heightening U بلند کردن
heightened U بلند کردن
heighten U بلند کردن
hoist U بلند کردن
hoisted U بلند کردن
hoists U بلند کردن
exalt U بلند کردن
exalting U بلند کردن
upraise U بلند کردن
lifted U بلند کردن
lifting U بلند کردن
exalts U بلند کردن
heaved U بلند کردن
elevate U بلند کردن
elevating U بلند کردن
elevates U بلند کردن
soars U بلند پروازی کردن
chairlifts U سردست بلند کردن
hoist U وسیله بلند کردن
hoisted U وسیله بلند کردن
craning U وسیله بلند کردن
chairlift U سردست بلند کردن
soar U بلند پروازی کردن
cranes U وسیله بلند کردن
craned U وسیله بلند کردن
crane وسیله بلند کردن
lift fire U بلند کردن اتش
hydraulic lift U بلند کردن اب به نیروی اب
hoists U وسیله بلند کردن
steals U بلند کردن چیزی
steal U بلند کردن چیزی
soared U بلند پروازی کردن
turn down <idiom> U کم کردن صدای بلند
pedrail U اسباب خودکار برای اسان کردن حرکت ماشینهای سنگین در جادههای ناهموار
inanimate objects U چیزهای بیجان
valuables U چیزهای بهادار
by gone U چیزهای گذشته
trivia U چیزهای بی اهمیت
the inevitable U چیزهای عادی
incidentals U چیزهای کوچک
post matter U چیزهای پستی
munch U چیزهای جویدنی
munching U چیزهای جویدنی
cates U چیزهای لذیذ
bygone U چیزهای گذشته
inflammable substances U چیزهای اتشگیر
gaudery U چیزهای کم بها
inflammables U چیزهای اتشگیر
munches U چیزهای جویدنی
oddment U چیزهای متفرقه
munched U چیزهای جویدنی
scatterings U چیزهای پراکنده
the sublime U چیزهای بلندوعالی
to make a dust U گردو خاک بلند کردن
vociferate U با صدای بلند ادا کردن
to put forth U بلند کردن نمایش دادن
shoplifting U بلند کردن جنس از مغازه
raise a dust U گرد و خاک بلند کردن
sound off U باصدای بلند صحبت کردن
pedestal U بلند کردن ترفیع دادن
bank U کپه کردن بلند شدن
haranguing U باصدای بلند نطق کردن
harangues U باصدای بلند نطق کردن
harangued U باصدای بلند نطق کردن
banks U کپه کردن بلند شدن
harangue U باصدای بلند نطق کردن
pedestals U بلند کردن ترفیع دادن
impediments U چیزهای دست و پاگیر
inter alia U میان چیزهای دیگر
impedimenta U چیزهای دست و پا گیر
paleology U دانش چیزهای کهنه
among others U میان چیزهای دیگر
microtomy U بریدن چیزهای ریز
among other things U میان چیزهای دیگر
coconscious U ادراک چیزهای یکسان
appurtenence U اسباب چیزهای وابسته
Well what do you know!Well i never! U بحق چیزهای نشنیده !
coconsciousness U ادراک چیزهای یکسان
impediment U چیزهای دست و پاگیر
available amount U مقدار [چیزهای] در دسترس
operate U تکار کردن یا باعث کار کردن ماشین شدن
shut down U خاموش کردن و متوقف کردن کارایی ماشین یا سیستم
operated U تکار کردن یا باعث کار کردن ماشین شدن
operates U تکار کردن یا باعث کار کردن ماشین شدن
machinist U ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinists U ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
bolt U پیچ مخصوص قفل کردن در
arm U 1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
lifting U بلند کردن شریک رقص اززمین
lay hands one someone U دست روی کسی بلند کردن
long ball U [شوت کردن بلند توپ] [فوتبال]
craning U باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
cranes U باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
craned U باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
crane باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com