English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
fuze U ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
fuzing U چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
primming U چاشنی گذاری کردن
uncharged U چاشنی گذاری نشده
flash tube U لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
first fire mixture U خرج انفجاری یا چاشنی انفجاری سریع العمل چاشنی اولیه
primer leak U نشد کردن چاشنی
safing U چاشنی برداری کردن
charged demolition U مواد منفجره خرج گذاری شده و اماده تخریب
flavors U چاشنی مزه دار کردن
flavour U چاشنی مزه دار کردن
flavor U چاشنی مزه دار کردن
flavored U چاشنی مزه دار کردن
flavours U چاشنی مزه دار کردن
arm U مسلح کردن چاشنی کشیدن اماده انفجارکردن
mine casemate U بدنه ماسوره و چاشنی مین بدنه کلاهک مین
percussion caps U چاشنی
detonating charge U چاشنی
igniter U چاشنی
destructor U چاشنی
amorce U چاشنی
capsules U چاشنی
lured U چاشنی
percussion cap U چاشنی
salmagundi U چاشنی
primers U چاشنی
dressing U چاشنی
dressings U چاشنی
cap U چاشنی
primer U چاشنی
safety fuze U چاشنی
capped U چاشنی
sauces U چاشنی
fuze U چاشنی
detonators U چاشنی
detonator U چاشنی
seasoning U چاشنی
flavoring U چاشنی
sauce U چاشنی
ignitor U چاشنی
luring U چاشنی
stuffing U چاشنی
lures U چاشنی
lure U چاشنی
capsule U چاشنی
flavourings U چاشنی
device U چاشنی
devices U چاشنی
flavouring U چاشنی
flavorings U چاشنی
tutti frutti U چاشنی میوهدار
garniture U تزیین چاشنی
blasting cap U کلاهک چاشنی
primer seat U مقر چاشنی
defuse U چاشنی کشیدن
defuses U چاشنی کشیدن
spicing U چاشنی غذا
spiced U چاشنی غذا
spice U چاشنی غذا
defusing U چاشنی کشیدن
flash fuze U چاشنی الکتریکی
primer pouch U محفظه چاشنی
cannon primer U چاشنی توپ
relished U چاشنی ذوق
ignition cap U کلاهک چاشنی
destructor U چاشنی انفجاری
detonating cord U مدار چاشنی
primed U چاشنی گذاشتن
detonation cap U کلاهک چاشنی
sauce U چاشنی زدن به
garnish U چاشنی زدن
detonation cord U فتیله چاشنی
relishing U چاشنی ذوق
seasoner U چاشنی زننده
ketchup U چاشنی غذا
electric primer U چاشنی الکتریکی
relishes U چاشنی ذوق
primes U چاشنی گذاشتن
sauces U چاشنی زدن به
relish U چاشنی ذوق
garnished U چاشنی زدن
defused U چاشنی کشیدن
percussion caps U چاشنی ضربتی
percussion cap U چاشنی ضربتی
spices U چاشنی غذا
igniter train U مجموعه چاشنی
igniting powder U خرج چاشنی
adapter booster U چاشنی خوران
garnishes U چاشنی زدن
prime U چاشنی گذاشتن
chutney U یکنوع چاشنی غذا
primer pouch U کیف یافانوسقه چاشنی
French dressing U چاشنی سالاد فرانسوی
seasons U دوران چاشنی زدن
seasoned U دوران چاشنی زدن
flavour U چاشنی زدن به معطرکردن
initiator U چاشنی مشتعل کننده
season U دوران چاشنی زدن
garnishes U چاشنی زدن به ارایش
garnish U چاشنی زدن به ارایش
activate U چاشنی مین را کشیدن
flavor U چاشنی زدن به معطرکردن
garnished U چاشنی زدن به ارایش
cannon primer U چاشنی خرج توپ
flavours U چاشنی زدن به معطرکردن
adhesion agent U چاشنی چسب افزا
flavors U چاشنی زدن به معطرکردن
flavored U چاشنی زدن به معطرکردن
igniting primer U چاشنی مشتعل کننده
au naturel U ساده و بدون چاشنی
precussion detonator U چاشنی ضربتی یا دنگی
primer leak U خروج گازاز ته چاشنی
condiment U چاشنی ادویه زدن
primer setback U عقب نشستن چاشنی
condiments U چاشنی ادویه زدن
sauce-boats U فرف چاشنی خوری
melinite U مخصوص تهیه چاشنی
sauce boat U فرف چاشنی خوری
sauce-boat U فرف چاشنی خوری
salad dressing U چاشنی وادویه مخصوص سالاد
gamey U چاشنی زده افتضاح اور
gamy U چاشنی زده افتضاح اور
initiator U چاشنی اولیه خرج ابتدایی
electric squib U نوعی چاشنی با فتیله الکتریکی
hung striker U ضارب چاشنی معیوب نارنجک
hung striker U چاشنی عمل نکرده نارنجک
firing mechanism U چاشنی مین مکانیسم تیراندازی
squibs U چاشنی خرج راکتهای دریایی
squib U چاشنی خرج راکتهای دریایی
coupling base U اتصال دهنده چاشنی به کلاهک
salad dressings U چاشنی وادویه مخصوص سالاد
cock U چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
squibs U یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
squib U یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
cocks U چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
cocking U چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
to dress [salad] U چاشنی زدن [آرایش دادن ] [سالاد]
mayonnaise U نوعی چاشنی غذا وسالاد مایونز
coupling base U وسیلهای که چاشنی را به کلاهک یا خرج مشتعل کننده وصل میکند
activating U به کار انداختن چاشنی مین را کشیدن چکانیدن ماشه جنگ افزار
activated U به کار انداختن چاشنی مین را کشیدن چکانیدن ماشه جنگ افزار
activates U به کار انداختن چاشنی مین را کشیدن چکانیدن ماشه جنگ افزار
soy U سبوس یا چاشنی چینی یاژاپونی مرکب از لوبیای جوشانده وشیر وغیره
delayed contact U چاشنی با تماس تاخیری سیستم پیش تنظیم تاخیری
detonator U منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonators U منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
dormant U عامل تاخیری مین دریایی چاشنی تاخیری
duplex U مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplexes U مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
investments U مواد قالب گیری بسته سرمایه گذاری
investment U مواد قالب گیری بسته سرمایه گذاری
firing circuit U مدار چاشنی مدار انفجار
stripping U نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
pool U ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pooled U ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pools U ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
load U پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
loads U پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
synthesized U هم گذاری کردن
synthesizes U هم گذاری کردن
synthesize U هم گذاری کردن
synthesises U هم گذاری کردن
synthesising U هم گذاری کردن
synthesizing U هم گذاری کردن
synthesised U هم گذاری کردن
point U نقطه گذاری کردن
fund U سرمایه گذاری کردن
punctuates U نقطه گذاری کردن
punctuate U نقطه گذاری کردن
punctuating U نقطه گذاری کردن
punctuated U نقطه گذاری کردن
christens U نام گذاری کردن
cost U قیمت گذاری کردن
paginate U صفحه گذاری کردن
paragraph U فاصله گذاری کردن
mining U مین گذاری کردن
invests U سرمایه گذاری کردن
investing U سرمایه گذاری کردن
invested U سرمایه گذاری کردن
loads U خرج گذاری کردن
loads U ذخیره گذاری کردن
invest U سرمایه گذاری کردن
load U خرج گذاری کردن
load U ذخیره گذاری کردن
christen U نام گذاری کردن
christened U نام گذاری کردن
paragraphs U فاصله گذاری کردن
funded U سرمایه گذاری کردن
tracklaying U شنی گذاری کردن
mark U علامت گذاری کردن
to lay the track U ریل گذاری کردن
marks U علامت گذاری کردن
to sow mines U مین گذاری کردن
deposit U سرمایه گذاری کردن
deposits U سرمایه گذاری کردن
charge U خرج گذاری کردن شارژ کردن
charges U خرج گذاری کردن شارژ کردن
percussion U ضربتی چاشنی ضربتی
residential investments U سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
page U صفحات را نمره گذاری کردن
pages U صفحات را نمره گذاری کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com