Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (42 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
lam
U
فرار کردن گریختن فرار
lamming
U
فرار کردن گریختن فرار
lams
U
فرار کردن گریختن فرار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
elope
U
گریختن فرار کردن
eloped
U
گریختن فرار کردن
elopes
U
گریختن فرار کردن
eloping
U
گریختن فرار کردن
fly
U
گریختن از فرار کردن از
Other Matches
deserting
U
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
desert
U
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
deserts
U
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
scape
U
فرار کردن
to run off
U
فرار کردن
scarper
U
فرار کردن
scarpering
U
فرار کردن
skedaddle
U
فرار کردن
scarpers
U
فرار کردن
escaping
U
فرار کردن
escape
U
فرار کردن
to run away
U
فرار کردن
to elope
U
فرار کردن
absconds
U
فرار کردن
escaped
U
فرار کردن
loup
U
فرار کردن
scarpered
U
فرار کردن
escapes
U
فرار کردن
get away
<idiom>
U
فرار کردن
absconding
U
فرار کردن
flee
U
فرار کردن
fleeing
U
فرار کردن
flees
U
فرار کردن
abscond
U
فرار کردن
to run away
U
فرار کردن
absconded
U
فرار کردن
bleed
U
فرار کردن یک سیال
To beak jail .
U
از زندان فرار کردن
give someone the slip
<idiom>
U
از کسی فرار کردن
bleeds
U
فرار کردن یک سیال
elope
U
فرار کردن با معشوق
skulk
U
از زیرمسئولیت فرار کردن
elopes
U
فرار کردن با معشوق
skulks
U
از زیرمسئولیت فرار کردن
eloped
U
فرار کردن با معشوق
skulked
U
از زیرمسئولیت فرار کردن
skulking
U
از زیرمسئولیت فرار کردن
eloping
U
فرار کردن با معشوق
To block the escape routes.
U
راههای فرار را مسدود کردن
to overrun one's creditors
U
از دست بستانکاران فرار کردن
skirl
U
بسرعت باد فرار کردن
make a run for it
<idiom>
U
برای نجات جان فرار کردن
to escape with nothing more than/just a fright
U
از دست چیزی فقط با وحشت فرار کردن
evading
U
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evaded
U
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evades
U
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evade
U
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
escape
U
فرار
drives
U
فرار گل زن
drive
U
فرار گل زن
loup
U
فرار
volatile
U
فرار
escapes
U
فرار
subtile
U
فرار
escapement
U
فرار
mercurial
U
فرار
leg bail
U
فرار
escaped
U
فرار
to take flight
U
فرار
evasive
U
فرار
bridge escape
U
فرار از پل
escaping
U
فرار
scape
U
فرار
transgressor
U
فرار و
defection
U
فرار
breakaway
U
فرار
volatile file
U
پرونده فرار
scape of molecules
U
فرار ملکول ها
tax evasion
U
فرار از مالیات
scudding
U
فرار از باد
volatile file
U
فایل فرار
escapism
U
فلسفه فرار
volatile compound
U
ترکیب فرار
skip of the mat
U
فرار از تشک
escapologists
U
اهل فرار
bolt-hole
U
راه فرار
nonvolatile
U
غیر فرار
getaway
U
گریز فرار
bolt-holes
U
راه فرار
desertion
U
فرار از خدمت
desertion
U
فرار بیوفایی
volatility product
U
محصول فرار
volatility product
U
فراورده فرار
volatile storage
U
حافظه فرار
volatile storage
U
انباره فرار
escapologist
U
اهل فرار
I made good my escape .
U
موفق به فرار شد
volatile memory
U
حافظه فرار
getaways
U
گریز فرار
guy
U
فرار گریز
jailbreaks
U
فرار از زندان
jailbreak
U
فرار از زندان
escaping
U
فرار از خاک
flight of capital
U
فرار سرمایه
escaping
U
گریز فرار
trailing edge
U
لبه فرار
fugitively
U
بطور فرار
fugitiveness
U
تمایل به فرار
get away
U
فرار برو
guys
U
فرار گریز
escapes
U
فرار از خاک
escaped
U
گریز فرار
escaped
U
فرار از خاک
escapes
U
گریز فرار
escape
U
گریز فرار
flyaway
U
فرار فراری
hot money
U
پول فرار
escape
U
فرار از خاک
scape
U
وسیله فرار
escape mechanism
U
وسیله فرار
escape velocity
U
سرعت فرار
fled
U
فرار کرده
escape hatch
U
دریچه فرار
escape trunk
U
دهلیز فرار
capital flight
U
فرار سرمایه
escapable
U
فرار کردنی
luft
U
خانه فرار
centrifugal
U
فرار از مرکز
brain drain
U
فرار مغزها
fugitives
U
ناپایدار فرار
postern
U
راه فرار
fugitive
U
ناپایدار فرار
nonvolatile storage
U
حافظه غیر فرار
turn tail
<idiom>
U
فرار از خطر یا مشکل
give out
<idiom>
U
اجازه فرار دادن
He ran away from scool .
U
از مدرسه فرار کرد
breach of prison
U
جرم فرار از زندان
volatile oils
U
روغنهای فرار یا بخارشدنی
shoo
U
باکیش فرار دادن
shooing
U
باکیش فرار دادن
shooed
U
باکیش فرار دادن
flight square
U
خانه فرار شطرنج
tax loopholes
U
روزنههای فرار مالیاتی
They escaped under cover of darkness.
U
درتاریکی شب فرار کردند
tax evasion
U
فرار از پرداخت مالیات
blockage
U
راه فرار را بستن
blockages
U
راه فرار را بستن
shoos
U
باکیش فرار دادن
preconcert
U
قبلا فرار ومدار گذاردن
photonegative
U
فرار کننده ودوشونده از نور
To turn tail . To show a clean pair of heels .
U
فرار را بر قرار ترجیح دادن
kicks
U
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
kicked
U
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
kicking
U
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
transaction in order
U
معامله به قصد فرار از دین
malingering
U
تعارض به منظور فرار ازخدمت
kick
U
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
Tell me hpw you escaped.
U
برایم بگه چطور فرار کردی
zapp flap
U
شکل ابتدائی فلپهای لبه فرار
escaped
U
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escape
U
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
bolts
U
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
Tell me how you escaped?
U
بگو ببینم چطور فرار کردی ؟
bolting
U
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
bolted
U
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
bolt
U
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
escaping
U
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escapes
U
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
fire escapes
U
پله کان مخصوص فرار در مواقع حریق
escapades
U
فرار و اختقا از ترس توقیف جفتک زنی
escapade
U
فرار و اختقا از ترس توقیف جفتک زنی
I ran away lest I should be seen .
U
فرار کردم رفتم که مبادا دیده بشوم
boat people
U
پناهندگانی که با قایق از کشور خود فرار کنند
fire escape
U
پله کان مخصوص فرار در مواقع حریق
escapism
U
خودداری ازشرکت درکارهای سیاسی فرار از واقعیات
draft dodgers
U
کسی که از خدمت زیر پرچم فرار میکند
draft dodger
U
کسی که از خدمت زیر پرچم فرار میکند
static
U
حافظه غیر فرار که نیاز به تنظیم مجدد ندارد
shunpike
U
جاده فرعی برای فرار ازپرداخت عوارض راه
negligent escape
U
فرار از زندان بدون اطلاع ورضایت مامور محافظش
choke ring
U
رینگ مانع فرار گاز در تفنگهای بدون عقب نشینی
Emergeny exit .
U
پله های فرار ( درهای خروجی برای مواقع اضطراری )
colds
U
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
evasion and scape
U
تاکتیک فرار از اسارت واجتناب از دستگیری مجدد به وسیله دشمن
coldest
U
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
colder
U
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
cold
U
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
This is an elusive word .
U
این لغت خیلی فرار است ( درحافظه باقی نمی ماند )
cores
U
1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
core
U
1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
escapism
U
هر روش فکری که متضمن عزلت و گوشه گیری و فرار از فعالیتهای اجتماعی باشد
capacitor
U
وسیلهای با فرفیت خیلی بالا و کوچک که میتواند برای قط عات RAM فرار
push up stack
U
سیستم صف ذخیره سازی موقت که آخرین موضوع اضافه شده در انتهای لیست فرار می گیرد
jet flap
U
فلپی که جریان هوا یاگازهای پر انرژی خارج شده در امتداد لبه فرار از روی ان عبور میکنند
tabbed flap
U
فلپی که لبه فرار ان لولا شده و تا زاویهای بزرگتراز زاویه اصلی بطرف پایین منحرف میشود
red herring
U
شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
red herrings
U
شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
anti servo tab
U
بالچه قابل تنظیم متصل به لبه فرار سکان که در جهت سطوح اصلی فرامین عمل کرده و درنتیجه از حساسیت انها میکاهد
acrylic lacquer
لاک های اکریلیک که دارای حلال های بسیار فرار بوده و برای پرداخت سطح هواپیما بکار میرود
flashed
U
حافظه غیر فرار مشابه EEPROM که با بلاکهای داده کار میکند و نه بیتها که معمولاگ در درایور دیسک به کار می رود
flashes
U
حافظه غیر فرار مشابه EEPROM که با بلاکهای داده کار میکند و نه بیتها که معمولاگ در درایور دیسک به کار می رود
flash
U
حافظه غیر فرار مشابه EEPROM که با بلاکهای داده کار میکند و نه بیتها که معمولاگ در درایور دیسک به کار می رود
escape hatch
U
دهلیز فرار دهلیز نجات
tax evasion
U
عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
fradulent conveyance
U
معامله به قصد فرار از دین معامله به قصد اضرار غیر
breakaway
U
شکستن خط محاصره شکستن بند زندان فرار از زندان
slips
U
گریختن سهو کردن
slipped
U
گریختن سهو کردن
slip
U
گریختن سهو کردن
shunning
U
گریختن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com