English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
premature U عمل پیشرس پیش از وقت عمل کردن گلوله
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
clues U گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
clue U گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
precocious U پیشرس
first fruits U پیشرس
premature U پیشرس
peripheral U نورس پیشرس
dementia praecox U زوال عقل پیشرس
precociously U بطور زود رس ی پیشرس پیش از موعدطبیعی
miss U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
missed U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
misses U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
sensing U تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
trend U مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
trends U مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
sabot U کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
frangible bullet U گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
fire ball U گلوله انفجاری گوی اتشین اتمی گلوله
ogive U ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
dud U منفجرنشدن گلوله گلوله ناپیدا
splinterproof U ضدبسکهای گلوله ضد قطعات گلوله
velocity jump U جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
launching U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launches U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launched U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launch U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
maximum ordinate U حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
clew U گلوله کردن
to round up U گلوله کردن
ball U گلوله کردن
bullet-proof U ضد گلوله کردن
shell off U گلوله باران کردن
spots U مشاهده کردن گلوله ها
lack vt U با گلوله سوراخ کردن
cannonade U گلوله باران کردن
spot U مشاهده کردن گلوله ها
shoots U پرتاب کردن گلوله
slugs U گلوله باران کردن
slugged U گلوله باران کردن
shoot U پرتاب کردن گلوله
slug U گلوله باران کردن
discharge U خالی کردن گلوله
to wind up U کوک کردن اماده کردن گلوله
bombard U بمباران کردن گلوله باران کردن
bombarded U بمباران کردن گلوله باران کردن
bombarding U بمباران کردن گلوله باران کردن
bombing U بمباران کردن گلوله باران کردن
bombards U بمباران کردن گلوله باران کردن
to roll a huge snowball U گلوله بزرگی از برف درست کردن
base of trajectory U تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
nuclear stalemate U گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
stabilization U برقرار کردن تعادل یاثبات گلوله در مسیر
windage U حرکت سمتی اثر باد درمنحرف کردن گلوله
square base U کف گلوله یا قسمت ته گلوله
bombardments U گلوله باران کردن تک به هدف به وسیله اتش هوایی یا توپخانه
bombardment U گلوله باران کردن تک به هدف به وسیله اتش هوایی یا توپخانه
shells U بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shell U بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shelling U بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
side spray U بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
stand-off U برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand off U برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand-offs U برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
ballistics of penetration U شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
water displacement U زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
hits U اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hitting U اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hit U اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
angle of arrival U زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
lead collision course U مسیر تصادم گلوله با هدف خط تصادم گلوله با هدف
projectile U گلوله
line shot U گلوله در خط
gunshots U گلوله
rounds U گلوله ها
gunshot U گلوله
ball U گلوله
shell proof U ضد گلوله
bullets U گلوله
fire ball U گلوله
clues U گلوله نخ
bullet گلوله
globe U گلوله
clue U گلوله نخ
cartridges U گلوله
glomerule U گلوله رگ
cartridge U گلوله
pellet U گلوله
round U گلوله
roundest U گلوله
bullet-proof U ضد گلوله
globes U گلوله
shot U گلوله
cannon proof U ضد گلوله
shots U گلوله
slugged U گلوله بی شکل
shrapnel U گلوله نارنجکی
shrapnel U گلوله ضد نفر
gun shot U گلوله توپ
trajectory U مسیر گلوله
gun stone U گلوله توپ
slugs U گلوله بی شکل
trajectories U خط سیر گلوله
shoot down U با گلوله کشتن
slug U گلوله بی شکل
trajectories U مسیر گلوله
shoots U برد گلوله
blobs U گلوله حباب
blob U گلوله حباب
marble U گلوله شیشهای
gilding metal U روکش گلوله
impact U اصابت گلوله
globus hystericus U گلوله هیستریایی
impacts U اصابت گلوله
plumb U گلوله سربی
rotating band U کمربند گلوله
graupel U گلوله برف
projectile flat U سکوی گلوله
trajectory U خط سیر گلوله
lead U شاقول گلوله
leads U شاقول گلوله
bombard U گلوله باران
bombarded U گلوله باران
bombarding U گلوله باران
shafts U خدنگ گلوله
line of impact U خط اصابت گلوله
shell fragments U قطعات گلوله
shaft U خدنگ گلوله
lost U گلوله ناپیدا
live round U گلوله جنگی
loading tray U سینی پر کن گلوله
bombards U گلوله باران
snow ball U گلوله برف
number of rounds U تعداد گلوله ها
illuminating shell U گلوله منور
shrapnel U گلوله افشان
shilleilagh U گلوله شلیلاق
shrapnel U گلوله انفجاری
shell room U انبار گلوله
potshot U گلوله هوایی
starshell U گلوله منور
plumb bob U گلوله شاقول
shell proof U ضد نفوذ گلوله
piercing shell U گلوله ثاقب
illumination round U گلوله منور
ounce of lead U گلوله سربی
cannon ball U گلوله توپ
shell fragments U بسک گلوله
tracer shell U گلوله رسام
fragments U بسک گلوله
beehives U گلوله ضد نفر
buckshot U گلوله سربی
clew U گلوله نخ گره
missile U گلوله موشک
missiles U گلوله موشک
center of burst U مرکزاصابت گلوله
cease loading U گلوله را پرنکنید
beehive U گلوله ضد نفر
snowballing U گلوله برف
snowballed U گلوله برف
sugarplum U گلوله نبات
ball U گلوله توپ
fragment U بسک گلوله
incendiary U گلوله اتش زا
snowballs U گلوله برف
fragmenting U بسک گلوله
conglobate U گلوله شدن
trial shot U گلوله ازمایشی
snowball U گلوله برف
bombardment U گلوله باران
cartouche U گلوله توپ
shells U گلوله توپ
burst center U مرکز گلوله
bulletproof U ضد یا مانع گلوله
ballistic trajectory U خط سیربالیستیکی گلوله
blank catridge U گلوله سلام
blank cartridge U فشنگ بی گلوله
base spray U بسکهای ته گلوله
rotund U گلوله وار
base fuze U ماسوره ته گلوله
can , not observe U گلوله ناپیدا
shelling U گلوله توپ
bullet-proof U پاد گلوله
cartouch U گلوله توپ
ditto U گلوله در راه
canon ball U گلوله توپ
bombardments U گلوله باران
cannonball U گلوله توپ
cannon shot U گلوله توپ
shell U گلوله توپ
cannon proof U ضد گلوله توپ
gunshot wound U زخم گلوله
cannon balls U گلوله توپ
deliveries U پرتاب گلوله
shoots U گلوله زدن
smoke projectile U گلوله دودانگیز
gunshot U زخم گلوله
marbles U گلوله شیشهای
gunshots U زخم گلوله
to toll up U گلوله شدن
smoke round U گلوله دودانگیز
bullets U گلوله فشنگ
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com