English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
dub U فیلم را دوبله کردن
dubbed U فیلم را دوبله کردن
dubs U فیلم را دوبله کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
doubling U دوبله کردن
cassette U کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
cassettes U کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
pancromic U فیلم چند رنگه فیلم چندحالته
reeled U قرقره فیلم حلقه فیلم
reels U قرقره فیلم حلقه فیلم
reel U قرقره فیلم حلقه فیلم
reeling U قرقره فیلم حلقه فیلم
double hit U دوبله
doubled pawns U پیادههای دوبله
dubber U دوبله کننده
doublet U انتن دوبله
doublet U رمز دوبله
doublets U رمز دوبله
doublets U انتن دوبله
doublet U رمز نویسی دوبله
geitja makki U دفاع دوبله بحالت
doublets U رمز نویسی دوبله
duplicate service U سرویس خدماتی دوبله
double staggered column U ستون راهپیمایی دوبله
film advance mode دکمه رد کردن فیلم
double action U عمل دوبله یادو طرفه
filmstrip U نوار فیلم اسلایدهای بشکل نوار فیلم
blue key U نقطه کمکی ابی برای تنظیم عکس در موقع فاهر کردن فیلم
projection print U روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
film U فیلم
filmed U فیلم
loads U فیلم
load U فیلم
film leader U فیلم
instruction film U فیلم اموزشی
film-strip U نوار فیلم
microfilming U میکرو فیلم
instruction film U فیلم درسی
film recorder U فیلم نگار
film recorder U ضباط فیلم
film reader U فیلم خوان
film developer U سازنده فیلم
cinematograph U اپارات فیلم
microfilms U ریز فیلم
negative film U فیلم منفی
filmed U فیلم عکاسی
filmstrip U فیلم سینمایی
film strip U نوار فیلم
as good as a play <idiom> U مثل فیلم
microfilm U میکرو فیلم
microfilm U ریز فیلم
filmiest U فیلم مانند
microfilmed U ریز فیلم
film-strips U نوار فیلم
microfilmed U میکرو فیلم
acetate film U فیلم استاتی
filmier U فیلم مانند
talkies U فیلم ناطق
filmy U فیلم مانند
microfilming U ریز فیلم
moving picture U فیلم سینما
telefilm U فیلم تلویزیونی
advertising spot U فیلم تبلیغاتی
picturize U فیلم برداشتن از
filmed U فیلم سینما
film U فیلم سینما
film U فیلم عکاسی
x ray film U فیلم رونتگن
reversal film U فیلم معکوس
positive film U فیلم مثبت
phonofilm U فیلم صدادار
phonofilm U فیلم سخنگو
peepshows U فیلم شهوانی
peepshow U فیلم شهوانی
talkie U فیلم ناطق
microfilms U میکرو فیلم
metol U دوای فهور فیلم
magnetic film U لایه فیلم مغناطیسی
Color films(T. V). U فیلم ( تلویزیون ) رنگی ؟
playoffs U نشان دادن فیلم
playoff U نشان دادن فیلم
magnetic film memory U حافظه با فیلم مغناطیسی
magnetic film storage U ذخیره فیلم مغناطیسی
Make three copies of each film. U از هر فیلم سه تا کپی بکنید.
cinematograph U دوبین فیلم برداری
talkie U صنعت فیلم ناطق
scenario U متن فیلم سینمایی
talkies U صنعت فیلم ناطق
technicolour U روش فیلم رنگی
camera magazine U کاست فیلم دوربین
filmstrip U فیلم عکاسی 53 میلمتری
film badge U برگ شناسایی فیلم
fast-forward U جلو زدن فیلم
false colour U فیلم رنگی مصنوعی
image format U اندازه فیلم عکاسی
rerun U نمایش مجدد فیلم
magnetic thin film U فیلم نازک مغناطیسی
geneva stop U سیستم نگهدارنده فیلم
magnetic thin film memory U حافظه فیلم نازک مغناطیسی
exposure adjustment knob دکمه نمایش تعداد فیلم
semidocumentary U فیلم سینمایی نیمه مستند
scenario U متن یانمایشنامه فیلم سینمایی
scenarios U متن یانمایشنامه فیلم سینمایی
camera magazine U جعبه محتوی فیلم عکاسی
sneak preview U نمایش قبلی فیلم بطورخصوصی
It was a sI'lly boring film (movie). U فیلم لوس وخنکی بود
horse opera U فیلم یا نمایش گاوچرانان امریکایی
sneak previews U نمایش قبلی فیلم بطورخصوصی
newsreel U فیلم اخبار جاری روز
newsreels U فیلم اخبار جاری روز
filmed U تاری چشم فیلم برداشتن از
spaghetti western U فیلم کابویی یا وسترن ایتالیایی
film U تاری چشم فیلم برداشتن از
spaghetti westerns U فیلم کابویی یا وسترن ایتالیایی
scenario U زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
protection U کپی اضافی از فیلم یا نوار اصلی
smash hit <idiom> U نمایش ،بازی یا فیلم خیلی موفق
Black and white. U سیاه وسفید ( عکس ؟ فیلم وغیره )
scenarios U زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
She portrays a dancer in the film. U او [زن] نقش یک رقاص [زن] را در فیلم بازی می کند.
What films are they showing at this cinema ( theatra house ) ? U این سینما چه فیلم هائی رانشان می دهد ؟
rewound U برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
rewinding U برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
rewind U برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
lenticulate U ذرات ریز وعدسکهای کوچک در فیلم نمودارکردن
rewinds U برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
lithography U کارگاه تهیه فیلم و زینک کتاب و مجله
documentarian U کسیکه فیلم یا مطالب مستندی را تهیه میکند
reprographics U ترسیم ها و فیلم ها و روشهای تولید انبوه مجدد
prescore U ضبط صدا یا موسیقی فیلم قبل از فیلمبرداری
camera-shy U کسی که دوست ندارد از او عکس یا فیلم بگیرند
unwatchable [film, TV] <adj.> U ارزش دیدن نداشته باشد [فیلم یا تلویزیون]
It was filmed on location. U صحنه فیلم درمحل واقعی فیلمبرداری شده
negatives U گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
negative U گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
footage U طول چیزی برحسب فوت مقدار فیلم بفوت
as dull as a ditch-water U مثل فیلم های تکراری [خسته کننده و ملال آور]
sound frack U محل مخصوص ضبط صوت برروی حاشیه فیلم ناطق
soft ware U وسایل نرم ابزار دستگاههای کامپیوتر یا چاپ و فیلم برداری
grey scale U سایههای خاکستری برای اندازه گیری دقیق هنگالم فیلم برداری
blip U علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
blips U علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
geneva stop U کلیدچرخ دندهای صلیبی شکل که در دستگاه فیلم برداری موجود میباشد
computer output microfilm U فیلم تولید شده با سیگنالهای کامپیوتری تکنولوژی ضبط خروجی کامپیوتر روی میکروفیلم
computer output microfilm recorder U دستگاهی که خروجی کامپیوتررا روی فیلم حساس به نوربه شکل میکروسکوپی ضبط میکند
com U فیلم تولید شده با سیگنالهای کامپیوتری ذخیره اطلاعات خروجی روی میکروفیلم icrofilm
cellulose acetate U ترموپلاستیکی متشکل ازسلولز و اسیداستیک که درابریشمهای مصنوعی فیلم لاک الکل و غیره بکار میرود
phototypesetter U وسیلهای که میتواند متن با rendution بالا روی کاغذ یا فیلم حساس به نور ایجاد کند
The documentary tries to be truthful to the events. U این فیلم مستند تلاش می کند صادقانه رویدادها را توصیف کند.
photo offset U چاپ افستی که فیلم عکاسی رابرای چاپ بکار برد
microfilm U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilmed U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilming U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
The message of the film is that ... U پیام این فیلم این است که ...
ymck U تعریف رنگ بر پایه چهار رنگ که در نرم افزار DTP هنگام ایجاد فیلم رنگی مختلف برای چاپ استفاده میشود
whodunits U فیلم پلیسی رمان پلیسی
whodunnits U فیلم پلیسی رمان پلیسی
whodunit U فیلم پلیسی رمان پلیسی
photodigital memory U سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
concentrate U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
calk U بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
buck up U پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
concentrating U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to inform on [against] somebody U کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
serve U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serves U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
soft-pedals U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com